ناسیونالیسم ایرانی و مسئلە کوردستان

از زاگرس
پرش به: ناوبری، جستجو

احمد علیپور

اتفاقات چند هفتە اخیر در عراق کە منجر بە تخلیە شهرهای کنار دجلە (زاب بزرگ) از طرف ارتش عراق و تسخیر آن شهرها توسط اسلامیستهای داعش شد موجودیت و امکان ادامە حکومت دولت شیعە نوری المالکی بشدت زیر سئوال بردە است. چنان بنظر میرسد کە پیشرویهای داعش و خطر سقوط بغداد توسط آنان، از سوی حکومت شیعی عراق، رژیم انسان‌کش اسلامی در ایران و همچنان عوامل بە ظاهر روشنفکر و مدرن‌نمای داخل و خارج‌نشین ایرانی چندان اهمیت نداشتە باشد.

آنچە کە بیش از هر چیز آنها را نگران کردە است تلاش کوردهای جنوب کوردستان برای اعلام حکومت مستقل خودشان است.

سران رژیم ایران با انواع تهدید، بە شیوەهای قلدرمئابانە، زورگویانە و استعمارگرانەاش، از سویی سعی در ایجاد ترس و ارعاب کوردها دارند و مستقیما و با پررویی اعلاام کردەاند کە اجازە چنین کاری را بە کوردها نخواهند داد. از سوی دیگر مبلغان رژیم ولایت کوردکش فقیه هم در خارج بیکار ننشستە و با نوشتن مقالات بە ظاهر علمی، بە اشکال مختلف سعی در اثبات غلط بودن، نا ممکن بودن و غیر مجاز بودن حرکت سیاسی کوردهارا دارند. مسئلە چیست؟ حقیقت اینست کە اینها این واقعیت برایشان آشکار شدە کە خطر تجزیە پروژە دولت-ملتهای تحمیل شدە از طرف استعمارگران برندە جنگ جهانی اول بویژە، اینگلیس، فرانسە و روسیەی تزاری، کە بر گردە ملتهای آزاد شدە از جهنم امپراتوری عثمانی سوار شد، امروز خود را چونان ضرورتی عاجل و تاریخی نشان میدهد. پروژەای کە بزگترین قربانی آن یعنی کوردها هستند کە بە پنج قسمت بین ایران، ترکیە، آ‌‌ذربایجان-ارمنستان در روسیە آن زمان و دو کشور تازە تاسیس شدە عراق و سوریە تقسیم شد.

اکنون این ملت کە بر اساس تمامی معیارهای جامعە سناسی، مردم شناسی و انسان شناسی (anthropology) چە از لحاظ زبانی، چە از لحاظ فرهنگی و چە از لحاظ شیوە زندگی کردن یک ملت کاملا ویژە، زندە و یک عامل مستقل سوبژکتیو سیاسی و فرهنگی، موجودیت خود را با ابراز وجود خود در زمان و مکانی مشخص آشکارا بە نمایش میگذارد و طبق همە معیارهای انسانی و همانند همە ملتهای دیگر جهان، برای تشکیل کیان سیاسی خود اقدام میکند، مورد لعن و نفرین پان ایرانیستها-پان ولایت‌فقیهی‌های ایرانی واقع شدە است. اولین سئوالی کە بە انسان کورد خطور میکند اینست کە اینان را بە این کارها چە؟ چرا اینها در مسائل عراق دخالت میکنند؟ اصلا کی بە اینها اجازە چنین دخالتی را دادە است؟ جواب این سئوالها روشن است. اینها فهمیدەاند کە پروسەی تجزیە و نابودی سیستم دولت-ملت خیلی وقت است کە در خاورمیانە شروع شدەاست. علت اصلی این امر اینست کە این سیستم، هم کارایی و ضرورت خود را از دست دادە است و هم ملتهای زیر ستم دیگر حاضر نیستند در قید استعمار بمانند و خواهان تقسیم قدرت سیاسی بودە و مایل بە ادارە خود از جانب خود هستند. اما قبل از پرداختن بە این نوع پرسشها میخواستم بە مقالەای کە رۆز جمعە تاریخ ٤ جولای ٢٠١٤ بە قلم جناب اسماعیل نوری علا در سایت Gooya news منتشر شدەاست و در آن با مهارتی قابل تحسین و با توسل بە ترفندهای زبانشناسانە سعی شدە با سفسطەای استادانە این‌ را بە خوانندە بقبولاند کە چە از منظر معرفت شناسی و چە از نظر جامعە شناسانە، ملت کورد حق تشکیل حکومت مستقل خودش را اندارد چون بە قول ایشان کوردها نە ملت اند و نە ملیت بلکە تنها و تنها زیرملتند. آقای نوری علا کە من همیشە با علاقە نوشتەهایش را خواندەام، با استناد بە مقولە

sub-nation یک ملت چهل میلیونی کورد را بە زائدە و زیرملت ترکها، فارسها و عربها تبدیل میکند و حق تصمیم گیری در مورد سرنوشت خودشان را از آنان صلب میکند. حال آنکە هرکس کە الفبای جامعە شناسی را بداند میداند کە اولا این کلمەی ترکیبی، معنایی جز آن دارد کە آقای نوری علا سعی در قبولاندش را دارند. کلمە انگلیسی sub در مقام اسم بە معنای تابع مادون، فرع، شعبە، علی‌البدل و در مقام پسوند بە معانی جزء، زیر، نیمە، دست دوم، مادون، پایین، شعبە و تابع بە فارسی ترجمە شدەاست و در اصل شامل گروههای کوچکی یا فرۆه کوچکی از و در داخل یک ملت بزرگتر میشود. تازە چرا آقای نوری علا از تمام مقولاتی کە سازمان ملل در مورد مسائل ملی از آنها استفادە میکند تنها این تعریف را برگزیدەاند. آیا ایشان فراموش کردەاند کە سازمان ملل حق تشکیل حکومت را برای ملتهای فاقد دولت خودی بە رسمیت میشناسد؟ ایا آقای نوری علا واقعا نمیداند کە کوردها بعنوان ملتی بیدولت شناختە شدەاند و در نتیجە حق تشکیل دولت خود را دارد؟

