مجازی شدن حوزە عمومی

از زاگرس
پرش به: ناوبری، جستجو

مجازی شدن حوزە عمومی

آزاد حاجی آقایی

تغییر الگوهای روابط انسانی در پرتو تکنولوژیهای جدید و فضای مجازی از جمله مباحث نوینی است که می رود حدود ثغور اندیشه های سیاسی و نیز عمل سیاسی را مجددا مفصل بندی نماید؛ به تاسی از مارکس اما در مسیری متباین، شاید این گفته پر بیراه نباشد که اکنون نه سرمایه داری، بلکه تحولات الکترونیکی و فضای مجازی هستند که می روند جهان را بر مبنای صورتبندی خویش بازتاسیس نمایند. در این میان حوزه عمومی به رغم فقدان شکل گیری آن به گونه ای قدرتمند در جامعه ما، از جمله حوزه هایی است که بشدت متاثر از این تغییر الگوی مناسبات انسانی قرار گرفته و به عنوان جایگاهی برای شکل گیری حوزه عمومی در شکلی جدید درآمده است. این گفتار با برانگیختن رئوس بسیار کلی براین باور است که حوزه عمومی جدید در فضای مجازی همچنان به عنوان فضایی بدور از قدرت رسمی و اقتصاد بوده و ارزش ها و مفاهیم جدیدی در آن خلق و در معرض داوری قرار گرفته و سپس با حداقلی از اجماع، به مبنایی برای خلق تصورات و کنش های بعدی تبدیل می شوند. حوزه عمومی حوزه عمومی از جمله مفاهیم ابهام آمیزی است که در حوزه مطالعات سیاسی و میان رشته ای تا اندازه ای مغفول مانده است. به رغم ورود دیرهنگام مفهوم «حوزه عمومی» از ادبیات آلمانی به ادبیات انگلیسی در سال (۱۹۷۲)، طی سالهای ۱۹۹۰ این مفهوم بطور فزاینده ای به عنوان شالوده گفتمانی و تسهیل کننده هنجارین برای کارایی هرچه بیشتر جامعه مدنی عمل نموده و از سوی دیگر به ظهور مباحثات موازی درباب جایگاه جنبشهای مدنی، گفتمانهای مذهبی و نقش روشنفکران نه فقط در فرایندهای اجتماعی مدرنیزاسیون بلکه در ارتباط با پرکتیسهای تاریخی و نهادی جوامع غیر غربی نیز منجر شده است. این مفهوم اشاره به ایده ای عمومی دارد که با نگرش به «خوبی به مثابه غایت یک جامعه» در شبکه ای از مفاهیم سیاسی و عملکردهای اجتماعی و نهادهای تاریخی درهم تنیده شده است. تفاسیر متعدد از کردمان های اجتماعی، نهادها و مفاهیم متعدد، موقعیتهای ویژه ای را درباب مفهوم حوزه عمومی به مثابه یک ساختار متجلی ساخته اندکه در آن ارزش ها، منافع و تجویزات اخلاقیِ ویژه تلویحا به مفصل بندی مفهوم « امر سیاسی» منجر شده است. در این میان اگر چه «هابرماس» حوزه عمومی را به مثابه نهاد و صحنه ای از ارتباط درک می نماید که از طریق آن مردم می توانند در ارتباط با امور مشترک خود به شور و بحث بپردازند؛ مفهوم پردازی «تایلور» از حوزه عمومی تا اندازه ای یادآور نظریه جوامع تصویری «بندیکت اندرسون» از گسترش ناسیونالیسم است؛ تایلور حوزه عمومی را فضای مشترکی میداند که در آن اعضای جامعه براین باورند که از طریق رسانه های متنوعی مانند رسانه های چاپی، الکترونیکی و نیز مواجهه رو در رو در راستای مورد بحث قرار دادن موضوعات مهمی مانند منافع مشترک با یکدیگر مراوده داشته؛ از اینرو قادر به شکل دادن ذهنیت مشترکی در ارتباط با این مسائل می باشند. تایلور در بحث خود از حوزه عمومی این حوزه را به مثابه بخش مهمی از تصویرسازی مدرن اجتماعی قلمداد می کند که تمامی اعضای جامعه سیاسی به عنوان گروهی یکپارچه در راستای مباحثه ایده هایی در ارتباط با «خیرجمعی» به شیوه ای عقلانی گرد هم می آیند. تایلور با ترسیم