جنگ نرم جمهوری اسلامی در کوردستان

از زاگرس
پرش به: ناوبری، جستجو

هادی صوفی زاده

ترور صانع ژاله‌ د رروز بیست وپنج بهمن درجریان اعتراض عمومی مردم تهران و پرونده‌ سازی ‌حاکمیت برای ایشان با تاسی ازتصمیم گیریهای اتاق فکر جنگ نرم، ‌ به همراه‌ آخرین مورد یعنی قتل چهار کارمند محیط زیست درسنندج مصداق جنگ خشن جمهوری اسلامی با اهداف پیشبرد جنگ نرم است. موارد ذکر شده‌ آزمایش ها و اقدامات جنگ نرم علیه‌ مردم کرد را نشان می دهد تا شاید بتوانند در نقاط دیگر ایران تجربه‌ نمایند. جنایت یادشده‌ بهانه‌ای شد تا درحد توان به‌ اهداف جنگ نرم در ایران و کوردستان بپردازیم.

ظهور جنگ نرم

بعداز ماجرای تقلب درانتخابات ریاست جمهوری و پیامدهای رسوایی برانگیز آن، شرایط حادی بر‌ سران نظام تحمیل شد که‌ برای گذر از بحران رسوایی درصدد انتقام و مقابله‌ با‌ مخالفین برآمدند. دراین کارزار اتهاماتی همچون توطئه‌ برای ایجاد انقلاب مخملی (با هماهنگی سعید حجاریان و سید مصطفی تاج زاده‌!) و تفسیرکودتای مخملی تحت عنوان برآورد استراتژیک کودتای مخملی به‌ ارزیابی محتوای آن پرداختند. ناکامیهای سران رژیم در نسبت دادن اتهام یادشده‌ به‌ سران جنبش سبز، درنهایت سران نظام را به‌ تجدید نظر در روشهای فرسوده‌ شان سوق داد، و دراقدامی مضحکتر، از پروژه‌ جنگ نرم امریکا علیه‌ خود خبردادند و مقابله‌ با همچون جنگی را در دستور کار خود قرار دادند. درهمین راستا در آبانماه‌ هشتاد و نه‌ همایش ملی جنگ نرم را برگزار کردند و بدین وسیله‌ فضایی را بر جامعه‌ تحمیل نمودند‌ که‌ هر چیز را توطئه می خواندند. تاجائی که‌ بقول آقای احمد قابل، قانون اساسی نیز از نظر آنان براندازانه‌ شده‌ است. طبق اخبار مربوط به‌ حاکمیت رژیم صد هزار نفر را بعنوان افسران مبارزه‌ با جنگ نرم تربیت و همچنین دوهزار کانون فرهنگی ـ هنری را نیز برای مقابله‌ با جنگ نرم راه‌اندازی نموده‌است. درعین حال بنا به‌ گفته‌ سیدهادی صادقی ازافسران جنگ نرم استانداریها به‌ اتاقهای فکر جنگ نرم مجهز گردیده‌اند.

جنگ نرم چیست؟ جنگ نرم که‌ درکشورهای غربی قدرت نرم نام دارد، برای جمهوری اسلامی ‌ شبحی است که‌ در دو دهه‌ گذشته‌ ازآن بعنوان شبیخون فرهنگی، تهاجم فرهنگی با اصطلاحاتی همچون " دشمن درکمین است " که‌ تکیه‌ کلام رهبر جمهوری اسلامی بوده‌ تعریف شده‌است. همچنان که‌ در فوق به‌آن اشاره‌ شد بحران مشروعیت نظام چنان بوده و هست که بعد از ماجرای تقلب انتخاباتی واژه‌های دیگری همچون "ناتوی فرهنگی" از زبان رهبر جمهوری اسلامی شنیده‌ شد و متعاقبا" همه‌ در قالب بزرگتری بانام جنگ نرم تفسیر شد که‌ اصطلاحاً به آن War Soft يا جنگ نرم اطلاق می‌كنند. شاخصه‌ی جنگ نرم نیز استفاده از ابزارهای فكری و فرهنگی است. لازم به ذکر است که‌ جنگ روانی، جنگ رایانه‌ای، اینترنتی، براندازی نرم، راه‌اندازی شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی و شبکه‌سازی از اشکال جنگ نرم هستند. طرح جنگ نرم از طرف جمهوری اسلامی دروهله‌ اول باانگیزه‌ انسجام تشکیلاتی و جلوگیری از ریزش نیروها و پایه‌های نظام و در وهله‌ دوم در قالب سیاست تهاجمی علیه‌ مخالفین نظام و مغلوب نمودن معترضین بکارگرفته‌ می شود.

