بازاندیشی مسئله هویت ملی و هویت قومی

از زاگرس
پرش به: ناوبری، جستجو

محمد حقمرادی

مسئله هویت در قرن گذشته منشأ بسیاری از تحولات اجتماعی، سیاسی و منازعات و تخاصمات خونین بوده است. اکنون نیز مسئله هویت به اشکال مختلف در بسیاری از کشورهای جهان بسیار جدی است. منطقه پرتلاطم خاورمیانه بویژه در برهه کنونی به خاطر پیدایش بنیادگرایی های مذهبی و فروپاشی دولت – ملت های سوریه و عراق، مسئله هویت را در مرکز این تنازع و فضای آنتاگونیستی قرار داده است. کشور ایران نیز به دلیل قرارگرفتن در این منطقه پرآشوب و وجود تنوع قومی، زبانی و مذهبی، هویت به مثابه مسأله امروز و فردای آن بدل شده است. در عین حال سیاست های دولت مرکزی، سطح نیافتگی مناطق قومی و تحولات اجتماعی- فرهنگی نیمه دوم قرن بیستم تنوع زبانی و تفاوت های مذهبی را به منبعی برای هویت خواهی و طلب بازشناسی اقوام و مسئله ای مهم و پایدار برای جامعه ایران تبدیل کرده است که گاه جنبه منازعه و تخاصم نیز یافته است. تکثر و تنوع هویتی یک واقعیت موجود در اکثر قریب به اتفاق جوامع در گذشته و حال بوده است. در دوره معاصر نیز علی رغم فرایندهای نوسازی و برقرای نهادهای مدرن، این تنوع هویتی نه تنها کاهش نیافت بلکه بدل به موضوعی برای مناقشه و منازعات حول تمایزات و تفاوت های هویتی گردید. همچنین از نیمه دوم قرن بیستم فرایندهای جهانی شدن مانند رشد و گسترش روزافزون رسانه ها و از انحصار خارج شدن کنترل و مدیریت رسانه ها باعث رشد اگاهی های هویتی و امکان بازنمایی آنها شد و اتفاقاً همگام با سایر تحولات اجتماعی و فرهنگی، تنوع و تکثر هویتی را بیشتر کرد و در کنار منابع دیرین مانند نژاد، دین، مذهب و ملیت، هویت خواهی های نوین مبتنی بر جنسیت، گرایشات جنسی، سبک زندگی، گروههای شبهه دینی و… طلب بازشناسی کردند.

فرایندهای نوسازی که از طریق آموزش رسمی واحد، پروژه های دولت-ملت سازی، رادیو و تلوزیون دولتی و خشونت فیزیکی اعمال می شد، نتوانست تمایزات هویتی موجود بر اساس خطوط قومی، دینی و مذهبی و زبانی را در هویت مسلط هضم و مضمحل کند و موفق شود همانندسازی کامل را به اجرا درآورد. با این حال در شرایط و وضعیت جهانی شدن این سیاست انکار و محو هویت ها ناممکن تر می نماید.

با وجود اینکه واقعیت این تنوع و تکثر هویتی در ایران کمتر انکار شده است. اما به دلیل تبعیض و نابرابر های موجود در ساختار سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جامعه، کشمکش ها و فعالیت های هویت خواهانه حول دو محور قومیت و مذهب در صد سال گذشته به وقوع پیوسته است. قومیت در مقاطع مختلف بواسطه حوادث سیاسی و نظامی برجستگی ویژه ای یافته است؛ اما پس از تشکیل دولت مدرن در ایران هویت قومی همواره به عنوان یک موضوع مورد توجه صاحبنظران رشته های مختلف از جمله علوم سیاسی، جامعه شناسی ، مردم شناسی، تاریخ و… بوده است.

واقعیت تنوع قومی و زبانی در ایران کمتر مورد انکار واقع شده است با وجود این همواره سعی شده است هویت قومی را به مسئله ای مردم شناختی در حد تمایزات نوع موسیقی، پوشش و مراسمات و آیین ها تقلیل دهند و یا اینکه با تمرکز بر روی وضعیت اقتصادی نابسامان و توسعه نیافتگی مناطق قومی، به عنوان تحلیل و تبیین منازعات قومی در ایران، هویت خواهی اقوام را به مسئله ای اقتصادی و ناشی از توسعه نیافتگی فروبکاهند و از پذیرش تنوع قومی به عنوان هویت های مستقل که مطالبات هویتی دارند سریاز زنند. در کنار این دو شیوه برخورد، همواره مطالبات قومیت ها را با انگ های تجزیه طلبی ناشی از دخالت های خارجی منکوب و یه سکوت وامی دارند.

گفتمان حاکم بر مطالعات هویت قومی در ایران، مسئله هویت قومی را از بعدی آسیب شناختی به عنوان عامل بحران زای هویت ملی طرح کرده و تقویت هویت قومی را برابر با تضعیف هویت ملی انگاشته و در نتیجه برای آن راهکارهای امنیتی، سیاسی و یا نهایتاً اقتصادی اندیشیده است. بنابراین برای رهایی از تقابل دوگانه هویت قومی/ هویت ملی باید با واسازی این تقابل تعریفی جامع، فراگیر و غیر غیر قومی از هویت ملی ارائه گردد.

اگر بنا بر صلح، برابری و دوستی پایدار است، لازم است مسائل هویت قومی، هویت ملی و همبستگی اجتماعی را از منظر اقلیت های قومی و دغدغه ها و نگرانی های آنها نیز نگریسته شود. سیاست حذف، ادغام و همانندسازی قومیت ها اگر در گذشته ممکن نشد، اکنون بسیار نامحتمل تر به نظر می رسد. اتخاذ این رویکرد باعث تقویت گفتمان مقاومت و به تعبیر کاستلز «هویت مقاومت» می شود. همبستگی ملی به ترکیبی از همگرایی نیازمند است است که جامعه ی باثبات را بر مبنای یک پلورالیسم فرهنگی در یک دولت چندملیتی مبتنی بردموکراسی بنا کند.

آنچه در مجموع می توان نتیجه گرفت این است که. رسیدگی به وضع اقتصادی اقوام و تلاش برای از بین بردن احساس نابرابری های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و آموزشی و بازشناسی هویت آنها تا حد زیادی می تواند چالش هویت ملی را کمتر کند. نداشتن نگاه سیاسی و ایدئولوژیک به اقوام، توجه به حقوق شهروندی آنها مطابق با قانون اساسی، مشارکت دادن بیشتر آنها در بدنه قدرت و … می تواند درجلوگیری از تخاصم و منازعه آمیز بودن حرکت های قومی موثر باشد.