موقعیت تراژیک کردها درروسیه‌ تزاری واتحاد شوروی

از زاگرس
پرش به: ناوبری، جستجو

اسعد رشیدی

با به‌ قدرت رسیدن گارباچف در1985گرایشهای ملی گرایانه‌ درآسیای میانه‌،قفقازونیزدربخشهای اروپائی شوروی توسعه‌ وگشترش چشمگیری یافت.جرقه‌ های این آتش خفته‌ درخاکسترکردهاراهم دربرگرفت.تلاش کردهای آذربایجان،ارمنستان،کازاخستان،گرجستان ونیزکردهای ساکن شهرهای مسکوو سان پطرزبورگ برای ایجادواشاعه‌ فرهنگ ملی کرد،دامنه‌ بیسابقه‌ ای یافت.انجمنهای سیاسی وفرهنگی کردتاسیس وشخصیتهای آکادمیک وبرجسته‌ کردبه‌ رهبری این ارگانهای تازه‌ ایجادشده‌ گماشته‌ شدند.

جنگهای بی پایان دوامپرطوری روسیه‌ تزاری ودولت عثمانی درده‌ های میانی قرن هجده‌ وآغازقرن نوزده‌ تاثیرویران کننده‌ ای درفضای بین الملی برجای گذارد که‌ به‌ تشدید بی ثباتی پایدار در منطقه‌ آسیای میانه‌ وقفقاز منجرگردید. تضعیف ناوگان دریایی دولت عثمانی پیامد طبیعی الحاق کریمه‌ به‌ دولت روسیه‌ رافراهم ساخت که‌ توسعه‌ طلبی سیاسی دولت روسیه‌ رادرچهارچوب ادعاهای ارضی این کشور بسوی جنوب وازاین راه‌ تمایل به‌ کنترل دریای سیاه‌ وسیطره‌ برمسیرهای تجاری آسیای میانه‌ واروپاراتشدید کرد.عطش سیری ناپذیرزمامداران روسیه‌ به‌ کشورگشایی والحاق سرزمینهای دیگران رامی توان اینگونه‌ برشمرد: چیره‌ شدن بربخشهای مهمی ازاورسیا، بادراختیارگرفتن وکنترل بغازها دردریای سیاه‌ وهمچنین پیوند دریای خزر و‌دریای سیاه،الحاق آسیای میانه‌ وقفقاز به‌ دولت امپراطوری،ازطریق درهم کوبیدن ترکستان وراه یافتن به‌ راههای آبی اقیانوس هند بانزدیک شدن به‌ خلیج فارس ودریای عمان.

سیاست توسعه‌ طلبانه‌ سیاسی وارضی تزارها،باجنگهای ایران وروسیه‌ درابتدای قرن نوزدهم باموفقیت همراه‌ شدوطبق دوموافقتنامه‌ گلستان(1813) وترکمن چای(1826) بخشهای بااهمیتی ازقفقاز،گرجستان،ارمنستان ،آدزبایجان شمالی وبخشی ازسرزمین کردستان،ازدولت قاجارجدا وبه‌امپراطوری روسیه‌ ضمیمه‌ گردید.این گام بلندی دردستیابی امپراطوری روسیه‌ دراهداف ستراتژیک این کشور محسوب می شود.


سربازان کرد درارتشهای بیگانه‌

باعقددوپیماننامه‌ مذبوروتصرف ناحیه‌ الیزابت پل بوسیله‌ ارتش روسیه‌،مردم کرد مناطق لاچین،که‌لبه‌جار،قوبادلی،زنگه‌ لان،جه‌ بریل به‌انقیاد اربابان جدیددرآمدندوهویت ملی آنان بوسیله‌ تقسیمات جدیددولت تزاری ونظام شوراها دگرگون گردیدوبعدهادرچهارچوب دولت سوسیالیستی آذربایجان بمدت هفت سال از خودمختاری اداری وفرهنگی بهرمندگردیدند.بخشی دیگرازسرزمین کردستان که‌ شامل نواحی «اریک خان که‌ تامنطقه‌ آرارات ادامه‌ می یابد وهمچنین مناطق تالین،آرتامان آرمابیر»(1)بعد ازاستقراردولت شوروی درچهارچوب دولت سوسیالیستی ارمنستان قرارگرفت .

