عبدالرحمن قاسملو

از زاگرس
پرش به: ناوبری، جستجو

عبدالرحمن قاسملو

عبدالرحمن قاسملو ده ساله بود هنگامیکه در پی اشغال ایران توسط قوای متفقین در شهریور ١٣٢٠، و اشغال شمال ایران توسط قوای شوروی، حرکت های خودمختاری خواهانه یا استقلال‌طلبانه در آذربایجان (به رهبری پیشه‌وری) و کردستان (به رهبری قاضی محمد) با حمایت اتحاد جماهیر شوروی در این دو منطقه شکل گرفت.**

او در دوران حکومت قاضی محمد در مهاباد به سیاست علاقمند شد و در پانزده سالگی به حزب دموکرات کردستان پیوست. پس از سقوط قاضی محمد و اعدام وی و یارانش توسط نیروهای وابسته به دولت مرکزی، پدر عبدالرحمن او را برای ادامه تحصیل به تهران فرستاد. قاسملو در تهران به افکار کمونیستی گرایش پیدا کرد و به حزب توده نزدیک شد. پس از اتمام دبیرستان برای ادامۀ تحصیل عازم فرانسه (پاریس) شد. او در سال ١٣٢٧ با بورس دانشجویی به چکسلواکی نقل مکان کرد و در دانشکده علوم سیاسی و اقتصادی پراگ مشغول به تحصیل شد. این دورانی است که قاسملو به مارکسیسم لنینیسم معتقد بود (کرولیچ : ٢٧). او پس از اخذ مدرک لیسانس، در سال ١٣٣٢ (دوران حکومت مصدق) به ایران بازگشت و فعالیت برای احیای حزب دموکرات کردستان را، که در آن زمان کم و بیش شاخه‌ای از حزب توده بود، آغاز کرد. حزب دموکرات در سال ١٣٣٤ روابط تشکیلاتی خود را با حزب توده قطع کرد (ایرانیکا : قاسملو).

