هادی صوفی زاده

از زاگرس
پرش به: ناوبری، جستجو


جنگ نرم جمهوری اسلامی در کوردستان

پیرامون مسئله‌ ملی در ایران

مرزبانان غیور

آیندە ایران چگونە رقم خواهد خورد

زمانیکە برجهای دوقلوی نیویورک فروریختند اکثر کشوها تحت تاثیر عواقب آن فاجعە قرار گرفت و اقتصاد دنیا برای مدتی در کما رفت اما تنها کشوری کە تاثیرات آن فاجعە را حس نکرد ایران بود. ظهور داعش نیز امنیت بسیاری ازکشورهای منطقە و اروپا را بە مخاطرە انداخت اما تاثیری بر امنیت داخلی ایران نگذاشت. روی دیگر این قضیە عقب ماندگی ناشی از بیرون ماندن در دایرە گلوبال است. جزئیات عقب ماندگی ناشی از فاصلە ایران با جامعە جهانی را اغلب از زبان چهرەهای علمی کشور نظیر دکتر محمود سریع القلم و دیگران میخوانیم. منظور از ذکر این دو نمونە تفاوت ایران با جهان و ویژگیهای منحصر بفردش هست کە اگرچە ریشە تاریخی دارد اما در عصر جدید و گلوبال بشیوە دیگری خود را نشان میدهد. کشوری کە بر بستر بیگانەستیزی بنا نهادە شدە و فرهنگی ببار آوردە کە همە ملتهای غیر فارس را در بیرون دایرە خودی و بیگانە قرار میدهد.

سوال اینجاست کە در عصر گلوبالیسم آیندە ایران چە خواهد شد؟ ایران با شرایط فعلی ایران تا چە مدت قادر بە ادامە خود خواهد بود و آیا با وجود تشیع، نفت، نخبەکشی و کثیرالملگی ایران دموکراتیزە خواهد شد؟ سعی میشود در این مقال از جهات مختلف و از درون حوادث تاریخی ایران بە آیندە ایران بپردازیم.

تشیع: میهن پرستی ایرانیان با دین گرە خوردە است. ساختار متمرکز ایران از بدو ظهور سلسە صفوی مدیون تشیع است. شیخ ابراهیم زنجانی کە در مقام مدعی العموم حکم اعدام شیخ فضل االلە نوری را صادر کرد در کتاب خاطرات خود فرهنگ شیعی را با نظامهای سلطانی متناسب میداند. سلطان و روحانیت در دورە صفوی ازدواج و در انقلاب ٥٧ از هم جدا شدند اما پیوند ساختاری و عملکرد آنان کماکان مثل سابق است. بیهودە نیست کە برخی از نویسندگان خامنەای را با نام سلطان خطاب میکنند. در عصر صفوی روحانیان ملت تعریف میشدند، دربار هم دولت و اما ملت اصلی رعیت نام داشت. قصاوت و بی رحمیهای صفوی با فتاوی روحانیت انجام میگرفت تا جائیکە جامعە سنی مذهب ایران قلع و قمع ودیگر ادیان نیز از جنایت صفویان مصون نماندند. یهودی ستیزی، باب کشی، بهایی کشی و دین ستیزی بطور کلی بخشی از کارنامە شیعیان ایران است. اندیشە دین ستیزی عصر صفوی کە صدور انقلاب نام داشت هنوزهم در اعمال و رفتار حاکمان فعلی ایران دیدە میشود. برای نمونە از بدو سقوط رژیم صدام، دولت شیعی عراق کە از ایران الهام میگیرد جمعیت ٥٠٪ سنی بغداد را نابود کردە تا جائیکە بنابە برخی آمار کمتر از ٢٠٪ سنی مذهب در بغداد ماندەاند. خانم دلارام مشهوری در کتاب رگ تاک می نویسد " تشیع شورەزاریست کە هیچ بذر دگراندیشی در آن نمی روید ".