"متمدن"کردن ملتهایی که‌ فاقد دولت به‌ مفهوم شناخته‌ شده‌ درنظام بین المللی بودندبه‌ یکی ازهدفهای بنیادی سیاست روسیه‌ تزاری در استحاله‌ ی(Assimilation) این ملتهاانجامید. چجنها،آستینها،انگوشها ،کردها ودیگران درزمره‌ این ملتهاقرارگرفتند.

هدف نهایی روسیه‌ ی تزاری که‌ باالحاق آسیای میانه ‌وقفقاز،تدوین وبه‌ مرحله‌ اجراگذاشته‌ می شد؛دورکردن رقبای استعمارگردرآسیا(دولت عثمانی)دراروپا(فرانسه‌ وبویژه‌ بریتانیا)بخاطرتسلط براروپای مرکزونیزاورسیا طرح ریزی گردیده‌ بود.این سیاست توسعه‌ طلبانه‌ باعواملی چون:تمرکزدولتی وکاهش بنیه‌ های اقتصادی که‌ باتحلیل بردن نیروی کارومنابع طبیعی همراه‌ می گردید،درعمل به‌ گسترش نیروهای نظامی،که‌ باصرف هزینه های انسانی ومادی گزاف تامین می شد، به‌ سرانجام رسیدوبه‌ تنومند شدن ساختاردولتی فاسدوبی دروپیکردربارتزارهافراروئید؛ که‌دروجودبروکراسی لجام گسیخته‌ تظاهرخارجی یافت وقواره‌ خوفناک امپراطوری تزارهادرروسیه‌ راشکل بخشید.پیامداین سیاست،سرکوب وفشار شدید علیه‌ ملتهای غیرروس ازجمله‌ کردهابود که‌»منابع مادی وانسانی آنها،درخدمت گسترش توسعه‌ طلبی وجنون کشورگشایی روسیه‌ ی تزاری به‌ کارگرفته‌ می شد.»(2)

روسیه‌درجنگ باعثمانی که‌ازاواسط قرن هجده‌ وتااواخرقرن نوزده‌ به‌ درازاکشید؛سربازان کردرادرنیروهای نظامی خودبه‌ کارگرفت.پروفسورمینورفسکی محقق وکردشناس نامدارروس می نویسد«درسال 1982زمان جنگ روس وعثمانی ،روسهاچهارتیپ مسلمان دراختیارداشتند،یکی ازاین تیپهاازکردهابودند(400سوار)وفرمانده‌ تیپ یک افسرروس ومعاونش یکی ازروسای کردبوده‌ است.بعدهادرجنگ« قرمیش» عده‌ سواران کردبه‌ دوتیپ ترقی کردکه‌ یکی در«قارص» ودیگری در«ارزنجان» خدمت می کرد.فرمانده‌ تیپ دوم باجعفرآقابودکه‌ بعدهاتادرجه‌ ژنرالی پیش رفت.» (3)