مرتضی نبوی دبیر روزنامه‌ رسالت و نائب رئیس جامعه‌ اسلامی مهندسین و از چهره‌های مطرح اصولگرا درخصوص خطر جنگ نرم علیه‌ نظام می نویسد: " ما باید خطر تهاجم فرهنگی و جنگ نرم را خیلی جدی بگیریم. ‌‌آمریكایی‌ها در این زمینه خیلی جدی هستند و تجربه زمین زدن شوروی را هم دارند كه آن هم بر مبنای یك نظام ایدئولوژیك بود و با شعارهای خلقی و ضد سرمایه داری آمد، ‌‌ولی آن را وادار به توبه و غلط كردن كردند. ‌‌همه آن تجربه‌ها به اضافه سرمایه‌گذاری‌های جدید را دارند به كار می‌گیرند و اگر در مقاطعی موفق نشدند، ‌‌در این مقطع انتخابات توفیقاتی را به دست آوردند و ثبات فكری رویه‌ای مسئولان ما را تا حدی به هم زدند و تشتتی را ایجاد كردند و حتی بین نخبگان اصول‌گرا و نظام هم فاصله‌ای را فراهم كردند."

یکی از زیرمجموعه‌های جنگ نرم جمهوری اسلامی آرتش سایبری جمهوری اسلامی است که‌ این روزها بحث داغ محافل حکومتی است. این آرتش به‌ افراد نقابدار و بدون نام ونشان گفته‌ می شود که‌ برای تشویش اذهان عمومی و شست وشوی مغزی و تخریب افراد جامعه‌ درسایتها ظاهر می شوند و به‌هک نمودن سایتهای مخالف نظام اقدام می نمایند. داده‌های انترنتی حکایت ازآن دارد که‌ با افزایش مخالفتها با دولت نهم احمدی نژاد درسال 84سپاه‌ پاسداران به‌ فکر سازماندهی آرتش سایبری افتاد.

در اردیبهشت ۸۸ نیز خبرگزاری فارس گزارش داد مؤسسه «Defense Tech» که از مؤسسات نظامی و امنیتی ایالات متحده آمریکا است، با استناد به آمار دریافتی از سازمان اطلاعات آمریکا، ایران را جزء پنج کشور دارای قوی‌ترین نیروی سایبری معرفی کرده است. این مؤسسه با تاکید بر اینکه ارتش سایبری ایران زیرمجموعه تیم رصد سایبری سپاه است، بودجه آن را ۷۶ میلیون دلار اعلام کرده بود.

نقش دین در جنگ نرم

به‌لحاظ مذهبی نیز جنگ نرم علیه‌ دشمنان جمهوری اسلامی مورد کنکاش قرارگرفته‌است. معاون رسانه مجازی سازمان صدا و سیما در سخنانی، وبلاگ‌نویسی را وظیفه ی شرعی هر شیعه اعلام کرده است.

آقای محمد سروش محلاتی در مطلبی تحت عنوان تهمت درخدمت دیانت می نویسد، ازقرن سیزدهم درفقه‌ شیعه‌ برای غلبه‌ بر اهل بدعت و برای ازمیدان بدرکردن آنان تهمت حلال گردید. و دراین رابطه‌ به‌ فتوای دو مرجع بزرگ شیعیان منجمله‌ آیه‌الله‌ خویی و آیه‌الله‌ گلپایگانی اشاره‌ نموده ‌است.

درجایی دیگر آقای محلاتی با استناد به‌ سخنانی ازیکی از ائمه‌ جمعه‌ نسبت به‌ جنگ نرم آورده‌ که‌ از نظر آنان اقدامات خلاف شرع دربرابر مخالفان الزامیست و ازقول ایشان آورده‌ که‌:«جنگ سایبری را جدی بگیرید. با وبلاگ طنز، علمی یا ادبی و یا هک کردن، با هر وسیله ای که میتوانید به جنگ بروید. هرچه هست الان جنگ است. مسئله جنگ ما در فضای مجازی به این حد رسیده است که هر کس دستش می رسد با هر وسیله ای که می تواند متوسل بشود. این را بدانید که مسلم است همانطور که در جنگ برخی اوقات خلاف شرع ها جایز می شود در جنگ سایبری هم خلاف شرع ها جایز می شود. یعنی الان شرایطی است که شما با هرچه که به دستتان می رسد بزنید. ملاحظه هیچ طرف را هم نکنید چون شما نزنید دشمن شما را می زند.»