نفت: تقریبا ١١٠ سال از پیدایش نفت در ایران میگذرد. اغلب صاحبنظران قوام دیکتاتوری بعداز انقلاب مشروطە را نتیجە پیدایش نفت می دانند. رضاخان نفت را جایگزین دموکراسی کرد و و دستاوردهای مشروطە را با وجود پول نفت بەباد داد. بسیاری بر این عقیدەاند کە یکی از علل سقوط رژیم محمد رضاشاە پهلوی بالا رفتن قیمت نفت بود و او با پول نفت در داخل بە یک دیکتاتور تمام عیار و ژاندارم منطقە شد. در این سالها کسانی چون عباس عبدی نظریەهایی جالبی دارند و اندک فضای باز سیاسی دورە خاتمی را بە پایین بودن قیمت نفت نسبت میدهند و از این روی اگر چنانچە درآمد ٧٠٠ میلیارد دلاری دولت احمدی نژاد را با نوع حاکمیتش مقایسە کنیم منطقی در نظریە ایشان دیدە میشود. بیاد داریم یکی از مباحث وشعارهای انتخاباتی شیخ مهدی کروبی در جریان انتخابات سال ١٣٨٨در جهت عدالت اجتماعی توزیع پول نفت میان مردم بود.

نخبە کشی: یکی از بلاهای تاریخی ایران زمین نخبەکشی است. از بدو ساختار مدرن در ایران نخبە کشی بطور سازمان یافتە انجام گرفتە است و در کنار آن فرار مغزها از سیاستهای خطرناک حاکمان ایران بودەاست. هرازچندگاهی کارشناسان ارزش مادی فرار مغزها از ایران را بیشتر از درآمد نفت قلمداد میکنند.

کثیرالملگی:

همچنانکە قبلا بە موضوع ملت ـ دولت در دورە صفوی اشآرە شد در جریان انقلاب مشروطە مردم ایران از رعیت بە ملت تغییر نام دادند واما از این تحول مهم تنها شامل ملت فارس شد و ملل غیرفارس همچنان در مقام رعیت ماندند و اگرچە آنان قبلا تنها رعیت روحانیت و دولت بحساب می آمدند اینبار بە رعیت جامعە فارس زبان نیز درآمدند. ساختار متمرکز ایران نظام رعیتی را بە سبک دیگری درآورد. وجود بیش از یک و نیم میلیون کارگر کورد از جمعیت ٧ میلیونی کل کوردستان در مناطق مرکزی ایران رعیتی و بردەگی است.

از بدو مشروطە بە این طرف موضوع ملی هموارە یکی از چالشهای جدی جامعە ایران بودەاست. ملت تورک آذربایجانی مهمترین نقش را در موضوع هویت خواهی داشتە و مصوبە انجمنهای ایالتی و ولایتی اولین مجلس شورای ملی نتیجە تلاشهای آنان بود. از جهت دیگر نیز کە بنگریم موضوعات ملی همیشە بخشی از مشاجرات ایران بودە است. برای نمونە اکثر انشعابات درون حزب تودە بیشتر بر سر موضوعات ملی بودەاست. نکتە مهمی کە تفاوت جوهرە مبارزە و خصلت ملتهای غیرفارس با حاکمیت مرکزی را نشان می دهد این است کە جریانات ملی همیشە مدرنتر از مرکز عمل عمل کردەاند. موارد مهمی در عملکرد دو جمهوری کوردستان و آذربایجان هست کە بخوبی آن تفاوت را نشان میدهد. تقسیم اراضی، حقوق زنان و تربیت کودکان بی سرپرست در جمهوری آذربایجان اقداماتی بودند کە حاکمیت مرکزی بعداز سالها و در جریان انقلاب سفید آنرا انجام دادند.