ازسوی دیگر دولت عثمانی که‌درنبرد باروسیه‌ متحمل شکستهای فراوان،وبا کمبودنیروی انسانی ومالی روبروگردیده‌ بود؛ناگزیرازجبران منابع مالی وانسانی ازدست رفته‌ درجبهه‌ های جنگ، فشار برکردستان راازطریق محدودکردن استقلال نسبی سران عشایر وزمیندارن بزرگ رادرپیش گرفت.بامتمرکزکردن هرچه‌ بیشترساختاردولتی وروی آوردن به‌ اخذ مستقیم مالیاتها وجمع آوری درآمدهای گمرکی درکردستان،به‌ سیطره‌ سران عشایر کرد،که‌به‌ شکل سنتی ازاختیارات محدودی درکردستان بهره‌ مند بودند پایان دادوخودمستقیمابراعمال سربازگیری وروانه‌ کردن کردهابه‌ میدان جنگهای بی بازگشت همت گمارد.یکی ازدلایل کاهش نفوذ رهبران وسران عشایر کردوخلاء ناشی ازعدم فرمانروایی این صاحب منصبان، که‌بعدها درظهورورشدوگسترش افکارشیوخ قادریه‌ ونقشبندی،نقش عمده‌ ای راایفاکرد وبه‌ رهبری جنبش کرددرسالهای (1880ـ1939) ارتقایافت را،می توان دربروزاین واقعیت بااهمیت جستجوکرد.

کردهاکه‌ استقلال محلی خودراازدست داده‌ بودندبه‌ زوربه‌ جبهه‌ های جنگ با"کفارروس"گسیل می شدند؛ازسوی دیگرروسهاکردهایی راکه‌ درلشکر مسلمانان فراهم آمده‌ بودندرابه‌ جنگ با "بربرهای عثمانی"وامی داشتند.بدین ترتیب کردهاازهردوسودر جنگ برادرکشی و خونینی گرفتار می شدند که‌ کوچکترین منافع آنان رابازتاب نمی داد. مینورسکی می نویسد«منطقه‌ سمولنسکی درجریان جنگ قره‌ قوم عده‌ای اسیرترک رادرخودجای داده‌ بود.درجمع همین اسراعده‌ ای هم کردبودند"(4)


تلاش کردهابرای آزادی درنظام شوروی

ساختارسیاسی امپراطوریهابطورکلی متناسب است بارژیم سلطنت که‌درراس هرم، امپراطورقرارمی گیرد(روسیه‌ـ آلمان)ویادارای حکومتهای مشترکی است(امپراطوری بریتانیا).این ساختار متمرکزهرچه‌ گسترش بیشتری می یابد به‌ همان اندازه‌ تضادهای درونی ناشی ازناهمسازیهای ملی وفرهنگی آن تشدیدمی شودوتلاش به‌ خاطرآزادی که‌درفرایند جنبشهای رهاییبخش ملی تبلورمی یابد به ‌عامل بنیادی درفروپاشی امپراطوریهامتجلی می گردد.سقوط دوامپراطوری روسیه‌ وعثمانی درابتدای قرن بیستم رامی توان دراین فورمول خلاصه‌ کرد.

