غش ایرانی

از زاگرس
پرش به: ناوبری، جستجو

پژواک کوکبیان

غش در عقلیت ایرانی

تعریف غش

کلمه غش دارای یک تعریف رایج است که آمیختن کالای نامرغوب با کالای مرغوب است به گونه ای که راستی از ناراستی و دغل قابل تشخیص نباشد، کاربرد عمومی آن هنگامی است که آب با شیر آمیخته میشود تا میزان بیشتری از جنس اصلی فروخته شود. مشکل اینجاست که هنگامی که آب با شیر مخلوط میشود، نه آن شیر ، شیر باقی میماند نه میتوان گفت که آب است. در احکام فقهی و دینی غش حرام محسوب میشود. در هر جای دنیا که قانون حاکم باشد نیز، عملی که مصداق غش باشد، غیرقانونی و دارای کیفر است. در فرآیند غش یک حقیقت از مفهوم درونی آن تهی میشود ولی صورت ظاهری آن باقی میماند. واژه اغتشاش به معنی بهمریختگی هم از این ریشه میباشد. در قوانین مغرب زمین نظر به دقت فراوانی که میشود، در همان ابتدا تعریف حق و باطل و قانونی و غیر قانونی کاملا مشخص میشود. در صورتی که قانون به ابهام برخورد کند ، آنگاه به قوه قضائیه مراجعه میشود و قاضی حکم میدهد. اگر اصلا برای موضوع مورد مناقشه قانونی وجود نداشته باشد، آنگاه از طریق قوه قانون گذاری (مجلس، پارلمان) برای آن مساله تعریف مشخصی از حق و ناحق از طریق رای عمومی بدست می آید. هیچگاه قانونی و یا ساختاری از روی عمد خاکستری و آلوده به غش متولد نمیشود. اما متاسفانه بنیان فکری، عقلی و ساختاری ایران از گذشته آلوده به غش طراحی شده است.

غش در فقه

یاردن ماریوما می‌نویسد: تقیه یک لفظ فقهی اسلامی است که معنای در حال تغییر آن مرتبط با وقتی است که یک مسلمان طبق شریعت مجاز است دروغ بگوید. تقیه به عنوان مفهومی که معنای آن در بین فرق، دانشوران، کشورها و حکومت‌های اسلامی تغییر کرده است، بی تردید یکی از الفاظ اصلی مورد استفادهٔ جدلیون اخیر ضد مسلمان است (١). فقیهان تشیع واژه «تقیه» از واژه «وقایه» را به معنای سپر تفسیر کردەاند که انسان بوسیله آن از جان ودیگر چیزهای ارزنده‌اش دفاع می‌کند. یکی از اعتراضات اهل سنت بر شیعه آن است که شیعیان تقیه می‌کنند. اهل سنت تقیه را نوعی نفاق دانسته و آن را مذموم و حرام می‌شمارند به همین دلیل همواره شیعه را بخاطر آن مورد اعتراض قرار می‌دهند. فی الواقع ، در فرهنگ تشیع ، اگر شما در خطر قرار گرفتید، ایرادی وارد نیست اگرشما جهت حفظ خود و یا منافع خود دروغ بگویید و یا خلاف واقع رفتار کنید. گویا توجیه علمای (٢) ایشان براین اساس است که نیروهای خود را نباید به هدر بدهند و برای پیشبرد اهداف مقدس تشیع باید به مبارزات غیر مستقیم و یا مخفیانه دست بزنند. چنین توجیهاتی نه تنها زشتی ترویج دروغ را نمیپوشاند بلکه در هیچ قانون آسمانی، زمینی و یا بشری پذیرفته نشده است. تایید غش در فقه ، میتواند صدمات زیانباری به ضمیرناخودآگاه معتقدان به دین و اصول فقی زده باشد. در حقیقت برای کسانی که سادەتر زندگی میکنند و مرجع بسیاری از تصمیمات روزمره زندگیشان دین و آموزندەهای دینی فقیهان و روحانیان است، این بە عنوان تاکتیکی جهت فرار و فریب در مسائل زندگی تبدیل شده است.

متاسفانه ابتلا به غش و دغل فقط به طبقه روحانیان و حکومت گران محدود نشده است، بلکه به بخشی از زندگی ایرانیان تبدیل شده است. گویا در ذهنیت ایرانی مساله غش هم از منظر تاریخی (که اینجا مجال آن نیست) و هم از نگاه فرهنگ عامه پذیرفته است. گویا ایرانیان با مخلوط کردن درست و نادرست به دلایل متفاوت (منفعت طلبی، کوتاه بینی و خودبرترپنداری) نه تنها مشکلی ندارند بلکه بر اثر تکرار و تجربه ی این موضوع عملاً به آن خو گرفته و غش از مملکت داری گرفته تا مراودات روزمره ی مردم در فرهنگ و سیاست و سایر شئون زندگی آمیخته گشته است. در این نوشتار(و نوشتارهای آینده) به تعدادی از این غش و فریبکاری ساختاری در ایران اشاره میشود.