از کودتا تا انقلاب ١٣٥٨

در سال ١٣٣٨ قاسملو به مدت یک سال در عراق اقامت کرد و سپس برای ادامه تحصیل به چکسلواکی بازگشت و در دوره های فوق لیسانس و دکتری مشغول به تحصیل شد و پس از فارغ التحصیلی در سال ١٣٤١، به تدریس در دانشکدۀ اقتصاد پراگ پرداخت (کرولیچ : ١٩٣-١٩٤). عبدالرحمن قاسملو در سال فعالیت سیاسی‌ خود را با تشکیل اتحادیه‌ی‌ جوانان دمکرات کردستان در شهر ارومیه‌ آ‌غاز کرد. سال 1325 جمهوری‌ کردستان در مهاباد سقوط کرد. متعاقب آ‌ن وی‌ نیز جهت تحصیل راهی‌ تهران گشت و در سال ١٣٢٧ برای‌ ادامه‌ تحصیل به‌ پاریس، پایتخت فرانسه‌ رفت. رسیدن به‌ پاریس مصادف با تیراندازی‌ به‌ سوی‌ شاه‌ در دانشگاه‌ تهران (١٥ بهمن ١٣٢٧) بود که‌ منجر به‌ ازبین رفتن آ‌زادیهای‌ دمکراتیک در سراسر ایران شد. بدین مناسبت یک گردهمایی‌ وسیع دانشجویان ایرانی‌ در پاریس برگزار گردید که‌ در آ‌ن دکتر قاسملو سخنرانی‌ شدیدالحنی‌ علیه‌ شاه‌ ایراد نمود و در نتیجه‌ دانشجویان یک پیام اعتراضی‌ به‌ محمدرضاشاه‌ مخابره‌ کردند. این اقدام موجب فشار سفارت ایران در پاریس و حتی‌ حکومت فرانسه‌ بر وی‌ شد. تا سرانجام ناچار گردید پاریس را ترک کرده‌ و به‌ عنوان اولین بورسیه‌ ایرانی‌ “اتحادیه‌ بینالمللی‌ دانشجویان” به‌ پراگ پایتخت چکسلوواکی‌ عزیمت کند. در همان مدت اقامت خود در فرانسه‌ با همکاری‌ چند تن دیگر از دانشجویان کرد انجمن دانشجویان کرد در اروپا را تأسیس کرد. طی‌ مدتی‌ که‌ در پراگ مشغول تحصیل بود در فعالیتهای‌ اتحادیه‌ی‌ بینالمللی‌ دانشجویان نیز شرکت داشت. سال ١٣٣٠ به‌ نمایندگی‌ از سوی‌ دانشجویان در دومین کنگره‌ی‌ آ‌ن سازمان که‌ در شهر پراگ برگزار گردید شرکت کرد. سال ١٣٣١ در زمان حکومت دکتر مصدق، دکتر عبدالرحمن قاسملو بعد از اینکه‌ در دانشگاه‌ پراگ موفق به‌ اخذ لیسانس علوم اجتماعی‌ و سیاسی‌ شد، به‌ ایران بازگشت. در آ‌ن موقع میان حزب دمکرات کردستان و حزب توده‌ ایران وحدت تشکیلاتی‌ وجود داشت. دکتر قاسملو پس از شش ماه‌ فعالیت در تهران به‌ مهاباد برگشت و در آ‌نجا مسۆلیت کار حزبی‌ را به‌ عهده‌ گرفت. بعد از کودتای‌ شوم 28 مرداد سال ١٣٣٢ ناچار شد به‌ فعالیت مخفی‌ روی‌ آ‌ورده‌ و مخفیانه‌ در تهران و کردستان مشغول فعالیت حزبی‌ شود. در این فاصله‌ ایشان سرپرستی‌ روزنامه‌ “کوردستان”، ارگان مرکزی‌ حزب را بر عهده‌ داشت که‌ پنج شماره‌ آ‌ن مخفیانه‌ به‌ چاپ رسید و نیز در همین مدت بود که‌ یک کمیته‌ سراسری‌ جهت فعالیتهای‌ حزب دمکرات کردستان به‌ سرپرستی‌ وی‌ تشکیل گردید. عبدالرحمن قاسملو پس از پنج سال فعالیت سیاسی‌ در ایران و بویژه‌ در کردستان، سال ١٣٣٦ بار دیگر به‌ چکسلوواکی‌ رفت. سال ١٣٤١(١٩٦٢) دکتر قاسملو در دانشگاه‌ پراگ به‌ اخذ درجه‌ی‌ دکترا در رشته‌ علوم اقتصادی‌ نایل آ‌مد و تا سال ١٣٤٩ در آ‌ن دانشگاه‌ درس “اقتصاد سرمایه‌داری‌ و اقتصاد سوسیالیستی‌ و تئوری‌ رشد اقتصادی‌” را تدریس می‌کرد. در این فاصله‌ دکتر قاسملو چند کتاب و مقالە در رابطه با مشکلات اقتصادی‌، اجتماعی‌ و سیاسی‌ به‌ رشته‌ تحریر درآ‌ورد که‌ معروفترین آ‌نها کتاب “کردستان و کرد” می‌باشد. این کتاب که‌ در اصل به‌ زبان چکی‌ به‌ رشته‌ تحریر درآ‌مده‌ است تاکنون به‌ زبانهای‌ انگلیسی‌، سلواکی‌، لهستانی‌، عربی‌، کردی‌، فارسی‌ و بخشهایی‌ از آ‌ن نیز به‌ فرانسه‌ ترجمه‌ و منتشر شده‌ است. دکتر قاسملو با زبانهای‌ کردی‌، فارسی‌، ترکی‌، عربی‌، فرانسه‌، انگلیسی‌، چکی‌ و روسی‌ آ‌شنایی‌ کامل داشت و به‌ برخی‌ از زبانهای‌ دیگر مانند آ‌لمانی‌ و زبانهای‌ اسلاو نیز سخن میگفت.