باپیروزی انقلاب اکتبرو فرمان لنین دایربر رسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت ملتهای ساکن شوروی،ازجمله‌ ملتهای قفقازدرایجادساختاراداری وفرهنگی،کردهاامیدواربودندکه‌ آروزوی دیرینه‌ اشان را ،درداشتن ساختارسیاسی ملی درنظام شوروی به‌ واقعیت تبدیل کنند.مدیریت سیاسی شوروی طرح به‌ انجام رساندن ساختارهای ملی درقفقاز رادردومرحله‌ به‌ اجراگذاشت:مرحله‌ اول ،شامل ایالتهای ملی می شد که‌ درآنها دولت خودمختاربوجود می آمدوسپس مناطق واستانهای دیگررادربرمی گرفت.این طرح که‌ زیرنام ،برادری ،برابری ودوستی میان ملتهانام گرفت به‌ ایجاد دودولت سوسیالیستی،آذربایجان وارمنستان منجرگردیدوکردهاراازحق برابردرایجاددولت کردستان محروم وآنهارادردوجمهوری تازه‌ ایجادشده‌ پراکنده‌ گردانیدوموجبات استحاله‌ آتی آنهارافراهم ساخت.تحت تاثیرپیماننامه‌ سور(1920)که‌به‌کردهاوعده‌ دولت مستقل کردستان داده‌ شده‌ بود،دولت شوروی درسال 1923وهنگامیکه‌ هنوزلنین زنده‌ بود، تاسیس کردستان سرخ درچهارچوب دولت سوسیالیستی آذربایجان شوروی رااعلام کرد.«در7جولای همان سال ،کمیته‌ اجرایی دولت آدربایجان طبق بخشنامه‌ ای ایجادمنطقه‌ خودمختارکردستان درجوارمرزهای قرباغ رااعلام کرد»(5) این اقدام ازسوی شوروی به‌ هدف جلب اعتمادوپشتیبانی میلیونهاکرد ازنظام شوروی صورت می گرفت؛رویدادهای آتی،ازجمله‌ برچیدن کردستان سرخ،تبعیدکردهاوتنگ کردن عرصه‌ ی سیاسی علیه‌ آنهااین واقعیت راآشکارساخت.درسال 1924پیماننامه‌ لوزان دولت ترکیه‌ رابه‌ رهبری آتاتورک برسمیت شناخت ومفادقرارداد سور،بویژه‌ ماده‌ 62و63،مبنی برایجاددولت مستقل کردرابه‌ فراموشی سپرد.خیزش جنبش ملی درکردستان ترکیه‌(1924ـ 1925) به‌ رهبری شیخ سعیدپیران واکنش طبیعی بود به‌ نادیده‌ گرفتن وپایمال کردن خواستهای ملی آنان که‌ ازسوی قدرتهای بزرگ استعماری به‌ اجراگذاشته‌ شده‌ بود.جنبش کردها درترکیه‌ نه‌ تنهاتوانست ضربه‌ های جدی بردولت ترکیه‌ واردآورد،بلکه‌ توانست پشتیبانی وهمدردی کردهادرسایرکشورها،ازجمله‌،ایران،عراق ،سوریه‌ وهمچنین کردهای شوروی رامعطوف به‌ خودگرداند.دولت شوروی که‌ بااعطای کمکهای مالی ونظامی به‌ تحکیم وقوام جمهوری ترکیه‌ کمک کرده‌ بود،ازبرسمیت شناختن خیزش کردهادرترکیه‌ سرباززدوبه‌ فشاردولت ترکیه‌ ونیزناسیونالیستهای آذربایجانی درازمیان بردن کردستان سرخ تسلیم شدوبااین اقدام،خط بطلانی برادعاهای خوددرپشتیبانی ازجنبشهای آزادیبخش ملی کشید."در جریان جنگ ترکیه‌ ومتفقین وبنابه‌ گفته‌ ژنرال علی فواد جبه‌ شوی،فرستاده‌ مصطفی کمال به‌ مسکو،برنامه‌ کمکهای شوروی به‌ ترکیه‌، شامل ده‌ میلیون روبل طلاواسلحه‌ ومهمات لازم برای تجهیزسه‌ لشکر ترک بود."(6)

درسال 1930کردستان سرخ ازصحنه‌ سیاسی ناپدیدوبه‌ ادامه‌ زندگی سیاسی این منطقه‌ خودمختار،که‌ ازجنبه‌ تاریخی اولین ساختاراداری وفرهنگی کردهادرابتدای قرن بیستم بود،پایان داده‌ شد.باازمیان رفتن کردستان سرخ فعالیتهای سیاسی وفرهنگی کردهامحدودگردیدوزمینه‌ جذب واستحاله‌ فرهنگی وزبانی کردهادرفرهنگ وزبان آذری ازجانب دولت وقت آذربایجان گسترش یافت.

بخش دیگری ازکردهاکه ‌درتقسیمات جدیدشوروی به‌جمهوری سوسیالیستی ارمنستان ضمیمه‌ شده‌ بودند، روزنامه‌» راه‌ نو » رامنتشرکردند.درسال 1928بوسیله‌ ی شامیلف ومارتینف الفبای کردی تدوین گردید.