در جامعە شناسی غربی، کلمەهایی چون sub-culture بە معنای فرهنگ جزئی کە بخشی از یک سازە بزرگتر است می آید ولی بە هیج وجه با آن مغایرت ماهوی نداشتە و بیگانە نبودە و تنها بلحاظ عملکردی، از جهاتی متمایز، خودش را نمایان میسازد. مثلا شیوە حرف زدن، لباس پوشیدن یا آداب معاشرت جوانان بە عنوان sub-culture نامیدە میشود کە در اساس تفاوت چندانی با فرهنگ اصلی ندارد. اصطلاح sub-nation بیشتر در مورد مثلا گروههایی همچون Walesی ها در انگلستان میتواند مطابقت داشتە باشد کە در رابطە با بقیەی انگلیسیها نە از نظر زبانی و نە از لحاظ اتنیکی تفاوت چندانی ندارند.

آقای نوری علا اما با استفادەی ابزاری از مقولات اینچنینی میخواهد ثابت کند کە چون کوردها بە قول ایشان زیرملت فارسها و غیرە هستند مجاز بە تشکیل حکومت خود نیستند. حالا سئوال اینست کە چرا در همە پهنە این گیتی، این فقط کوردها هستند کە پان ولایت فقیهیهای ایرانی بهشان این اجازە را نمیدهند؟ ما میدانیم کە بعداز فروپاشی سیستم شوروی نزدیک بە بیست کشور مستقل تشکیل شدەاند. ‌هم چنین میدانیم کە بعضی از این کشورها، برای نمونە کشور تازە تاسیس شدە Kosovo تنها هفتصد هزار نفر جمعیت دارند. حال آنکە کوردها دست کم، یک جمعیت سی میلیونی را تشکیل میدهند. در کدام کتاب آسمانی، آمدە است کە همەی خلقهای دنیا حق استقلال دارن بجز کوردها؟

پان ولایت فقیەهای ایرانی همراه با رژیم و رهبر آخوندشان، علیرغم دمکراسی نماییشان، بزرگترین دشمنان دمکراتیزە شدن خاورمیانە (این جهنم هژمون‌سازی و قتلگاه ملتها، این مسلخ فرهنگهای گوناگون و این کانون تمرکز سلطە) هستند. آنها دونکیشوت‌وار هنوز از موضع سیستم دولت-ملت و اهمیت ندادن و ناچیز گرفتن حقوق ملتهای دیگر، بە حقمداری ملتهای زیر ستم دیکتاتوری چندین هزار سالە با چشم تخزیە طلبی نگاه میکنند. این آقایان هر حرکت آزادیخواهانە کوردها را در هر جای کوردستان تجزیە‌طلبی خواندە و بر آن داغ لعنت میزنند. اینها زمانی از حقوق ترکمنها، آشوریها و عربها در جنوب کوردستان دم میزنند کە روزی نیست کە در ایران شاد اعدام جوان کوردی نباشند، خبر کشتە سدن کولبر زحمتکشی کە برای سیر کردن شکم خانوادەاش مجبور بە شاقترین کار یعنی کولبری است را نشوند. مـیلیونها کورد، لر، ترکمن، بلوچ، ترک و عرب در جهنم ولایت فقیه هر روز در سادەترین مسائل زنگی با مشکلاتی کە از جانب حکومت آخوندی برایشان ایجاد میشود دست بە گریبانند. اما این آقایان ککشان هم نمیگزد و لب از لب جدا نمیکنند. اما بە محض اینکە کوردها حقوق پایمال شدەشان را مطالبە میکنند با تعصب پان ولایت فقیەیشان با آن بە مخالفت با آن بر خواستە و بە انگ تجزیە طلبی میزنند. حالا این برایشان فرقی نمیکند کە این حقخواهی در کدام کشور ابراز میسود. وقتی سخن بر سر حقوق کوردهاست اینها بە دفاع از تمامیت ارضی آن کشور بر می آیند.

در هیچ دینی، هیچ کتاب آسمانی‌ای، هیچ فلسفەای نیامدە است کە باید کوردستان ترکیە، ایران، عراق و سوری وجد داشتە باشد ولی کوردستان کوردستان وجود نداشتە باشد. در هیچ دینی و طبق هیچ منطقی ثابت نشدە کە سیستم دولت-ملت پروژەای مقدس است کە نباید در آن تغییری ایجاد شود. تنها منطقی کە در تضاد با این تغییر است منافع کاپیتالیستی غرب و همپیمانانشان است کە بر ایران، ترکیە، سوریە و عراق حکومت میکنند. این سیستم مبلغان ماهری را پرورش دادە است کە با تزویر علم سعی در تحریف واقعیت موجود دارند. اینها بیش از هر کسی با کورد و کوردستانی دشمنی میکنند. گویی کە طنین کوردستان در دل اینان رعبی عمیق ایجاد میکند.

همە ما میدانیم کە سیستم دولت-ملت پروژەایست کە ابدی نبودە و زمانی از هم پاشیدە میشود. این حکم زندگی‌است، حرکت مادە در زمان و مکان است و هیچ نیرویی قادر بە جلو گیری از آن نخواهد شد. ملت کورد هم دولت خود را تشکیل خواهد داد و برای اینکار از هیچ کسی اجازە نخواهد گرفت.