قاسملو در کنگرۀ سوم حزب دموکرات (١٣٥٢) به دبیرکلّی حزب انتخاب شد. در مقام دبیر کلّ، و با همکاری همرزمانش، قاسملو برنامه‌ای مدرن و دموکراتیک برای حزب تدوین نمود و نام حزب را به حزب دموکرات کردستان ایران تغییر داد. شعار حزب "خودمختاری برای کردستان و دموکراسی برای ایران" شد.

اشغال چکسلواکی در بهار ١٣٤٧ (١٩٦٨) توسط نیروهای پیمان ورشو، و سرکوب اصلاح طلبان در آن کشور، موجب فاصله گرفتن قاسملو با ایده‌ئولوژی مارکسیسم و گرایش او به سوسیال دموکراسی شد. در سال ١٣٥٥ مقامات چکسلواکی اجازۀ اقامت قاسملو و خانواده اش در این کشور را لغو کردند و وی به فرانسه رفت و ساکن پاریس شد (کرولیچ: ١٩٧).

دوران انقلاب، مبارزۀ مسلحانه

روز نهم شهریور ماه ١٣٥٧ عبدالرحمن قاسملو به ایران بازگشت. هنگام بازگشت او حزب دموکرات کردستان و پس از چند ماه بعد در بهمن ماه همان سال تعداد اعضای حزب به پنجاه هزار نفر رسید. در دوران اقامت خمینی در نوفل لو شاتو (حومه پاریس)، قاسملو برای تبادل نظر با او، دوبار اقدام کرد، ولی هر دوبار خمینی از پذیرفتن او سرباز زد (کرولیچ: ٢١٠-٢١١) . در ١٢ اسفند ١٣٥٧ پس از ٣٢ سال فعالیت پنهانی، حزب دموکرات کردستان ایران فعالیت های علنی خود را در ایران آغاز کرد (کیهان ١٢/١٢/١٣٥٧).

برنامۀ سیاسی آیت الله خمینی که هدفش برقراری ولایت مطلقه فقیه بود با برنامه حزب دموکرات کردستان ایران خوانایی نداشت. این حزب خواهان جدایی دین از دولت بود و بنابراین رفراندم برای استقرار جمهوری اسلامی را تحریم کرد. در انتخابات نمایندگان مجلس خبرگان، قاسملو ٨٠% آراء ارومیه را از آن خود کرد و به عنوان نماینده این شهر انتخاب شد. از بهار تا تابستان ١٣٥٨ درگیری های مسلحانه بین عوامل وابسته به آیت الله خمینی و هواداران حزب دموکرات آغاز و به مرور تشدید شد. روز ٢٧ مرداد خمینی در جمع وکلای مجلس خبرگان حزب دموکرات را "یک جمعیت خرابکار،" "یک جمعیت فاسد" و "یک جمعیت مفسد" خواند و اعلام کرد قاسملو فاسد است (صحیفۀ نور: ٨/٢٤٣). روز ٢٨ مرداد خمینی فرمان حمله به سنندج را صادر کرد (صحیفۀ نور: ٨/٢٥٣) روز ٢٩ مرداد ١٣٥٨ خمینی در پیامی به مردم کردستان حزب دموکرات کردستان ایران را، به جرم این که "حزب شیطان است" غیر قانونی اعلام کرد (صحیفۀ نور: ٨/٢٥٧).

رهبر انقلاب اسلامی ایران بدین ترتیب راه را بر هرگونه حلّ و فصل مسالمت آمیز مسئلۀ کردستان بست. و ارتش را برای سرکوب به این منطقه اعزام نمود. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش برای تسلط بر شهرهای کردستان با پیشمرگان کرد به مدت سه ماه جنگیدند و سرانجام کم و بیش بر شهرها مسلط شدند. در ٢٨ مهر ماه ١٣٥٨ قاسملو در مهاباد اعلام کرد که مقاومت مسلحانه کردها به شکل جنگ چریکی ادامه خواهد یافت (ایرانیکا: قاسملو). تا سه سال پس از آن نیروهای حزب دموکرات بخش مهمی از کردستان، به غیر از شهرها، را تحت کنترل داشتند. امّا به تدریج منطقه را ترک کنند و در کردستان عراق مستقر شوند ( تیر ١٣٦٣).