کردهادرسایه‌ ی "پدرزحمتکشان جهان"

سرکوب وتبعیداجباری کردهادرسایه‌ رژیم استبدای ستالین به‌ بهانه‌ های واهی ازجمله‌ "جاسوسی" و "همکاری" درپیوندبا دولتهای ایران وترکیه‌ ،درسال 1937به‌ آواره‌ شدن وتبعیداجباری آنان به‌ مناطق ماورای قفقازوازبکستان انجامید."درتاریخ 7جولای1937طبق بخشنامه‌ شورای ملی کمیساریای خلق،به‌ شماره‌ پرونده‌ 186103-1127- 267وبدون هیچ گونه‌ مدرک ودلیلی بعنوان عناصر نامطلوب متهم شدند."(7)

پیامد دستورالعملل کمیساریای خلق،کردهای شوروی درمیان تدانیر شدیدامنیتی وتحت نظارت دستگاههای نظامی وپلیسی، ازآذربایجان وارمنستان به‌ ازبکستان وآسیای میانه‌ تبعید شدند.

بابروزجنگ جهانی دوم کردهادرجبهه‌های جنگ باارتش آلمان هیتلری ،چه‌ دراوکرائین وچه‌ درنبردهای پارتیزانی درروسیه‌ سفید ونیزخارج ازشوروی شرکت کردندوبسیاری ازآنان یاكشته‌ ویامعلول شدند."سرهنگ سمندسیابند،که‌پسریک باربرکردبودبه‌ پاس قهرمانیهایی که‌دردفاع ازمسکوونبرددر مینسک ابرازکردقهرمان اتحادشوروی شد.ازگروههای سرشناس دیگرارتس سرخ یکی هم فریق پولادبگف بودکه‌ به‌ دست سفیدهاکشته‌ شد."(8)علی رغم شرکت گسترده‌ کردهاوقهرمانیهای آنان درجبهه های جنگ درسال 1944به‌ دستورکمیته‌ داخلی امنیت ملی) (ИКВД کردهاربه‌ همراه‌ دیگرگروههای ‌اتنیکی،به‌اتهام ناروای" جاسوسی" برای ترکیه‌ به‌ نواحی دورافتاده‌ شوروی ازجمله‌ ماورای قفقازتبعیددکرند."پدرزحمتكشان جهان" بدین وسیله‌ ازفداکاری وشجاعت کردهادرجنگ باآلمان نازی"قدردانی"می کرد.قربانیان تبعیدی راباواگنهای حمل حیوانات ودرزمستان سخت به‌ اقامتگاههای اجباریشان ودرمیان تدابیرشدیدامنیتی روانه‌ می کردند.به‌ گفته‌ پرفسورشرف عشیری تاریخدان کرد،بسیاری ازکردها،ازجمله‌ کودکان درهمان واگنهای حمل حیوانات جانشان راازدست می دادند." پاکسازی قومی ازگرجستان آغازشد.ازنوامبر1944نزدیک به صدهزارکرد،ترک وهاشمی ازخانه‌ وکاشانه‌ اشان بسوی سرنوشتی تاریک رانده‌ شدند.از15تا18نوامبرهمان سال تمام کردهاازگرجستان تبعید شدند."پرفسورعشیری که‌ خود ازکردهای گرجستان است در ادامه‌ می نویسد"اگر درسال 1926جمعیت کردهادرشوروی بالغ بر232هزارنفرمی شد؛طبق سرشماری سال 1989جمعیت کردهابه‌ 153هزارنفرکاهش پیداکرد،به‌ این مفهوم که‌ درطول 69سال ازجمعیت کردها79هزارنفرکسرشده‌ است"(9)

