داعش تا کجا ادامە پیدا میکند

از زاگرس
پرش به: ناوبری، جستجو


در حالی‌که تمامی پیش‌فرض‌های تحلیلگران سیاسی حاکی از موقتی‌بودن قدرت و تداوم حضور داعش در منطقه خاورمیانه است اما اکنون با گذشت قریب به یک سال از تصرف «موصل» و تصرف «اریحا» در استان «ادلب» در هفته‌های گذشته، آیا نمی‌توان خلاف این پیش‌فرض‌ها، چنین پنداشت که داعش در حال تبدیل‌شدن به یک قدرت منطقه‌ای بوده و با تصرف بخش‌های وسیعی از شام و عراق، این گروه توانسته است حضور خود را در منطقه به مثابه یک بازیگر تحمیل کند؟ بنابه دلایلی که ذکر آن خواهد آمد، از زاویه مخالف پیش‌فرض نخست، این ایده مطرح می‌شود که داعش بنا به دلایلی نه تنها حضور خود را در منطقه حفظ خواهد کرد بلکه با اقدامات خود زمینه‌ساز ورود هرچه بیشتر قدرت‌های منطقه‌ای به جنگ و گسترش جنگ نیابتی در سرتاسر منطقه خواهد بود.

نخست؛ متعاقب حمله آمریکا به عراق، با وجود آنکه تاکنون سنی‌ها، کردها و شیعیان این کشور ساختار حقوقی این کشور را حفظ کرده‌اند اما در عمل، بغداد حول شکاف‌های مذهبی- قومیتی خود با خشونت‌هایی روبه‌رو بوده است که نه ساختار حقوقی، قانون اساسی و نیز نه شیوه مدیریت فدرالی آن نتوانسته در عمل این کشور را حفظ کنند. از سوی دیگر، با وجود آنکه تمامی عناصر تشکیل‌دهنده عراق در این جنگ به نوعی دخیل هستند، آنان عملا توانایی فسخ و انحلال این کشور را به‌مثابه یک ساختار حقوقی ندارند؛ اما با ورود داعش به صحنه سیاسی خاورمیانه، زمینه این خواست عملا فراهم شده است. داعش در یکی از نخستین بیانیه‌های خود عملا مخالفت خود را با سیستم وستفالیایی ملت- دولت اعلام کرده است؛ این خواسته می‌تواند بخشی از مطالبات اعراب سنی در عراق را تأمین کند. طی ماه گذشته چند نماینده سنی عراقی مانند «رافع عیساوی» و «نوجیفی»، در سخنرانی خود در آمریکا خواستار اداره مستقل مناطق سنی‌نشین عراق، از سوی سنی‌ها شده‌اند. هرچند تاکنون خواسته سنی‌های عراقی از سوی آمریکا و بغداد قبول نشده است اما آنچه در این میان حائزاهمیت است از میان رفتن اعتقاد به همزیستی میان گروه‌های سنی-شیعی و کرد- عرب در عراق است. گو اینکه بخش کردنشین این کشور نیز دیری است که بخش بزرگی از سیاست‌های خارجی، اقتصادی و حتی نظامی خود را از عراق جدا کرده یا از حداقل ارتباط با دولت مرکزی برخوردار است. دوم؛ وضعیت آمریکا در منازعه کنونی و توسعه‌طلبی داعش با پارادوکس همراه است؛ از یک‌طرف آمریکا به عنوان بخشی از تعهدات جهانی خود مجبور به دخالت در منطقه بوده و از سوی دیگر- با مسامحه از نقش این کشور در رهبری حملات هوایی- خواهان فرستادن نیروی زمینی به عراق نیست. این واقعیت از سوی سیاست‌مداران آمریکایی نیز فراموش نشده است، تا جایی‌که سناتور «جان مک کین» با انتقاد از «باراک اوباما»، گفت: «او به جای پرداختن به موضوع داعش و مبارزه با این گروه در عراق و سوریه، از تهدیدات ناشی از تغییرات آب و هوایی سخن می‌گوید؛ چراکه آمریکا در این زمینه هیچ‌گونه استراتژی‌ای ندارد». سوم؛ بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که شکست رمادی یکی از برهه‌های