قاسملو در ملاقاتش با گزارشگر روزنامه فرانسوی لیبراسیون، مارک کراوتز، می گوید: "من هم جنگ را دوست ندارم. جنگ نه تنها زندگی ها و ساختمان ها را نابود می کند. بلکه انسان ها را نیز ویران می کند. آنها [مقامات جمهوری اسلامی] چارۀ دیگری برای ما نگذاشته اند." (کرولیچ : ٢٦٦).

دکتر قاسملو معتقد بود که مسئلۀ کردستان راه حلّ نظامی نخواهد داشت و باید از طریق گفتگو به یک راه حلّ سیاسی رسید. یاران دکتر قاسملو در حزب دموکرات کردستان ایران از او به عنوان، "مرد صلح و گفتگو،" رهبری پر جاذبه، خطیبی خوش بیان و انسانی با فرهنگ و کتاب دوست که به زبان های کردی، فارسی، ترکی، روسی، چکی و اسلواکی و انگلیسی تکلم می کرد، یاد می کنند. خانم هلن قاسملو که خود از مدافعان حقوق کردها است، از او به عنوان مبازری دوست داشتنی، خستگی ناپذیر و مصمم یاد می کند که با طنز و خنده هایش اطرافیان خود را مجذوب می کرد و از هیچ فداکاری برای نیل به هدفش که احیای حقوق مردم و خودمختاری کردها بود رویگردان نبود. او زندگی خود و خانواده اش را فدای مبازره کرد. دکتر قاسملو دو دختر داشت.


واقعۀ ترور: قتل در وین

پس از پایان جنگ ایران و عراق (٢٧ تیر ١٣٦٧)، مقامات جمهوری اسلامی ایران از طریق رهبر کردهای عراق، جلال طالبانی، دکتر قاسملو را به مذاکره دعوت کردند (ایرانیکا: قاسملو). قاسملو که معتقد بود مسئلۀ کردستان راه حل نظامی ندارد دعوت به مذاکره را، با اطلاع و توافق کمیته مرکزی حزب دموکرات کردستان ایران، پذیرفت. دور اوّل این مذاکرات محرمانه در وین به تاریخ ٩ و ١٠ دی ١٣٦٧ انجام شد (حزب دموکرات: زندگی و مرگ قاسملو). هيئت نمايندگي ايران به سرپرستي محمد جعفری صحرارودی، رئيس امور كردها در وزارت اطلاعات در این مذاکرات شرکت کرد. به نظر قاسملو روند این مذاکرات مثبت بود و برای تشکیل جلسۀ بعدی توافق حاصل شد. جلسۀ بعدی در ٢٩ دی ١٣٦٧ تشکیل شد. در پایان این مذاکرات هیئت نمایندگی ایران وانمود کرد که اصل خودمختاری را پذیرفته و باید با دولت متبوعه خود چگونگی اجرای آن را بررسی کند (حزب دموکرات: زندگی و مرگ قاسملو) . شش ماه بعد هنگامیکه قاسملو به اروپا سفر کرد مقامات جمهوری اسلامی در صدد تماس با او برآمدند. خمینی درگذشته بود و هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس نامزد ریاست جمهوری شده بود و به مردم و جامعۀ بین الملل اصلاحات و خروج ایران از انزوای بین المللی را نوید می داد. مقامات جمهوری اسلامی اصرار داشتند که دکتر قاسملو در مذاکرات شرکت داشته باشد و از شرکت در جلسه ای که بدون حضور او در اسفند ماه تشکیل شده بود امتناع ورزیدند (مرکزاسناد : ٢٨).