درسال 1953بعد ازمرگ ستالین کردهای تبعیدی به‌ خانه‌ وکاشانه‌ خودبازگشتند وازاتهامات زمان ستالین تبرئه‌ شدند.امامناطق کردنشین دردوجمهوری آذربایجان وارمنستان همچنان باعدم توسعه‌ اقتصادی وفرهنگی دست به‌ گریبان بود.اگرچه‌ فشاروتضییقات دوره‌ اقتدارستالین فروکش کرده‌ بود،امابه‌ دلیل عقب نگاهداشته‌ شدن این مناطق درحوزه‌ های سیاسی ـ اقتصادی وفرهنگی ونیز رسوبات ذهنی بجامانده‌ ازتبلیغات رژیم ستالین که‌ بافشارناسیونالیستهای آذری دردوره‌ حکومت حیدرعلی یف همراه‌ شد،کردهامجبوربه مهاجرت به‌ شهرهای کوچک وبزرگ روسیه‌ شدند.دولت آذربایجان تعلق ملی کردهاراکه‌ به‌ طورمعمول درشناسنامه‌ اتباع شوروی درج می شدراتغییردادوکردهاناگهان تبدیل به‌ آذری شدند.


جنگ خاک

با به‌ قدرت رسیدن گارباچف در1985گرایشهای ملی گرایانه‌ درآسیای میانه‌،قفقازونیزدربخشهای اروپائی شوروی توسعه‌ وگشترش چشمگیری یافت.جرقه‌ های این آتش خفته‌ درخاکسترکردهاراهم دربرگرفت.تلاش کردهای آذربایجان،ارمنستان،کازاخستان،گرجستان ونیزکردهای ساکن شهرهای مسکوو سان پطرزبورگ برای ایجادواشاعه‌ فرهنگ ملی کرد،دامنه‌ بیسابقه‌ ای یافت.انجمنهای سیاسی وفرهنگی کردتاسیس وشخصیتهای آکادمیک وبرجسته‌ کردبه‌ رهبری این ارگانهای تازه‌ ایجادشده‌ گماشته‌ شدند.روزنامه‌ هاومجلات کردی که‌سالهابه‌ حالت رکوددرآمده‌ بودند،رونق گرفتند.نامه‌ سرگشاده‌ کردهای ارمنستان به‌ گارباچف بخشی ازفشارهاوبی عدالتیهای رواداشته‌ شده‌ برکردهارابدون ترس وواهمه‌ بیان می کردوازگارباچف می خواست تدابیری درجهت بهبوداوضاع نگران آورکردهااتخاذکند.

بروزتشنجات ملی درسرزمینهای وسیع اتحادشوروی،ازجمله‌ درآسیای میانه‌،قفقازوبخشهای اروپائی روسیه‌ وکشورهای پیرامون دریای بالتیک،زمینه‌ فروپاشی شوروی راازدرون فراهم ساخت.شعله‌ ورشدن جنگ آذربایجان وارمنستان(1988ـ 1998)برسرمالکیت ناحیه‌ قرباغ، کردهارادرابعادی وسیع درگیرساخت.دامنه‌ این جنگ خونین کردهاراکه‌ درهردوجمهوری آذربایجان وارمنستان وبعدازاستقرارشوروی پراکنده‌ شده‌ بودندرادرخودگرفت وسرنوشت آنهاراباردیگرباجنگی که‌ برتاباننده‌ منافع ملی آنان نبودگره‌ زد.کردهاازهردوسومورد فشارقرارگرفتند که‌ راهی جبهه های بی بازگشت جنگ شوندوبرروی برادران وخواهران خودآتش بگشایند.شگفتا!تاریخ جنگهای روس وعثمانی که‌ کردهاراازهردوسوطعمه‌ خودگردانده‌ بودازسرگرفته‌ می شد.