پرداختن و بررسی تمام ابعاد جنگ نرم دراین مطلب مقدور نمی باشد، اما برای آشنایی بیشتر با روش دشمن شناسی رژیم می توان با مراجعه‌ به‌ سایت جنگ نرم به‌ اطلاعات بسیاری دست یافت. هرچند اگر این ایده‌ جین شارپ را قبول داشته‌ بایم که می گوید‌: "هر دیکتاتوری ضعف‌های خود را دارد؛ باید با تحقیق این ضعف‌ها را شناخت". می توان از بطن پروژه‌های جنگ نرم نظام به‌ ضعفهای بنیادی این پروژه‌ دست یافت. بنابراین علیرغم سرمایه‌گذاریهای انجام گرفته‌ نظام در این زمینه‌ با شناختی سطحی از روشهای کار نظام می توان فضای دروغ و بلوف آنان را به‌ آسانی تشخیص داد و آسیب پذیری روش آنان را نشان داد که‌ یکی از ضعفهای نظام که‌ رژیم از خود نشان داده‌، ممنوعیت استفاده‌ احزاب از شبکه‌های رسانه‌ای همچون تویتر و فیس بوک بود که‌ رئیس کمیسیون ماده ۱۰ احزاب ایران استفاده‌ از شبکه‌های مجازی را ممنوع اعلام نمود.

جنگ نرم علیه‌ بیگانگان و به‌ اصطلاح علیه‌ امریکا درنظر گرفته ‌شده‌، اما عملکرد یکساله‌ آنان نشان می دهد که‌ جنگ نرم آنان به غیر از دروغ پردازی چیز بیشتری نبوده‌ و برای بررسی رویه‌ تهاجمی آنان می توان به‌ مواردی اشاره‌ نمود که‌:

ـ بنابه‌ تحقیقات انجام گرفته‌ درعرصه‌ فنی و تکنیکی آرتش سایبری ایران برای هک نمودن بسیاری از سایتهای اینترنتی منجمله‌ رادیو زمانه‌ و صدای امریکا و جرس ازهکرهای روسی، هندی و چینی در ازای مبلغی کلانی استفاده‌ نموده‌اند و خود قابلیت هک نمودن آنها را نداشته‌اند.

ـ نتیجه‌ گیریهای بعمل آمده‌ این رانشان می دهد که‌ هک نمودن سایتها علی رغم پرداخت مبالغ هنگفت به‌ هکرها روسی و چینی مثمر ثمر واقع نگشته‌ و درتازه‌ترین بازنگریهایشان دراین زمینه‌ به‌ این نتیجه‌ رسیده‌اند که‌ بجای هک نمودن سایتها راهکارهایی همچون افزایش بصیرت افراد خود و نفوذ درفضای مجازی دیده‌اند که‌ نمونه‌هایی از بصیرت آنان را نشان خواهم داد.

الف ) بهنگام دادگاه‌ ترور رفیق حریری که‌ پای سران نظام به‌ میان آمد اعلام نمودند که‌ دادگاه‌ حریری نماد جنگ نرم امریکا علیه‌ ایران است.

ب ) زمانی که‌ ایران مورد تحریم 1929 سازمان ملل متحد قرارگرفت و روسیه‌ از تحویل موشکهای اس 300 به‌ ایران منصرف گردید، احمد وحیدی وزیر دفاع ایران اعلام نمود ما خودمان موشک اس 300 می سازیم و یا درتحریم بنزین گفتند که‌ ما خودمان بنزین تولید و مازاد آنرا صادر می کنیم.

پ ) در کارزار دروغ هنگامی که ‌ از پروژه‌ Haarp ( طوفان خورشیدی ) امریکا که‌ درآلاسکا مستقراست به‌ عنوان سلاحی ناشناخته‌ در رسانه‌های علمی جهان مطرح است مطلع گردیدند، همچون پروژه‌ای به‌ کابوس سران نظام تبدیل شد، معاون پژوهشی سازمان محیط زیست (دکتر محمد یزدی ) اعلام نمود که‌ موفق به‌ طرح وتاسیس پروژه‌هارپ شده‌ایم!