در روز ٢١ تیر ١٣٦٨، قاسملو به همراه نماینده حزب دموکرات کردستان ایران در اروپا آقای عبدالله قادری آذر و آقای فاضل رسول، کرد عراقی ساکن وین، که با مقامات جمهوری اسلامی ایران در ارتباط بود و نقش میانجی را ایفا می کرد، در آپارتمانی واقع در شماره ٥ لینکه بانگاسه که توسط فاضل رسول تهیه شده بود، در شهر وین ملاقات کردند. هیچ یک از طرفین مذاکره از محل این آپارتمان اطلاعی نداشتند، فاضل رسول دو هیئت را جداگانه به آنجا همراهی کرده بود. چون مذاکرات در آن ملاقات به نتیجه نرسید طرفین برای دیدار مجدد در ساعت پنج ونیم بعد از ظهر روز بعد توافق کردند. آقای فاضل رسول در آپارتمان مذکور منتظر نمایندگان حزب دموکرات کردستان ایران و هیئت اعزامی از طرف جمهوری اسلامی بود. در ساعت مقرر عبدالرحمن قاسملو و عبدالله قادری بدون هیچ ‌گونه تدابیر احتیاطی و امنیتی به محل مذاکرات رسیدند (مرکز اسناد : ٢٩). چند لحظه بعد، هیئت نمایندگی جمهوری اسلامی ایران که شامل محمد جعفری صحرارودی (رئيس امور كردها در وزارت اطلاعات)، مصطفی آجودی (استاندار کردستان) و امیر منصور بزرگیان (نام اصلی وی غفور درجزی از نیروهای ویژه سپاه پاسداران)، به آنها می پیوندند. دکتر قاسملو مخفیانه مذاکرات را ضبط کرده بود و نوار آن بعداً توسط پلیس اتریش به مسئولان حزب دموکرات کردستان ایران تحویل داده شد و متن آن منتشر شد (دستمالچی : ٢٨٩-٢٩٠).

در این مکالمات صحرارودی بر لزوم محرمانه بودن این مذاکرات تأکید دارد برای اینکه دشمنان نتوانند مانع از ادامه و به نتیجه رسیدن آن شوند. دکتر قاسملو یادآور دو اصلی می شود که در گفتگوهای قبل مطرح شده یعنی خود مختاری کردستان و حق فعالیت سیاسی علنی حزب دموکرات کردستان ایران در کشور. نکتۀ دیگری که قاسملو بر آن تأکید دارد مشکل خلع سلاح کردن پیشمرگان کرد پس از ده سال جنگ است. و دیگر اینکه خود مختاری یکی از اهداف اصلی جنبش کرد هاست و نمی توان با نفی آن به نتیجه رسید. قاسملو یادآوری می کند که لاینحل ماندن مسئلۀ کردستان می تواند گرایشات استقلال طلبانه را دامن زند. صحرا رودی در پاسخ به اسلام و اصول اسلامی اشاره می کند که سیاست های تهران را تعیین می کند. و دکتر قاسملو باز بر اصل خود مختاری تأکید می کند. در پایان این گفتگو فاضل رسول، میانجی کرد عراقی، طرفین را به توافق تشویق می کند، و تذکر می دهد که شاید سه سال دیگر چنین شرایطی برای مذاکرات صلح آمیز فراهم نباشد(متن مکالمات در روزنامه لوموند ١ ژانویه ١٩٩٨).

"اندک زمانی پس از این پیشنهاد، صدای رگبار گلوله شنیده می شود که در آن صدای دو اسلحه به وضوح قابل شنیدن است. دکتر قاسملو در ناحیه پیشانی، شقیقه و گلو مورد اصابت قرار گرفته" به او همچنین یک تیر خلاص زده شده است (مرکز اسناد: ٢٩). صحرارودی در اثر اصابت یک گلوله زخمی می شود و تیر خلاص نیز به او شلیک نمی شود.