هردودولت بابکارگرفتن احساسات مذهبی کردها،می خواستند تنورجنگ را باسرمایه‌ دیگران گرم نگاه‌ دارند.دولت ارمنستان ازتفاوت آئینی کردها(کردهای ایزدی وکردهای مسلمان)سودمی جست ومایل بودآنهادربرابرهم قرارگیرند.دولت آذربایجان درصدد روانه‌ کردن کردهای مسلمان در‌ جنگ با"کفار"ارمنی بود.درطول جنگ میان دوکشور،بسیاری ازکردها که‌ خواهان شرکت درجنگ برادرکشی نبودندویادرپیامدعملیات جنگی هردوطرف متخاصم زندگی شان درخطرنابودی قرارگرفته‌ بود،مجبوربه‌ترک سرزمین آباواجدادی شان شدندوبه‌ شهرهای روسیه‌ مهاجرت کردند.«درسالهای جنگ بین دوکشور ارمنستان وآذربایجان نزدیک به‌ 20هزارنفرازآورگان کردارمنستان مجبوربه‌ ترک کشورشدند.همچنین 50هزارازکردهابصورت آواره‌ جنگی بسرمی برند.»(10)

آوارگان جنگی کردرامعمولادرمدارسی جای می دادند که‌ ازهرگونه‌ تسهیلات ابتدائی ورفاهی بی بهره‌ بودند.

موقعیت تراژیک کردهادردونظام سیاسی روسیه‌ تزاری واتحادشوروی بیانگرواقعیتی دردناک است؛هردوسیستم نتوانستندادعاهای خودرا،اولی"متمدن"کردن ودومی"عدالت وحقوق مساوی خلقها"درکشوری باتنوعات متفاوت فرهنگی وملی به‌ ثبوت برسانند.هردونظام بابکارگیری اهرمهای سرکوب درسویه‌ ی منافع گروههای اشراف واقتدارگرا،ازبرسمیت شناختن حقوق ملی وفرهنگی کردهاسرباززدند.درسرزمینی که‌ زندان خلقهانامیده‌ می شد؛ منافع گروههای توسعه‌ طلب که‌ به‌ جنون کشورگشایی و توتالیتاریسم دچارگردیده‌ بودند،مانع ازشکسستن قفل سنگین این زندان تاریخی گردید ونتوانست آزادی کردهاراازیوغ عقب ماندگی واسارت فرهنگی تضمین کند.جداازتفاوتهای دوسیستم، بویژه‌ دراشکال سیاسی ،درمضمون، سیاست هردونظام برنادیده‌ گرفتن ورهاکردن کردهابه‌ دست سرنوشت استوارگردیده‌ بود.روسیه‌ تزاری کردهاراتنهابخاطرپرکردن جبهه های جنگ بکارمی گرفت ودولت شوروی آنان رابعنوان عناصرنامطلوب روانه‌ بازداشتگاههای مخوف می کردوبانابودکردن کردستان سرخ خط بطلان بر ادعاهای خود، چون عدالت وحقوق مساوی خلقهاکشید.هردورژیم منافع گروههای حاکم راچه‌ درکسوت اشراف فاسد وچه‌ درسیمای دستگاه‌ رعب ووحشت استبدای بازتاب می دادندودرجهت سیاست برتری نژادی،پاکسازی قومی وجذب واستحاله‌ ی ملی درموردکردهاگام برداشتند.

ازنگاه‌ تاریخ ،روسیه‌ تزاری واتحاد شوروی دارای تفاوت وتضادبنیادی دردرک وحل مسئله‌ کردها نیستند.

1-Василев.А.М.мост через босфор.1989- 137стр

2- Дергачев.В.А.Геополитика.2004-341стр

3-ولادیمیرفیودوریی ویچ مینورسکی.کرد.ص81.ترجمه‌ حبیب اله تابانی

4-همان سرچشمه‌.ص50

5- Акопов.Г.Б.История курдского народа.1965-36стр

6 - کندال.کردها. ص، 169ـ170

7-Ашири.Ш.Курди в СССР//Курдистаи рарорт,декабрь,1997

8-بااین رسوائی ،چه‌ بخشایشی.جاناتان رندل.ص.28.ترجمه‌ ابراهیم یونسی

9- Ашири.Ш.Федераьная национально –культурная автономия курдов в Россискоои Федерации.Декабрь.2000

10-Письмо армянских