جنگ نرم علیه‌ شهروندان ایرانی

نسلهای دوران قبل ازانقلاب اصطلاح "دیوار موش دارد، موش هم گوش دارد" را بخاطر دارند. اصطلاحی که‌ عوامل ساواک برای ایجاد جو امنیتی و بی اعتمادی در جامعه‌ جا انداخته ‌بودند، اما ب با سقوط رژیم شاه‌ مشخص شد که‌ تمام موشهای آن دستگاه‌ مخوف درکل ایران چهل هزار نفر بودند. آرتش سایبری ایران نیز مشابه‌ موشهای ساواک هستند با این تفاوت که‌ آرتش سایبری جمهوری اسلامی در روزهایی که‌ احتمال تظاهرات درشهرها جریان دارد آنان در فضای مجازی غایب و همگی در خیابانها مشغول سرکوب هستند.

جنگ نرم رژیم علیه‌ شهروندان گرچه‌ در اشکال مختلف انجام می گیرد اما گذشت زمان بیهوده‌ بودن آن را اثبات می نماید. اشاره‌ به‌ مواردی ازجنگ نرم که‌ دراین مدت انجام گرفته‌ نشان دهنده‌ این واقعیت است که‌ دروغگویی روزی بی اثر خواهد شد. ذکر مواردی می تواند مصداق شکست نیروی سایبری ایران باشد. برای نمونه‌ ماجرای رسوایی حسین شریعتمداری یکی از افسران ارشد جنگ نرم و نماینده رهبری در موسسه‌ کیهان درجریان شهید دزدی و بهنگام قتل عامدانه‌ صانع ژاله‌ است. تبلیغات گسترده‌ پی درپی مبنی بر فرار سیدمحمد خاتمی ازایران نمونه‌ دیگری از ورشکستگی جنگ نرم است.

دراین وادی جاسوسی در همه‌ ابعاد ریز علیه‌ شهروندان اعمال می شود که‌ می توان به‌ درج خبری درسایت رجا نیوز از میرحسین موسوی اشاره‌ نمود که‌ سایت رجا نیوز می نویسد: "نكته جالب در ارتباطات ضد امنيتي موسوي اين است كه عمده تماس‌هاي وي با عوامل بيروني از طريق چت تصويري بوده و وي حتي براي جلوگيري از اينكه صدايش شنود شود، مطالب خود را بر روي كاغذ مي‌نوشته و براي مشاهده طرف مقابل، جلوي دوربين وب‌كم مي‌گرفته است."

دراین کارزار شرایط بگونه‌ای است که‌ اگر رسانه‌ای خارجی نظرات مخالفین را در رسانه‌های خود منعکس نمایند، از آن بعنوان همکاری و خوش خدمتی سران جنبش سبز به‌ بیگانه‌ تلقی می گردد اما خودشان بطور روزانه‌ برای مشروعیت بخشی به‌خود و اثبات قدرتشان دردنیا به‌ درج و بزرگنمایی مطالب رسانه‌های خارجی می شوند. نگاهی به‌ روزنامه‌ کیهان و سایتهای وابسته‌ این دوگانگی و تناقض دررفتارشان را نشان می دهد.

علاوه‌ بر تمامی موارد ذکر شده‌ آسیب پذیری نظام درجنگ نرم با شهروندان خود بدنبال مصاحبه‌ تلویزیونی حیدر مصلحی وزیراطلاعات عیان گشت که‌ بعداز آن مصاحبه، می توان مصلحی را به صراحت‌ سعیدالصحاف ایران نامید.


صرفنظر از کم وکیف تاریخ مبارزات آزادیخواهانه‌ ملت کرد درایران، درچند سال اخیر مبارزات کردها رویکردی روبه‌مرکز داشته‌ و در مواردی بسیاری همچون فعالیتهای زنان و کارگری بطور موازی با مرکز ایران درحرکت بوده‌‌ است. در جریان حوادث بعداز انتخابات تقلبی علیرغم ساختار تمرکزگرای ایران، کوردستان درکانون توجهات قرار داشت و هزینه‌هایی که‌ مردم کوردستان دراین مدت متحمل گردیده‌اند، بنابه‌ وسعت و جمعیت کوردستان نسبت به‌ کل ایران، سنگین تر از مرکز بود. کشتار محافظان محیط زیست مقارن با تحولاتی که‌ درکوردستان عراق جریان دارد، تازه‌ترین سناریوی جنگ نرم جمهوری اسلامی علیه‌ مردم کوردستان است که‌ "ارتش سایبری" جمهوری اسلامی از مدتها قبل درصدد زمینه‌سازی آن بود. نگاهی به‌آنچه‌ درکوردستان می گذرد می تواند سیاستهای پنهان نهادهای امنیتی در کوردستان را در لوای جنگ نرم آشکار می سازد.