عملکرد چندین سالە حاکمیت دینی ایران مرکزگریزی را تشدید نمودەاست و تحولات منطقەای مزید برعلت است. در جریان انقلاب ١٩٧٩ تورکها و عربها با توجە بە اشتراکات مذهبی از کسب حقوق ملی تا اندازەای کوتاە آمدند اما امروزە هر دو ملت بیشتر از سایر ملل بە استقلال خود می اندیشند. یکی از علل سکوت و شکست جنبش سبز نگرانی از عواقب مسئلە ملی در ایران بود و از این منظر دیکتاتوری حاکم را بە حقوق ملتها ترجیح دادند. از نظر من بعداز جنبش سبز بعید است جریانی سراسری ظهور کند و همە ملتها را دور خود جمع کند.

بخشی از شکاف ملی ایجاد شدە بە فرهنگ ملت حاکم برمیگردد. عرب ستیزی در فرهنگ ایرانیان جا گرفتە است. " کنت دوگوبینو " سفیر وقت فرانسە در ایران گزارشات بسیاری از خصلتهای بد ایرانیان بە وزارت خارجە کشور خود ارسال داشتە کە بسیاری از همان خصلتها کە ١٦٠ سال قبل گزارش شدە همینک در فرهنگ ملت حاکم می بینیم و می شنویم.

در جهان مدلهایی برای برخورد با مسئلە ملی وجود دارد اما حاکمان ایران علیرغم فرصتهای بسیار بە بهانەهای واهی از آن سرباز زدەاند. از نظر ایرانیان درهم تنیدگی جامعە ایران دلیلی برای بحث بر سر مسئلە حقوق ملتهای غیر فارس نیست و ایران را نمیشود با ساختار ملی کشورهایی نظیر سوئیس و یا عراق با قدمتی ٩٠ سالە مقایسە کرد. اما واقعیت این است کە ساختار ملی در ایران بیشتر با ساختار ملی در اتحاد شوروی سابق نیست کە از هم پاشید. و هنوز هم برای ایران فرصت هست تا از مدل جمهوری فدراتیو روسیە برای حل مسئلە ملی در ایران استفادە کنند. برای درک بیشتر از ساختار ملی روسیە با ایران بە لینک زیر کە نوشتەی تحت نام پیرامون مسئله‌ ملی در ایران و نگاهی به‌ ساختارحکومتی روسیه‌ وکشورهای همجوار مراجعە کنید. http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=16691

با خوانشی کە بە اجمال از تاریخ معاصر در خصوص مسئلە ملی بدان اشارە شد امروزە موضوع ملی در ایران بهمراە مشکلات منطقەای و بین المللی دست بە دست هم دادە و ایران را بە سراشیبی سقوط سوق دادە است کە مایلم از جهاتی بدان اشارە نمایم.

در سطح منطقەای اگرچە اتفاقات جاری در کشورهای سرزمین پساعثمانی در جریان است اما ایران نیز ازعواقب تغییرات منطقەای مصون نخواهد ماند. روابط ایران با کشورهای عربی حوزە خلیج در گذشتە بر سر سە جزیرە تنبهای کوچک و بزرگ و ابوموسی بود اما اینک جنبە عربی ـ فارسی بخود گرفتە است. از جهت دیگر در گذر تاریخ انقلابها و کودتاهایی کە در منطقە اتفاق افتادە ابتدا از مصر و عراق و برخی کشورهای دیگر آغاز و آخر سر دامنگیر ایران شدەاست. اینک نیز شاهد تکرار تاریخ هستیم برخی از متفکرین غربی ایران را مانع بزرگی در راە امنیت منطقە میدانند و تهدید خارجی و منطقەای متوجە ایران هست. برناردلوئیس شرق شناس مروف سالها قبل گفتە بود کە امنیت خاورمیانە تنها در شرایطی تامین میشود کە ایران تجزیە شود. احتمال تجزیە کشورهای سوریە و عراق همچون زلزلەای منطقە را تکان خواهند داد و ایران را در معرض متلاشی بودن قرار میدهد.

نتیجە گیری:

جامعە سیاسی ایران در مقابل حاکمیت زمینگیر شدە، تغییرات بنیادی و هدفمند در بطن جامعە ایجاد شدە و از این منظر میتوان گفت کەانقلاب اجتماعی با معیارهای هیئت حاکم بە معنای واقعی خود در ایران انجام گرفتە است. با این وجود ایران مخاطرات وقوع انقلاب را پشت سر نگذاشتە و هنوز التهابات انقلابی در ایران حس میشود.