تاریخی در روند گسترش داعش و هزیمت هرچه بیشتر دولت مرکزی عراق و سوریه به‌شمار می‌رود. برای نمونه «جان هولمز»، از اعضای شورای سیاست خارجی آمریکا، معتقد است با وجود زبان نرمی که اوباما در ارتباط با عراق اختیار کرده، آینده این کشور بعد از سقوط رمادی بسیار تاریک خواهد بود، چراکه علاوه بر پیامدهای ناگوار آن، این شهر مرکز عراق را به مرکز سوریه وصل می‌کند. از طرف دیگر، استان دورافتاده «الانبار» که اکثریت سنی‌نشین را در خود جای داده است، ‌منطقه‌ای کلیدی برای دستیابی به مرکز حکومت عراق به شمار رفته و نه‌تنها به سقوط احتمالی بغداد کمک می‌کند، بلکه به هم‌مرز‌شدن داعش با اردن و عربستان سعودی نیز منتهی می‌شود که در هردو این کشورها، هسته‌های آماده داعش وجود دارند. چهارم؛ «نیما اسکای»، مشاور نظامی پیشین آمریکا در ارتش عراق، طی اظهارنظری در هفته گذشته، بر این نکته تأکید کرد که عدم‌تفاهم بین گروه‌های سیاسی عراق حول هویت دولت مرکزی این کشور، بر وضعیت ارتش عراق تأثیر بسیار مخربی داشته و قابلیت‌های نظامی ارتش این کشور را از یک ارتش ملی به یک ارتش حزبی-گروهی تقلیل داده است. طبق نظر او، فقط سنی‌ها قابلیت مواجهه با داعش را داشته و مواجهه با این گروه از سوی کردها و نیروهای بسیج مردمی (حشد شعبی)، به سوق‌دادن هرچه بیشتر سنی‌ها به درون صفوف داعش منجر می‌شود. با توجه به این موارد -که می‌توان همه آنها را به عنوان خلأهای استراتژیک در مقابل بسط و گسترش هرچه بیشتر داعش قلمداد کرد- اکنون این گروه با کنترل تمامی مرزهای عراق و سوریه در حال پیشروی به منطقه استراتژیک «فرقلس» در سوریه است. حرکت پی‌درپی و خلأ قدرت نیروهای امنیتی سوری، پیروزی‌های عمده در عراق و ازمیان‌بردن مرز عراق و سوریه به عنوان یک راه مواصلاتی استراتژیک، اکنون داعش را در پیگیری انتخابی بلامرجح یعنی دستیابی به جنوب سوریه و رفتن به سوی لبنان از طریق کوهستان‌های «بوقلمون» و از مسیر «عکاظ» با هدف دستیابی به دریای آزاد حریص‌تر می‌کند. در همین حال،‌ استراتژی ناکارآمد «حیدر العبادی» نخست‌وزیر عراق و عدم‌شفافیت استراتژی آمریکا در مواجهه با این گروه، بحران مشروعیت دولت در عراق و تداوم فرقه‌گرایی‌های مذهبی می‌توانند به تقویت مداوم گروه داعش منجر شوند و به حضور طولانی‌مدت این گروه در منطقه یاری رسانند. حضور قدرتمندانه این گروه در منطقه خاورمیانه هم‌زمان با تأثیرگذاری بر استراتژی‌های میان‌مدت همه بازیگران منطقه‌ای می‌تواند تهدیدات پیشِ‌رو را با گسترش جنگ نیابتی هرچه بیشتر توسعه بخشد. شکنندگی موقعیت کنونی تا جایی است که هرگونه اظهارنظر قطعی در این رابطه را بلاموضوع می‌کند؛ اما شاید اشاره «جورج پاتاکی» یکی از کاندیداهای جمهوری‌خواهان برای کسب کرسی ریاست‌جمهوری آمریکا تا اندازه‌ای روشن‌کننده این نکته باشد که تا انتهای دوره ریاست اوباما، آمریکا طرحی استراتژیک برای نابودی داعش ندارد. پاتاکی در سخنانی گفت شاید در کمپین انتخاباتی خود، استراتژی‌ای را برای رویارویی با داعش در دستور کار قرار دهد. آیا تا آن زمان داعش همچنان به پیشرفت‌های خود ادامه خواهد داد؟