مدل روسویی خود از انقلاب، حوزه عمومی را نه به مثابه تراکمی از انگاره های رسوب یافته در میان شهروندان بلکه به عنوان گونه ای از اراده جمعی یا وفاق جمعی برخاسته از مناظرات انتقادی می بیند که با وقوع در جامعه، به مکان حاکمیت عمومی تبدیل می شوند. نانسی فریزی نیز به عنوان یکی از اندیشمندان پست-مدرن براین باور است که حوزه عمومی صرفا یک نظم تکین و جامع نبوده بلکه به عنوان [امرهای] عمومی رقیبِ با آرِناهای در حال رقابت گفتمانی، سبک های در حال منازعه مشارکتی و استراتژیهای متفاوت برای کنش اجتماعی تاسیس شده است. درک فریزی از حوزه عمومی منازعه ای، لایه بندی شده و متکثر بوده و حتی اگر چه مشارکت کنندگان آن بسیار نابرابر هستند، با گفتمانهای متعدد قدرت درهم آمیخته است. رهیافت وی به حوزه عمومی بر مفاهیم ویژه ای از قدرت و گونه های مختلف بی عدالتی یعنی گونه های نادرست تصدیق و توزیع نابرابرِ ریشه دار در قلمرو فرهنگی استوار است. فریزی اظهار می دارد که حوزه عمومی در یک چارچوب خنثی عمل نمی کند زیرا به باور وی بازیگران نمی توانند خارج از موقعیتهای خود به مثابه افرادی برابر در حوزه ارتباطی از حوزه عمومی قرار گیرند. به باور وی اگرچه یک حوزه عمومی مسلط وجود دارد که قدرت سیاسی و فرهنگی در آن ساکن است اما یک حوزه عمومی تکین وجود ندارد. از این رو وی بر حوزه ای انگشت می گذارد که آن را با ضد-عمومی Counterpublics متمایز می نماید. درک فریزی از حوزه عمومی بیش از آنکه مبتنی بر یک حوزه عمومی تکین باشد از نقطه نظر حوزه عمومی چرخشی از یک ایستار نهادی ایستاتر به مفهومی پیچیده، شکننده ومتکثرتری است که به مثابه یک آرِنای ارتباطی برای خود-شناسی هرمنیوتیک، برای به رسمیت شناختن پیچیدگی جدی مسائل و برای مباحثات رقابت آمیزی شکل گرفته و در راستای شکل دادن افکار عمومی و نقد سیاستهای هژمونیک راه اندازی شده است. در درون این زمینه می توان گفت رویکرد نانسی فریزی بر استقلال حوزه عمومی؛ یعنی جاییکه روابط بین امرهای عمومی همواره از طریق مناسبات قدرت و منازعه شکل گرفته اند؛ تاکید می نماید. از آنجا که اصرار بر وجود یک حوزه عمومی بالقوه می تواند بیشتر ابزاری مبنی بر تداوم سلطه باشد تا یک دمکراسی ایده آل، تئوری فریزی از این حوزه توجه بیشتری را به خطر ابرام بر وجود یک حوزه عمومی مبذول می دارد. از این رو وی با توجهی ویژه به حاشیه راندن زنان در جوامع دمکراتیک، مطرودین و اقلیتها براین باور است که ما نیازمند وجود حوزه های چندگانه یا ضد-حوزه های عمومی رقیب یا ضد-حوزه های عمومیِ تبعی جوامع مدرن هستیم. این امر در عصر اپلیکیشنها و گسترش دنیای مجازی اکنون وجهه ای واقعی به خود گرفته است. مجازی شدن حوزه عمومی اگر با تسامح، فضای مجازی و به ویژه اپلیکیشنهای ارتباطی را علیرغم محدودیتهایی چند، فضایی همسان با قهوه خانه یا دیگر مکانهای عمومی گفت و گو قلمداد کنیم که در آن شرکت کنندگان بدور از «چشم سراسربین» و در نبود منافع اقتصادی در ساختن مفاهیم جدید و ابراز دیدگاههای اجتماعی-سیاسی و ... به گونه ای آزادانه تر فعال هستند، می توان گفت چرخشی در نظریه حوزه عمومی رخ داده است؛ که نشان از حرکت به سوی مفهوم پیچیده و متکثرتری به مثابه یک «آرِنای ارتباطی» است؛ برای خود-شناسی هرمنیوتیک، برای به رسمیت شناختن پیچیدگی جدی