فضای بشدت امنیتی حاکم بر کوردستان به‌ اضافه‌ فقر و مشکلات معیشتی برخلاف نواحی مرکزی ایران، مردم این خطه ‌را از امکان دسترسی به‌ فضای مجازی و اینترنت محرومتر نگاه‌ داشته ‌است. برای نمونه ‌تلویزیون سحر بعنوان یکی از ابزارهای جنگ نرم که‌ بخش آذری آن مشکلات بسیاری برای کشور جمهوری آذربایجان ایجاد نموده‌ پخش کردی آن نیزمشکلات بسیاری برای کردهای عراق ایجاد نموده ‌است اما این کانال ماهواره‌ای در کوردستان ایران قابل رؤیت نیست.

گردانندگان امور کوردستان با اطمینان از‌ اینکه‌ در کوردستان برخلاف مناطق مرکزی امکان دسترسی به‌ اینترنت درحد نازل است تمام توان خودرا برای جنگ "نرم" علیه‌ سازمانهای کوردستانی که‌ وجود فیزیکی آنان بیشتر در خارج ازمرزهای ایران حس می شود براه‌ انداخته‌اند. و سیاست کلی رژیم درارتباط با مسائل کوردستان سانسور و سکوت بوده است حتی درمواردی که‌ به نفع خود نظام بوده ‌است.

مورد دیگر اینکه‌ مضامین، اهداف، ابزارها و کارکردهای جنگ نرم از دید مردم کرد پنهان نگاه‌ داشته ‌شده ‌است، اما آگاه‌ سازی مردم درباره‌ جنگ نرم را در نواحی مرکزی در اماکن عمومی نظیر ادارات و مساجد در دستور کار قرار داده‌اند. درحالیکه‌ مقامات امنیتی تمام تلاششان این است که‌ مردم کوردستان متوجه‌ محتوای آن نشوند و حتی در بکارگیری افراد بومی برای ایجاد ‌ جنگ روانی با کردهای مخالف استبداد از توجیه‌ فنی فکری مغفول می نمایند و بدلیل اینکه‌ افراد گماشته‌ شده‌ درشرایط خاصی ناچار به‌ همکاری گشته‌ اند در چهار چوب پروژه‌ تعریف شده‌ جنگ نرم آنان قرار ندارند.

نکته‌ دیگر اینکه‌ رهبری احزاب کردی به‌ سبب آشکار استبداد حکومتی، عموما در خارج از مرزهای ایران حضور یافته‌اند و فعالیت دارند؛ نه‌ اینکه‌ استراتژی مشترکی دربرابر رژیم ندارند بلکه‌ از شکاف و چنددستگی نسبی درمیان خود رنج می برند و بطور ناخواسته‌ بیشترین فرصت را برای افسران جنگ نرم جمهوری اسلامی مهیا نموده ‌اند تا به‌ تعمیق شکافهای فرضی یا واقعی میان آنها ازطرق مختلف دامن بزنند.

ازجهتی دیگر به نظر می رسد که رکود فعالیتهای احزاب کردی درفضای مجازی به‌ حدی رسیده‌ که‌ سایتهای ارگانیک آنان جذابیتی برای خوانندگان ندارند و هرکدام از احزاب دیدگاههای خود را درسایتهایی به‌ ظاهر مستقل اما نزدیک به‌ آن احزاب منعکس می نمایند و در همچون شرایطی چه بسا که کنترل بر سایتهای مستقل دراختیارمستقیم آنان نبوده‌ و "سربازان جنگ نرم" توانسته باشند با موفقیت نسبی درآنان نفوذ و اهداف پنهان خودرا دنبال نمایند و به‌تشویش اذهان عمومی و تعمیق شکاف میان آنان دامن بزنند. پیش آمده‌‌ درمواردی که‌ "ارتش سایبری ایران" قادر به‌ برپایی جنگ روانی درفضای مجازی گردیده‌، بلافاصله‌ با هک نمودن یک سایت شرایطی را بوجود آورده‌ تا انگشت اتهام را متوجه‌ جریان خاصی نماید تا وانمود نماید که‌ جریان مورد نظر‌ تحمل روشنگریهای آنان را نداشته‌ وبه‌همین دلیل مورد حمله‌ قرار گرفته ‌است.