" صحرارودی (حدود ساعت هفت و بیست دقیقه بعد از ظهر) از خانه خارج می شود و زنگ خانه همسایه را به صدا در می آورد. زن همسایه بلافاصله پلیس را خبر می کند ده دقیقه بعد، پلیس درمحل (بانگاسه) حضور می یابد. صحرا رودی، غرق در خون، روی پیاده رو افتاده است. اندکی بعد بزرگیان(درجزی) ظاهر می شود و به همراه پلیس به خانه شماره پنج، محل مذاکره می رود. دو مأمور پلیس به دنبال او وارد آپارتمان می شوند. آنها در بازجویی بدنی ازبزرگیان یک پاکت پستی خون آلود به همراه ٩٤٠٠ دلار پیدا می کنند." (دستمالچی: ص٢٩١)


واکنش مقامات ایران

مقامات جمهوری اسلامی هر گونه دخالتی را در قتل قاسملو، عبدالله قادری آذر و فاضل رسول تکذیب می‌کنند. در بازجویی های پلیس صحرارودی مدعی می‌شود که ضاربین افرادی ناشناس بودند که در حین مذاکرات به آپارتمان حمله کردند و از طرف در به همۀ حضار تیراندازی کردند و سپس گریختند. دو روز پس از ترور رهبر حزب دموکرات کردستان ایران و آقایان قادری آذر و فاضل رسول، وزیر کشور جمهوری اسلامی ایران، علی اکبر محتشمی، در یک مصاحبۀ مطبوعاتی اعلام می کند که احتمالاً مسئولیت این جنایت با حکومت عراق است. او همچنین مدعی می شود که هدف از دیدار آقای قاسملو با نمایندۀ جمهوری اسلامی مذاکره در مورد چگونگی بازگشت کردهای نادم (تواب) به ایران و حلّ مسئله آن ها با قوۀ قضائیه بوده است (خبرگزای فرانسه به نقل از ایرانا:١٥ ژوئیه ١٩٨٩). وزیر کشور از اینکه دکتر قاسملو مخفیانه مذاکرات را ضبط می کرده است مطلع نبوده است.


واکنش مقامات اتریش

بلافاصله بعد از کشف این جنایت، مأموریت تحقیق و پیگیری به رئیس "واحد ویژه مبارزه با تروریسم" اتریش، آقای اسوالد کِسلر (Oswald Kessler, EBT) محول شد. پس از بررسی محل حادثه و قرائن و شواهد موجود، او چنین اظهار کرد:

- در ورودی خانه دارای هیچ نشانی مبنی بر اینکه کسی آن را به زور بازکرده باشد، نیست.

- به هر سه نفر کُرد تیر خلاص زده شده است.

- دو نفر از سه کُرد کاملاً غافلگیر شده و درحالت نشسته به قتل رسیده اند. اگر فردی بیگانه از بیرون وارد اطاق بشود ابدآً ممکن نبود که آنها همچنان نشسته در جای خود باقی بمانند.

- مصطفوی (آجودی) فرار کرده و مخفی شده است.

- موقعیت آپارتمان به گونه ای است که امکان تشخیص موقعیت و وضعیت خانه از بیرون ممکن نیست، یعنی قاتلان بایستی از درون با موقعیت خانه آشنایی داشته باشند.

- قاتلان، باید از محل نشستن مقتولان دقیقاً آگاهی می داشته اند تا به هنگام یک عملیات برق آسا اشتباهی تیر نزنند.

- این ترور شکل کلاسیک تروریستی ندارد و شبیه ترورهای انجام یافته توسط دستگاههای اطلاعاتی امنیتی است. زیرا در مدلهای کلاسیک تروریستی، قاتل و مقتول برای اولین بار نه در یک خانه خصوصی، بل در برابر هتل یا در فرودگاه یا ... همدیگر را ملاقات می کنند. در صورتی که در این ترور قاتل و مقتول همدیگر را می شناختند و قاتلان موفق شده اند اعتماد قربانیان را به دست آورند.