با وجود پول مجانی نفت ملت عرب، نیروی کارمجانی کوردها و نیروی کار متخصص تورکها و مسیر ترانزیت و منابع زیزمینی بلوچستان هیئت حاکم و مرکزگرایان نیازی بە دموکراسی نمی بینند، انباشت سرمایە در مرکز بر دموکراسی خواهی آنان می چربد. مرکزگرایان ثروت خود را بە قیمت نابودی فرهنگ و اقتصاد ملتهای در حاشیە ایران بدست آوردەاند. ایرواند آبراهامیان معتقد است کە یک ایرانی راە ثروتمندشدن را در نابودی همسایەاش می داند. دین هم عاملی در حفظ سرمایە آنان و درصورت هر خطری کە متوجە ثروت در مرکز گردد با فتوای مراجع خنثی میگردد. یک ایرانی زمانی بە دموکراسی نیاز خواهد داشت و یا معنای واقعی دموکراسی را خواهند فهمید کە ایران تجزیە شدە باشد و از پتانسیلهای اقتصادی کشورشان بهرە گیرند. چون در آنصورت مجبور بە کار در حوزە جغرافیایی خود بر اساس پتانسیلهای اقتصادی کشور خود است. یکی از پتانسیلهای اقتصادی ایران صنعت توریسم است و رونق توریسم نیز نیازمند جامعەای باز و غیر دینی است. در همچون شرایطی بازار روحانیت و تشیع برچیدە خواهد شد و دموکراسی تحقق خواهد یافت.

هرچند دیر هنگام اما ممکن است در صورت فدرالیزە کردن ایران مشابە فدراتیو روسیە ایران را از خطر فروپاشی حتمی برهاند. مدلی کە بتواند ملتهای غیر فارس را قانع کند، کیفیت زندگی و حقوق ملی آنان بهتر از همنوعان خود در آنسوی مرز باشد. رمز موفقیت ساختار فدرال روسیە در این است کە حقوق و رفاە زندگی یک ارمنی ساکن فدراتیو روسیە از رفاە وحقوق ارمنی کشور ارمنستان بیشتر است و یا همچون اکرایینهای روسیە از همنوعان اکراینی خود در اکراین راحتتر زندگی کنند. اوستیهای شمالی نسبت بە اوستیهای جنوبی گرجستان ( نیمە مستقل ) نمونە دیگریست. یک کورد ایران نیز زمانی میتواند داعیە استقلال طلبی را از سر دور کند کە بلحاظ آزادی و رفاە از کورد ترکیە و عراق آزادتر و راحتتر باشد. در غیر اینصورت استقلال همچنان گزینە مورد نظر ملل غیر فارس است و چون بعید است گورباچفی در ایران ظهور کند و زمینە تجزیە بدون خونریزی آنرا فراهم کند، آنچە بیشتر در انتظار ایران است یوگسلاویزە شدن است.


کنگرە آذربایجانی های جهان و کنگرە ملی کوردها

یکشنبه, اوت 25, 2013 - 12:33

تشکیل کنگرە آذربایجانیهای جهان و کنگرە ملی کورد یادآور تاسیس دو جمهوری آذربایجان و جمهوری کوردستان در سال ١٩٤٦ است کە هر دو قربانی جنگ سرد و توافقات ابرقدرتها گردیدند. معهذا گذشت زمان و تغییرات جهانی عامل بازدارندەای برای دست کشیدن ملتهای کورد و آذری از حقوق ملی خود نبودەاست. علیرغم تمام افت و خیزهای بسیار در تاریخ یکقرن اخیر این دو ملت نهضت آزادیخواهانە و حق طلبانەشان فراگیرتر گشتەاست.