علاوه‌ بر مختصری از اوضاع جاری روابط میان احزاب کردی، مقامات امنیتی ایران از حربه‌های دیگری استفاده‌ نموده‌ تا بابزرگنمایی فعالیتهای پژاک درصحنه‌ عمومی ایران، جنبش سبز را به‌ همکاری با این سازمان متهم نماید. محکومیت اعدام چهار فعال مدنی و سیاسی کرد در اردیبهشت سال گذشته‌ (شیرین علم هولی، علی حیدریان، فرهاد وکیلی و فرزاد کمانگر، که برخی رابطه ای هم با پژاک نداشتند) از طرف میرحسین موسوی و آقای مهدی کروبی و تلاش برای زیر سئوال بردن آن دو نمونه‌ای از اینگونه‌ ترفندهای حکومت است. و یا اینکه‌ با تاسی از روشهای آزموده‌ شده‌ سال 84 درارتباط با قتل فجیع شوانه‌ قادری _که‌ فرمانده‌ وقت نیروی انتظامی استان آذربایجان غربی، احمدرضا رادان بود_ اعتصاب مردم کوردستان دراعتراض به‌ قتل شوانه‌ سید قادری را به‌ سالگرد ترور شادروان دکتر قاسملو نسبت داد؛ اینبار نیز تلاش نمود که‌ قتل صانع ژاله‌ را مقارن با سالروز دستگیری آقای عبدالله‌ اوجالان تحلیل و تبلیغ کند و بدینوسیله‌ به‌فریب افکار عمومی بپردازد.


روشهای جنگ نرم درکوردستان

مقامات امنیتی ایران در فضای واقعی کوردستان تجارب زیادی دارند و به‌ لحاظ فقهی وشرعی دستشان برای انجام هر جنایتی باز است. بقول معروف کوردستان پل ترفیع رتبه‌ی آنان است. خارج ازکوردستان ایران، آنان تجارب خوبی نیز از اعمال نفوذ درمیان کردهای عراق دارند. به‌ همین جهت آنان با شناخت عمیق از مناسبات اجتماعی کردها و با انگیزه‌ جنگ مورد نظر، کوردستان عراق را به‌ حیاط خلوت خود نیز بدل نموده‌اند. درهمین راستا عده‌ای از روزنامه‌ نگاران کوردستان عراق راباخود همراه‌ کرده‌ اند که‌ بخشی از جنگ نرم خودرا ازطریق آنان اعمال می کنند. کار این روزنامه‌ نگاران ارتباط با سران احزاب کرد ایرانی که‌ درکوردستان عراق مستقرند و هر ازچند گاهی با سئوالهای از قبل طرح شده‌ وبا سفارش مقامات امنیتی ایران به‌ مصاحبه‌ بآنان می پردازند. محتوای مصاحبه‌ها خوب یا بد برای مجریان جنگ نرم کم هزینه‌ اما پرفایده‌ است و اینکه‌ مصاحبه‌ در کوردستان عراق انجام می شود ‌ بازتاب چندانی در میان کردهای ایران ندارد و درکوردستان عراق نیز تنها دربخش کوچکی از محافل بازتاب می یابد. اما آسيبهاي آن براي جنبش کوردستان کم نبوده‌است.

موارد بسیاری هم به‌چشم می خورد که‌ افرادی با نام مستعار به‌ نوشتن مقالات درتقبیح تاریخ مبارزات ملت کرد دست می زنند اما بدلیل اینکه‌ کسی آنرا جدی نمی گیرد، بناچار محتوای همان مطلب را با نام افرادی که‌ هویت مشخصی دارند درج می نمایند.