- و دلیل هشتم برای کسلر این است که بنابر اطلاعات او قاسملو و قادری با فرستادگان جمهوری اسلامی ایران در حال مذاکره بوده اند. بنابر این شواهد و قرائن، آقای اُسوالد کِسلر می گوید: " .. کردها به قتل رسیده اند و مأموران جمهوری اسلامی ایران زنده مانده اند. برای ما موضوع کاملاً روشن است. بقیه قضیه به عهدۀ سیاستمداران است" (دستمالچی : ٢٩١-٢٩٢)

صحرارودی و بزرگیان (درجزی) جداگانه توسط مقامات اتریشی مورد بازجویی قرار می گیرند، اوّلی در بیمارستان و دومی در ایستگاه پلیس. صحرارودی می گوید هنگام ورود ضاربان به آپارتمان، بزرگیان در دستشویی بوده است. و بزرگیان مدعی می شود که در زمان تیراندازی به مک دونالد رفته بوده و در ساختمان حضور نداشته است (مرکز اسناد: ٣٠). تناقض شهادت های دو عضو هیئت اعزامی از ایران وگریختن و ناپدید شدن عضو سوم ظن ارتکاب قتل توسط این افراد را تشدید کرد.

تحقیقات بعدی پلیس فرضیه ارتکاب قتل توسط هیئت مذاکره کننده را تقویت کرد. "تجزیه و تحلیل تیراندازیها نشان داد که قاتلین، بر خلاف ادعای صحرارودی، نمی توانستند از نزدیکی در ورودی تیراندازی کرده باشند. مسیر گلوله ها نشان می داد که از طرف هیئت نمایندگان جمهوری اسلامی ایران شلیک شده اند. پوکه های فشنگ در محلی که این نمایندگان نشسته بودند پیدا شده و نه در نزدیک در اطاق. اضافه بر این دو اسلحه کمری مجهز به صدا خفه کن و یک کت بادگیر آغشته به خون و نیز کلید یک موتور سیکلت سوزوکی نهایتاً در یک سطل زباله پیدا شد، همراه با یک رسید خرید که به پلیس امکان داد از فروشنده موتور سیکلت تحقیقات به عمل آورد و او خریدار موتورسیکلت را شناسایی کرده که کسی جز صحرارودی نبود که با نام مستعار مصطفی مصطفوی موتور سیکلت را خریده بود. اسلحه های کمری از نوعی بودند که در اسپانیا تولید شده بودند و در سال ١٣٥٠ (١٩٧١)توسط ارتش شاهنشاهی ایران خریداری شده بودند (دستمالچی : ص ٢٩٣). معهذا و با وجود قرائن و شواهد قوی علیه اعضای هیئت اعزامی جمهوری اسلامی، پلیس اتریش در روز ٣١ تیر ١٣٦٨ صحرارودی را تا پای هواپیما مشایعت کرد و او را روانه تهران ساخت. "تصور می شود که بزرگیان در تاریخ ٩ آذر ١٣٦٨ اتریش را ترک کرده باشد" (مرکز اسناد: ٣١).

چند ماه پس از اینکه پلیس اتریش مظنونان به قتل دکتر قاسملو، آقایان عبدالله قادری آذر و فاضل رسول را آزاد کرد، دادستان کلّ اتریش حکم جلب آن ها (بزرگیان، صحرارودی و آجودی) را در ٧ آذر ١٣٦٨ صادر کرد. در اکتبر سال ٢٠١٣ میلادی محمد جعفر صحرارودی برای شرکت در یک کنفرانس بین المللی به ژنو رفت. و به رغم درخواست فعالان کرد و دیکر فعالان سیاسی ایرانی، دولت سویس و اتریش، تلاش ویژه ای برای بازداشت او توسط اینترپل و به اجرا گذاشتن حکم جلبش نکردند. در مورد عدم تمایل مقامات اتریشی به پیگری قضایی پرونده قاسملو، یک مقام عالیرتبه اتریشی به مجلۀ تایم گفت:

"هیچ کشوری نمی خواهد یک پرونده تروریستی را تحت پیگرد قرار دهد... مجازات یک تروریست محکوم، حبس ابد است، که این در اتریش حداقل ١٥سال است. و بدین معناست که کشور شما ١٥ سال در خطر [حملات تروریستی] است." (مرکز اسناد : ٣٣)