غش انتخابات

در ایران تاریخا ، حال چه جمهوری اسلامی و چه پیش از آن عموما دو دسته انتخابات برگزار میشده است. یکی انتخابات در بالای هرم ساختار و دیگری در پایین هرم. در واقع اگر هرم ساختاری جامعه و حکومت را به دسته حکومت کننده در بالا و حکومت شونده در پایین هرم تصور کنیم، برای فریب و نشان دادن صوری حق انتخاب ، به صورت کلی دو نوع انتخابات یکی در بالا و دیگری در پایین برگزار میشده است. هم حکومت پهلوی و قاجارها و هم جمهوری اسلامی، نمایش جمهوریت را با استفاده از غش بزک کردەاند. این دو نوع انتخابات دو هدف جداگانه دارند. انتخابات بالای هرم، جهت جابجایی و دست بەدست گرداندن پستها و مقامهای کلیدی است که کاملا محدود به لیست مشخصی از خودیهای درباری و یا مقربین بیت رهبری میباشد. انتخابات سنا، نخست وزیری ومجلس موسسان در سیستم پیشین و خبرگان، تشخیص مصلحت و رییس جمهوری در حکومت کنونی نمونەای از انتخابات (سفارشات) بالای هرم میباشند. نوع دوم، انتخابات لایه پایین هرم اجتماعی است که بسیار به شکل انتخابات دموکراتیک نزدیک است، و عموما از آن به عنوان popular vote یاد میشود.انتخابات لایه پایینی به دو دلیل عمدا به انتخابات واقعی تشابه دارد زیراکه:

١) پارەای از حقیقت partial truth را نمایش میدهند، و برای ناظر بیرونی شبهه یک انتخابات دموکراتیک و واقعی را پدید می آورد.

٢) گستره و سهم بسیار جزیی از قدرت را شامل میشوند، در حقیقت انتخابات لایه پایینی، شاید کنترل بر کمتر از ٧٪ قدرت و ثروت جغرافیای ایران داشته باشد. لذا برای حاکمان و قدرتداران خطری ایجاد نمیکنند.

همواره انتخابات در جغرافیای ایران ترکیبی از دروغ و حقیقت بوده است، حقیقت نسبی در پایین و دروغ مطلق در بالای ساختار اجتماعی. همین آمیختگی (غش) انتخابات را باطل میکند زیرا آمیختن دروغ و باطل با راستی ، فقط دروغ و ناراستی را تولید میکند. این همان غش حق و باطل است.

بخش راستی و حقیقت انتخابات ، کاندیداهای مردمی هستند که بخشی از مردمان ساکن ایران هستند. صندوق رای ، بازرسان، خود برگه رای همه واقعی و وجود دارند. اینها همان قسمت واقعی و صورت پدیده/موضوع هستند. اما این موضوع (انتخابات) ، دارای مواردی درونی و مرکزی میباشد که کاملا ناراست، باطل و غیرحقوقی است. این موارد بخش دروغ و باطل انتخابات را شامل میشوند.

مورد اول: این مساله که رای دهندگان بدون ثبت نام قبلی و سرشماری درست روز انتخابات به هر حوزه ای میتوانند سرک بکشند باطل است. در کشورهای حقیقی، پیش از انتخابات از مردم یک منطقه با نامه سوال میشود که آیا میخواهند رای بدهند وکدام حوزه. سپس به نام شخص برگه رای صادر و ارسال میشود. شخص برگه را با کارت شناسایی و هویت مشخص به صندوق میریزد. این مساله اصلا در ایران رعایت نمیشودو گویا این عمدی میباشد. در واقع کسانی که فرایند انتخابات را طراحی کرده اند، آب را با شیر ترکیب کرده اند تا ظاهر قضیه انتخابات نشان دهد. درحالیکه در بهترین حالت این یک survey یا سنجش کلی عقیده میتواند باشد، زیرا که هویت رای دهنده احراز نشده و اصل یکتایی رای مخدوش است.

مورد دوم: برای مراسم ریاست جمهوری ورود و انتخاب کاندیداها اصلا آزاد نیست، لذا برای رای دهنده، انتخاب آزادی موجود نیست و واژه سفارشات معادل مناسبتری برای انتخابات میباشد.

مورد سوم: مساله خرید رای بسیار هزینه کمی دارد و لذا چه پیش از حکومت کنونی و چه پس از آن به رسمی معمول تبدیل گشته است. اگر فروشنده رای از حقوق شهروندی (بازنشستگی، ..) محروم میشد، به دلیل نقض آن، هیچگاه حتی در دورافتاده ترین روستاهای سرزمین، کسی رای خود را تحقیر نمیکرد. موارد باطل کننده و ناقض فرایند انتخابات بسیار هستند که حتی یکی از آنها کل انتخابات را دروغ و باطل میکند. بسیاری ممکن است که انتخابات شوراهای شهر و روستا را به انتخابات واقعی نزدیکتر بدانند و با تفسیر و توجیه رئال پولیتیک آن را دموکراتیک بدانند ولی به همان دلیل غش بودن فرایند، آن انتخابات هم بجز سفارشات چیز دیگری نیست.