راه‌اندازی سایتهای شناسنامه‌دار: درچند سال گذشته‌ موضوع تلاش برای کسب حقوق ترک های آذری در آذربایجان به‌ مسئله‌ای حساس در فضای سیاسی ایران درآمده‌، و اختلافات سیاسی میان کشور جمهوری آذربایجان با ایران بر سر دخالت ایران درآن کشور به‌ نقاط باریکی کشیده‌ شده‌ که‌ آذربایجان ایران را درحالتی انفجاری قرار داده‌است. بعداز تقلب انتخاباتی و اعتراضات گسترده‌ سکوت آذربایجانیها در ارتباط با حوادث جاری به‌ معمایی حل نشده‌ مانده‌ است. ازسویی برخی از صاحبنظران علت را بی اعتمادی آذریها به‌ جنبش سبز و ازجهتی دیگر علتها را در نفوذ باند احمدی نژاد و عده‌ای از همراهانش نظیر صادق محصولی و احمد رضا رادان که‌ ازدهه‌ شصت درآن منطقه‌ فعال بوده‌، می دانند. علتها هرچه‌ باشد موضوع این بحث نیست اما دراین میان سایتهایی بنام دفاع از حقوق آذریها فعال شده‌اند که‌ تعقیب کنندگان مسائل آذربایجان را سردرگم نموده‌اند که‌ مصداق جنگ نرم است. یکی از این سایتها سایت بای بک است که‌ ظاهرا نام خودرا از بابک خرم دین رهبر نهضت سرخ جامگان گرفته‌، این سایت بیشترین مطالبش مربوط به‌ نقد جنبش سبز، تفرقه‌ افکنی و دشمنی میان کردها وآذریها تا سرحد یک جنگ خونین، دشمنی و توهین به‌ کردهای ترکیه و حزب کارگران کوردستان ترکیه‌‌، و اخبار مربوط به‌ ناگورن وقره‌باغ و دشمنی با ارمنیها و اخبار مربوط به‌ کشور آذربایجان ، و کمترین اخبار آن درنقد حاکمیت ایران است.

درارتباط با مسئله‌ کوردستان نیز، سایت «کوردستان امروز» فعال است که‌ دیدگاههای جمهوری اسلامی درارتباط با کوردستان را منعکس می نماید. چنین بنظر می رسد که‌ راه‌اندازی این سایت در ‌نتیجه‌ رهنمودهای "رهبر انقلاب" که‌ همت مضاعف، کار مضاعف را سرلوحه‌ کار قراردادند تاسیس گردید، گرنه‌ اغلب مندرجات آن درسایت تابناک پیدا می شود. این سایت خارج از اخبار مربوط به‌ چهار استان کردنشین ( آذربایجان غربی، کوردستان، کرماشان و ایلام ) موارد دیگری در ارتباط با کردهای بخشهای دیگر کوردستان را تحت پوشش قرار داده‌ است که‌ می خواهد تصویر زشتی از جامعه‌ سیاسی کوردستان ارائه‌ دهد.

گرچه‌ اهداف اصلی سایتهای مثل بای بک و کوردستان امروز با دو شیوه‌ کار متفاوت درراستای اهداف نظام جمهوری اسلامی عمل می نمایند و بنوعی خاکریزهای جنگ نرم به‌حساب می آیند ، اما در درازمدت به‌ معضل پیچیده‌ای برای خود نظام بدل می شوند. برای نمونه‌ اختصاص سایتی بنام کوردستان و برای چهار استان کردنشین اعترافی نانوشته‌ به‌ چارچوب جغرافیایی کوردستان خواسته‌ اصلی کردها است که‌ سالها رژیمهای گذشته‌ به ‌انکار آن پرداخته‌ بودند ودرعین حال نوعی دهن کجی به‌ اندیشه‌های "امام خمینی" که‌ ایران را ازلحاظ ملی و جغرافیای "امت ایران اسلامی" می نامید. و یا از زاویه‌ای دیگر دنباله‌ روی از احزاب چپگرا که‌ هرکدام برای اعتراف به‌ حقوق ملیتهای داخل ایران شاخه‌ منطقه‌ای را سازمان می دادند. بنابراین در جنگ نرم رژیم نکات مثبتی هم هست که‌ محاسبات غلط آنان را درسطح کلان نشان می دهد.