اظهارات خانواده

همسر آقای قاسملو، خانم هلن کرولیچ، از همان آغاز به روند تحقیقات و کندی واکنش مقامات اتریشی و سپس به آزادی متهمان و بازگشت آن ها به ایران اعتراض کرد. خانم قاسملو در ١١ مرداد ١٣٧٠ علیه اتریش شکایت کرد. وی دولت این کشور را "به امتناع قاطع از انجام تحقیقات در باره قتل دکتر قاسملو و نیز صدور اجازه به قاتلین برای ترک اتریش بدون هیچگونه مشکل، متهم نمود. او دولت اتریش را متهم ساخت که به دلیل فشارهای وارده از طرف جمهوری اسلامی ایران و معاملات غیرقانونی تسلیحات که در طی جنگ ایران وعراق بین حکومت ایران و شرکت دولتی اتریشی ، Voest انجام شده است، آگاهانه مقامات پلیس را از انجام بررسی و تحقیق در این پرونده منع نموده است. دادگاه اتریش دعوی را بدون استماع شهود رد کرد و حکم داد که خانم کرولیچ قادر به ارائه ادعای محمول بر صحت نبوده و نیز رسیدگی به پرونده علیه جمهوری اسلامی ایران خارج از صلاحیت قضایی دادگاه اتریش است. این حکم توسط دادگاه استیناف وین تأئید شد. و دعوی رد شد." (مرکز اسناد: ٣٢ ). خانم قاسملو در خاطرات خود می نویسد که دادگاه اتریش او را به پرداخت ٨٠٠٠٠ شلینگ برای مخارج دادگاه محکوم کرد. خانم قاسملو در پاسخ به مقامات قضایی نوشت که ترجیح می دهد به عنوان یک مقروض ورشکسته به زندان برود تا یک شاهی به دادگستری بپردازد که از تروریسم دولتی حمایت می کند. مقامات قضایی برای اجرای این حکم اقدامی نکردند.


درباره قاسملو

اسناد ویکیلیکس - سال ١٩٨٨

گفتگوها

مصاحبە تهران مصور با قاسملو


مقالات

کتاب ها

سرچشمەها

-حزب دموکرات کردستان ایران، "زندگی و مرگ عبدالرحمن قاسملو: پشتیبان صلح و گفتگو": ,"Vie et mort d’Abdul Rahman Ghassemlou : Homme de Paix et de Dialogue " in http://www.pdk-iran.org/french/doc/kasemlu.htm -"عبدالرحمن قاسملو"، شمارۀ مخصوص بولتن انستیتوی کرد پاریس، پاریس، ١٩٨٩ http://www.institutkurde.org/publications/bulletins/pdf/speciaux/nsp_ghassemlou.pdf

-"نگاهی به زندگی و مبارزات شهید عبدالله قادری" در مجله کوردستان، شمار ١٦٣. Hélène Krulich, Une Européenne au pays des kurdes, Karthala, 2011 - ( خاطرات هلن قاسملو (کرولیچ)، همسر عبدالرحمان قاسملو، یک زن اروپایی در سرزمین کرد ها) -پرویز دستمالچی، ترور به نام "خدا"، چاپ یکم، تابستان ١٣٩٢. -مرکز اسناد حقوق بشر ایران، پناهگاهی نیست، عملیات جهانی ترور جمهوری اسلامی ایران، http://www.iranhrdc.org/persian/permalink/3291.html#.U8QFF0Drx8M - کارول پرونهوبر، "قاسلمو، عبدالرحمان،" در دانشنامه ایرانیکا ، به زبان انگلیسی Carol Prunhuber, “QĀSEMLU, ‘ABD-AL-RAḤMĀN”, in Encyclopaedia Iranica http://www.iranicaonline.org/articles/qasemlu -آیت الله روح الله خمینی، صحیفۀ نور، مجموعۀ رهنمودهای امام خمینی، انتشارات وزارت ارشاد اسلامی، تهران ١٣٦١، جلد ٨ و ٩. -روزنامه های کیهان، آیندگان و اطلاعات، خبرگزای ایرانا، خبرگزاری فرانسه و روزنامه فرانسوی لوموند، گرفته شده است.