قرار است اواسط ماە سپتامبر کنگرە ملی کورد با حضور جریانات سیاسی، سازمانهای مدنی و شخصیتهای منفرد هر چهار بخش کوردستان و دیاسپورا برگزار گردد. کنگرەای کە خواست دیرینە ملتی زادە سرزمین میزوپوتامیا اما پراکندەترین و از هم گسیختەترین ملت در جهان می باشد کە علیرغم وجود اصالت ملی و سرزمینی اش میان چهار کشور تقسیم، و در بیش از شصت کشور جهان پراکندەاند. ستمی کە از جانب دولت ـ ملتهای همجوار متوجە کوردها گشتە زخمی را بر پیکرە این ملت ایجاد نمودە کە می توان گفت تنها اصالت ملیش عامل پایداریش بودەاست. اینک این ملت ستمدیدە با رویکردی جدید تصمیم گرفتە کنگرە ملی کورد را برگزار تا شاید التیام بخش زخمهایش باش. بە عبارتی دگر زمینە فراهم شدە تا از گسست و پراکندگی گذر و بە انسجام ملی خود روی بیاورد.

البتە این تنها کوردها نیستند کە تاریخ فاجعەبار و غم انگیزی دارند، بلکە ملتهای دیگری هم هستند کە سرنوشت مشابەای دارند و قربانی منافع قدرتهای جهانی و حرص و آزهای منطقەای گشتەاند. هر چند امروزە آذریها از وجود کشوری بنام جمهوری آذربایجان کە در مدت زمان کمی از بدو استقلال بە یکی از کشورهای پیشرفتە دنیا بدل گشتە، بخود می بالند، اما ملت تورک آذربایجانی یکی از ملتهای منطقە است کە مشکلات مشابەای همانند کوردها دارد و بزرگترین بخش آن کە در ایران است از ستم چند جانبە رنج میبرد و می توان گفت بیشترین نگرانی های آذریها متوجە آذریهای ایران است کە علیرغم یکقرن مبارزە برای کسب حقوق ملی هنوز دربند اسارت پان ایرانیسم گرفتارند.

در سال ٢٠٠٧ آذربایجانیهای جهان خود رادر چارچوب کنگرەای بهمین نام متشکل ساختەاند و روز ٣١ دسامبر را روز اتحاد ملی خود نام نهادەاند و هر سالە آنروز را کە سالروز تولد الهام علی اف کە رئیس کنگرە آذربایجانیان نیز می باشد، جشن می گیرند. این کنگرە با استقبال جامعە جهانی روبرو شدە و تنها رژیم ایران از تشکیل آن عصبانی و ناخرسند بودەاست، تا جائیکە روابط دیپلماتیک خود با جمهوری آذربایجان را تحت الشعاع این کنگرە قرار دادە و موجی از توطئە را علیە کشور آذربایجان براە انداختەاست.

تاسیس کنگرە ملی کورد در اربیل گرچە با تاخیری شش سالە نسبت بە کنگرە آذربایجانیهای جهان ( داک ) انجام می گیرد اما خود نشان از ضروت برپایی چنین اینگونە تشکلهایست زیرا اجماع نظر و انسجام ملتهای تحت ستم در گرو ترسیم راهکارهای معقول جهت حفظ هویت ملی خویش است.

آنچە کە بە تسهیل در ایجاد چنین کنگرەای یاری نمودە، تغییر رویکرد مثبت حکومت تورکیە نسبت بە کوردهاست، چرا کە تورکها بوضوح دریافتەاند اگر قرار باشد همراە با تغییرات منطقەای گام بردارند چارەای جز حل اختلافات دیرینە خود با ملت کورد ندارند. در ضمن تفاوت ساختار رژیمهای تورکیە و ایران کە از بقایای امپراطوری عثمانی و صفوی هستند و هر دو دارای اقلیت کورد و آذری هستند را می توان در برخورد با کنگرەهای موجود دید. برای نمونە حضور فعالانە آذریهای ایغدیر و ارزروم و دیگر نقاط تورکیە در کنگرە آذربایجانیهای جهان از یکسو و مشارکت فعالانە کوردهای تورکیە در کنگرە ملی کورد در اربیل از سوی دیگر نشان از گشایش سیاسی در رویکرد تورکها نسبت بە مسائل ملی است. در حالیکە رژیم ایران اجازە حضور آذربایجانیهای جنوبی در کنگرە آذربایجانیها را نداد و مطمئنا نگاە حاکمیت ایران نسبت بە کوردهای داخل ایران همانند نگرش آنان نسبت بە کنگرە آذربایجان است. از منظری دیگر گرچە تورکها در صدد دلجویی ارمنیان هستند اما در ایران هنوز نشانەای دال بر رفتار حکومتیان در قبال بهائیان وجود ندارد و زبان زور و انکار کماکان جلوە واقعی فرهنگ هیئت حاکمە و جامعە مرکزی ایران است.