بسیاری گمان میکنند که شورای شهر و روستا در ایران میتواند معادل ترکیەای آن باشد، اما واقعیت اینست که چون انتخابات بالای هرم (رئیس جمهوری) چیزی بجز جابجایی عدەای فریبکار و دروغگو نیست و کاندیداهای شهر و روستا میدانند که سیستم از بالا غش دارد و فریب است، لذا هیچ شهروند درستکاری ،باورمند به ایجاد تغییرو بهبود ساختاری نمیباشد. فی الواقع طیف و نمایندگان کاندیداهای شهر و روستا هم آئینەای از کاندیداهای بالای هرم هستند یا به مرور زمان شبیه گروه حکومت کننده بالای هرم میشوند. به همین دلیل است که تقریبا انخابات شهر و روستا تبدیل به کپی دروغ و فریبکاری انتخابات بالای هرم (همان رئیس جمهوری) ولی با کمی رنگ و بوی مردمی تر و میزان عددی اختلاس کمتر شده است. در دورەهای نخستین انتخابات شوراها کاندیداهای صادقتری مشاهده شدند اما به مرور زمان برگزیدگان انتخابات شوراها نیز همشکل برگزیدگان بالایی هرم ساختار قدرت و حاکمیت در ایران شدەاند. تمامی موارد سەگانه بالا که برای انتخابات بالای هرم ذکر شد، تقریبا برای بطلان راستی انتخابات شهرو روستا نیز صادق است.

به طور خلاصه، در ایران انتخاباتی وجود ندارد، زیرا که در فرایند توزیع قدرت ، ٩٣٪ آن سفارشات (انتخابات بالای هرم) و فقط ٧٪ آن کنترل بر سرنوشت خود است، این همانند غش ٩٣٪ آب با ٧٪ شیر است.

غش همچون سرطان

یکی از پیامدهای بسیار خطرناک برگزاری چنین انتخاباتی در حقیقیت اینست که حساسیت مردم به راست و دروغ، حق و باطل و قانون و ناقانونی بسیار کم شده است. با برگزاری فریبکارانەی انتخابات شهروروستا در حقیقت رژیم حاکم به مردم میگوید ، ببینید، که زمانی شما مردم فرصت انتخاب دارید و از خودتان انتخاب میکنید، اینها نمایندگان شما هستند (به ضمیر ناخودآگاه جمعی القا میکند که این فریبکاران، دزدان و دغلکاران شمائید) و در حقیقیت سرطان و آفت فریب را با آمیختن افراد شرور به لایه مردمی تر انتخابات گسترش میدهد. متاسفانه در یک فرایند تدریجی که بسیار پیشتر از انقلاب ایران آغاز گشته، ساختار آلوده ، مردمانی شبیه خود تولید کرده است. مردمان برای تعامل با سیستم و ساختار مجبورند دستورات و روشهای خود ساختار را بکار ببرند.

در دروس کنترل کیفیت بحث مهمی مطرح است که مفهوم کنترل کیفیت ، کنترل خروجی یا محصول نیست بلکه کنترل فرایند است. به عبارت دیگر برفرض، در یک خط تولید نوشابه، کنترل کیفیت آن نیست که نوشابه خروجی کنترل شود که آیا آن آلوده و یا فاسد است ، بلکه کنترل کیفیت به معنی آن است که کنترل شود که آیا شیشەهای نوشابه ضدعفونی شدەاند، آیا محیط پاکیزه است، آیا فرایند درست و طبق اصول ایمنی و سلامت طراحی شدە است و آیا مواد اولیه خوراکی درست انتخاب شدەاند ؟ اگر پاسخ سوالات فوق مثبت باشد مسلما خروجی فرایند نوشابه سالم و پاک است. در بدترین حالت چند نمونه محصول به طور تصادفی تست میشود. هر پدیدەای اگر سیستمی طراحی شود، خطاهای انسانی (عمدی/دغلی/غشی و یا غیرعمدی) حذف خواهند شد. طراحان انتخابات در ایران از زمانهای بسیار پیشین (٣) عمدا سیستمی غشی و ناراست برپا نمودەاند. در انتخابات پیش رو هم چون از بالا تا به پایین به غش آلوده است، شرکت (چه در سطح رای دهنده و چه در سطح کاندیداتوری) کمک به بازتولید ساختار دروغ، غش و ظلم مینماید. مشارکت در چنین سیستمی یعنی من شهروند خروجی یک خط تولید آلوده، دروغین و ناپاک را میپذیرم (همانند این است که کسی آلودگی و فساد خط تولید نوشابه را میبیند ولی بازهم آنرا برای خود و فرزندانش خریده باشد).


پانوشت ها

(١) روایت تاریخی تقیه، برگرفته از https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D9%82%DB%8C%D9%87

(٢) تقیه در فقه شیعه ، قابل دسترس در http://tahoor.com/fa/article/view/28095

(٣) مطالعه آثار جمالزاده، حاجی آقای صادق هدایت، آبراهیمیان موارد تاریخی تقلب و تزویر در انتخابات ایران را گزارش میکند.