مسائل و برای مباحث رقابت آمیزی که در راستای شکل دادن به افکار عمومی و نقد حائز اهمیت است. در این صورتبندی مبنای حوزه عمومی بر گفت و گوی ناهماهنگ با آرناهای رقیب صورت می گیرد. بنابراین این رهیافت، حوزه عمومی نه به مثابه ابزار ایجاد کننده مشروعیت تصمیم گیری یک حکومت یا یک امر سیاسی بلکه به مثابه گونه ایده آلی نگریسته می شود که ویژگیهای «الگو واره ی» یک جامعه دمکراتیک چند فرهنگی یا یک جامعه متصلب و قطبی شده را در یک چارچوب نظری فارغ از مناسبات مسلط سلطه یا برخورد ایدئولوژیها در فضایی کمتر خشن بازتاب می دهد. گروههای مرجع و حوزه عمومی مجازی یکی از کاگزاران موسس و تاثیرگذار حوزه عمومی گروههای مرجع هستند که با مد نظرقرار دادن غایت یک «جامعه خوب» در قالب گزاره های تجویزی، اخلاقی و ایدئولوژیک در مفهوم پردازی حوزه عمومی به ایفای نقشی مهم می پردازند. روشنفکران، ایدئولوژیستها، ادبا و حتی شاعران که بسیاری از مواقع از آنان به عنوان «روشنفکران عمومی» یاد می گردد در مقام کارگزاران حوزه عمومی با ترسیم خطوط یک جامعه بهتر- با قرار دادن نقطه عزیمت خود از وضعیت کنونی- با استفاده از زبان و کلام وارد مباحث کلامی شده و با استفاده از کلام در مقام یک کالا (سرمایه کلامی) درصدد تاثیرگذاری بر افکار عمومی برآمده و با تاسیس نظامی از ارزشها به تعریف نظام ارزش-هنجاری جامعه پرداخته و در برخی از برهه های زمانی درصدد بسیج و کنش توده ها برمی آیند. اما از سویی دیگر، فضای مجازی و اپلیکیشنهای ارتباطی اکنون این دسترسی را برای گروههای سابقا به حاشیه رانده مهیا کرده اند که در فقدان دسترسی گفتمانی اکنون با ایجاد صفحات یا کانالهایی در دنیای مجازی به انعکاس نظریات خود پرداخته یا با اداره صفحات یا کانالهایی امکان بازآفرینی یک آرِنا را با حق برابر دسترسی همگان به گفت و گو مهیا نمایند. این امر نیز به نوبه خود به هژمونیک شدن یا حداقل دسترسی پذیری نظرات افراد یا گروههای مرجع دیگری منجر می شود که به نوبه خود می توانند سپهر عمومی جامعه را تحت تاثیر قرار دهند. اما از منظری دیگر امکان دسترسی همگان به عرصه مجازی و امکانات تعبیه شده در آن سوالی را متوجه بسیاری از نظریه پردازان اندیشه سیاسی مبنی بر تردید در نقش روشنفکران به مثابه گروههای مرجع در حوزه عمومی کرده است. این امر تا اندازه ای ناشی از ساختار فرصت و تکثر بی نظیری است که به یُمن فضای مجازی در اختیار همگان قرار گرفته و عرصه عمومی را از انحصار گروههای مرجع- روشنفکران- بیرون و در اختیار همگان گذارده است؛ اما حاکی از خارج شدن تدریجی حوزه عمومي از كانون توجه تحصیلکردگان و گروههای مرجع جامعه نیز به شمار رود. شاید یکی دیگر از دلایل این امر را بتوان به برتری «اشکال عادی زندگی روزمره» بر دیگر اشکال حیات اجتماعی نسبت داد؛ که خلق مفاهیم و ایده های مرتبط به حیات سیاسی-اجتماعی را به حاشیه رانده و از این رو قاطبه افراد جامعه را نسبت به گروههای مرجعی که درصدد خلق ارزش ها، تصورات و مفاهیم اجتماعی و سیاسی هستند کمتر راغب می سازد. سویه های این صورتبندی جدید هنوز بسیار نامکشوفند اما به جرات می توان گفت در آینده ای نزدیک حوزه عمومی و کنش سیاسی به شدت متاثر از این دگرگونی ها، تغییرات بنیادینی را از سرخواهند گذراند.

منتشر شده در شماره ۲-۳ هزر و بیر