تشکیل کنگرە آذربایجانیهای جهان و کنگرە ملی کورد یادآور تاسیس دو جمهوری آذربایجان و جمهوری کوردستان در سال ١٩٤٦ است کە هر دو قربانی جنگ سرد و توافقات ابرقدرتها گردیدند. معهذا گذشت زمان و تغییرات جهانی عامل بازدارندەای برای دست کشیدن ملتهای کورد و آذری از حقوق ملی خود نبودەاست. علیرغم تمام افت و خیزهای بسیار در تاریخ یکقرن اخیر این دو ملت نهضت آزادیخواهانە و حق طلبانەشان فراگیرتر گشتەاست. همچنانکە شاهد هستیم در مرزهای شمالی کوردستان و آذربایجان جمهوری های کوچکی نظیر آبخازیا و اوسیتیا جنوبی تشکیل شدەاند کە جمعیت هر دو جمهوری از ٣٠٠ هزارنفر تجاوز نمی کند.

دو ملت تورک و کورد علیرغم تفاوتهای بنیادی کە در سطع کلی با هم دارند، بلحاظ جمعیتی و ژئوپولیتیکی ویژگیهای خاص خود را دارند، اهمیت جهانی خود را بازیافتەاند و مسیر مشابەای را برای نائل شدن بە آرزوهای تاریخی خود بویژە در ایران دنبال می کنند. تفاوتها و تشابهات هر دو ملت در ایران را می توان در آینە تاریخی جمهوریهای آذربایجان و کوردستان بەرهبری سید جعفر پیشەوری و قاضی محمد دید کە صفحات زرینی از همزیستی مسالمت آمیز برای نسلهای آیندە از خود بجای گذاشتەاند. بنابراین هر دو ملت برای رهایی از ستم ملی کە بە دوش می کشند چارەای جز همکاری و همگامی علیە ظلم موجود ندارند.

هرچند تاسیس کنگرە آذربایجانی های جهان با خشم و ناخرسندی رژیم ایران مواجە شدە و بویژە ایجاد شعبە جنوب آذربایجان ( آذربایجان ایران ) و احتمال تاسیس وزارتخانەای تحت نام وزارت آذربایجان جنوبی با واکنش سخت ایران مواجە گردید و ایرانیان آنرا دلیلی برای تجزیە ایران می پندارند. روزنامە کیهان در ١٤ فروردین امسال بعداز تشکیل جلسە آذربایجانیان در باکو، ادعای الحاق خاک جمهوری آذربایجان بە ایران را نمود. نگاهی بە نوشتەهای رسانەهای رژیم در خصوص آن کنگرە عمق خشم فرهنگ هیئت و ملت حاکم نسبت بە ملت تورک نشان میدهد.

کنگرە ملی کورد کە اولین تجربە ملی آنان محسوب می شود می تواند از موفقیتهای کنگرە آذربایجانیان جهان کە تاکنون ٣ کنفرانس را برگزار نمودە بهرە گیرد. و بدون ترددید همکاری میان دو کنگرە می تواند فشار رژیمهای سرکوبگر حاکم بر کوردستان و آذربایجان در ایران را خنثی نماید و ضریب ارادە ملی را بالا ببرد.