گماشتگان جنگ سایبری

افراد گماشته‌ شده‌ در ارتش سایبری ج.ا شاخه‌ کوردستان در ابتدای ورود به‌ عرصه‌ با مصاحبه‌ با چهره‌های خوشنام ملت کرد و ادیبان و نویسندگان خود را معرفی می نمایند. باتوجه‌ به‌ استقبالی که‌ در کوردستان از اینگونه‌ کارها انجام می گیرد آنان دراین زمره‌ بسیار حرفه‌ای عمل می کنند و تصویر زیبایی از خود نشان می دهند. دربرخی موارد و برای محبوبیت افراد گماشته‌ شده‌ آنان با تلویزیونهای احزاب کردی مصاحبه می کنند. در مواردی که آنان روانه‌ زندان می شوند با تشکیل پرونده‌ قضایی برای آنان که‌ مثل بمب در جامعه‌ بازتاب می یابد در نقش یک قهرمان درمی آیند. برخی از افراد گماشته‌ بعد از آزادی از زندان مجددا" فعال می شوند و در وبلاگهای خود برای دور نگه‌داشتن ذهنیت مردم از اتفاقات پیش آمده‌ در دوران زندان، مسائلی چون اتهام مواد مخدر را علت دستگیری می نویسند و یا میزان محکومیتشان را محرومیت از فعالیتهای اجتماعی قلمداد می نمایند. آنگونه‌ افراد فورا و بدون فوت وقت وارد فعالیتهای سیاسی اما در کوردستان وبه‌ بیرون می شوند و هنگامیکه‌ از آنان میخواهید گزارشاتی را که‌ مخابره‌ می نمائید درداخل منتشر نمایند می گویند شرایط خاصی داریم !! ویا اینکه‌ تحت تعقیب هستیم و شرایط ماراباید درک نمائید شانه‌ خالی می نمایند اما روزانه‌ در بخشهای مربوط به‌ تشویش اذهان عمومی بسیار فعال هستند.

حضور افراد شناسنامه‌دار درفضای مجازی تفاوتها دراتخاذ روش و یا سیاست یک بام ودوهوای ‌ارتشبدان جنگ نرم را نمایان می سازد. برکسی پوشیده‌ نیست که‌ سالانه‌ درایران بسیاری از نویسندگان و روزنامه‌ نگاران ایرانی به جرم مصاحبه‌ با رسانه‌های بیگانه‌ محکوم به‌ زندان و یا محروم از فعالیتهای ژورنالیستی می گردند، اما گماشتگان جنگ نرم درکوردستان برخلاف روند مذکور با رسانه‌های خارج از کشور آزاد هستند!


سخن آخر

بلحاظ فرهنگ اجتماعی، دروغ، تملق و چاپلوسی درایران اسلامی بسیار رایج شده‌ است. در دو سال گذشته‌ دهها مطلب مهم در خصوص ویژگیهای جامعه‌ ایران و نقد این پدیده‌ اجتماعی از طرف کارشناسان اجتماعی به‌ نگارش درآمده‌ که‌ درنوع خود مهمترین دستاورد جنبش سبز بوده ‌است. تصویر واقعی مردمان ایران زمین را آقای ابراهیم نبوی در مطلب «من دروغ می گویم، پس من هستم!» بخوبی نشان داده‌اند، مختصرا" دروغ ریشه‌ درفرهنگ ایرانیان دارد، بنابراین یک ایرانی با توجه‌ به‌ شناختی که‌ از جامعه‌ خودش دارد به ‌آسانی تسلیم دروغ پردازی ارتش سایبری ( دروغ ) حکومت نمی شود و اساسا" باتوجه‌ به‌ موارد یاد‌شده‌ و دهها مورد دیگر کارایی جنگ نرم جمهوری اسلامی در برابر جنبش سبز در حداقل خود است و تناسبي با هزينه‌هاي صرف شده‌ از سوي جمهوري اسلامي ندارد ، اما در این جنگ حکومت علیه‌ مناطق مربوط به‌ ملیتهای دیگر ایران _که‌ با فرهنگ دروغ کمتر آشنایی دارند و بنا به‌ سنتهای جامعه‌ را دروغ امری زشت و غیراخلاقی محسوب می کنند_ گردانندگان جنگ نرم به‌ میزان بیشتری توانسته‌اند در اهداف خود موفق عمل نمایند. عدم وجود يک فرهنگ سياسی حقيقتا عميق دمکراتيک و متساهل و انتقادپذير بين سياسيون جنبش کوردستان و تنشنج و تنش بين بخشهايی از آن، فضا و توشه‌ی لازم را برای اين جنگ حکومت فراهم می‌کند و در خدمت اميال آن خواهد بود . خنثی نمودن اقدامات غیرملی و ضدانسانی ارتش دروغ، کار سختی نیست؛ تنها نیازمند عزم و همراهی و خرد جمعی است.