خصومت و رفتار تهدیدآمیز ایران نسبت بە کنگرە ملی کورد کاملا آشکار است و با تهدیداتی مواجە شدە است اما در عین حال رژیم ایران از واکنشهای آشکار نسبت بە کنگرە ملی کورد خودداری نمودە اما و در واقع در تنگنا می بیند. در مرزهای شمالی آذربایجانیها و در غرب کوردها بە سرنوشت خود دل بستەاند. هر گونە برخورد شدید ایران نسبت بە کنگرە ملی کورد ضرورت اتحاد دو کنگرە را فراهم و هر گونە رفتار متناقض آنان برای نمونە نرمش در مقابل کنگرە ملی کورد حساسیت تورکها در ایران را بر می انگیزد. کوتاە سخن هر دو کنگرە نیازمند ایجاد زمینەهای درک متقابل و تشریک مساعی هستند.


موج دموکراسی از حاشیە بە مرکز

حزب حاکم عدالت و توسعە کە با پروژەهای کلان سیاسی ـ اقتصادی خود در روئیای رسیدن بە سال ٢٠٢٣ صدمین سالگرد تاسیس جمهوری ترکیە بود با مانع مواجە شد. گرچە این حزب هرچند هنوز هم حزب اول برندە انتخابات هست اما برای رسیدن بە جشن صد سالگی تاسیس ترکیە نوین یک انتخابات دیگر را سر راە دارد کە با تغییرات انجام گرفتە ممکن است موقعیت آن حزب در آیندە نیز بیشتر متزلزل گردد و در تکمیل پروژەهای کلان سیاسی، اقتصادی خود ناکام بماند.

انتخابات پارلمانی ترکیە بە پایان رسید و نتایج آن توجە بسیاری از مردم دنیا را بخود جلب نمود. انتخاباتی کە یکی از مهمترین و هیجانی ترین انتخابات آن کشور بحساب می آمد. حزب دموکراتیک خلقها کە بنا بە پیشنهاد و طرح آقای عبداللە اوجالان از زندان تاسیس گردید با کسب ١٣،٤٣ درصد آرا حزب چهارم، بلحاظ تعداد نمایندگان حزب سوم و بلحاظ کسب استانها حزب دوم میباشد. و درضمن نمایندگان آن از استانهای همجوار ایران، عراق، ارمنستان و تا اندازەای سوریە میباشد.

حزب حاکم عدالت و توسعە کە با پروژەهای کلان سیاسی ـ اقتصادی خود در روئیای رسیدن بە سال ٢٠٢٣ صدمین سالگرد تاسیس جمهوری ترکیە بود با مانع مواجە شد. گرچە این حزب هرچند هنوز هم حزب اول برندە انتخابات هست اما برای رسیدن بە جشن صد سالگی تاسیس ترکیە نوین یک انتخابات دیگر را سر راە دارد کە با تغییرات انجام گرفتە ممکن است موقعیت آن حزب در آیندە نیز بیشتر متزلزل گردد و در تکمیل پروژەهای کلان سیاسی، اقتصادی خود ناکام بماند. در واقع حزب عدالت و توسعە برای پروژەهای خود بە تحکیم و تثبیت جایگاە سیاسی خود نیاز داشت کە این انتخابات آنرا با چالشی جدی روبرو نمود. کشور ترکیە کە بواسطە اسلام سیاسی حزب حاکم در سطح منطقەای بە الگوی بهار عربی تعبیر میشد، تضعیف خواهد شد و از جهت دیگر قادر نخواهد بود کە پروژەهای متعدد اقتصادی نظیر تاسیس فرودگاە بزرگ استانبول را کە قرار است در سال ٢٠٢٣ بە پایان برسد بنام حزب خود نماید.

حزب عدالت و توسعە و شخص آقای اردوغان در ١٣ سال گذشتە بخوبی از کارت اسلام استفادە نمود. ایشان با سخنانش در کنفرانس داوس و همچنین ارسال کشتی بە غزە بە محبوبیت خود در داخل کشور افزود. اینبار هم با در دست گرفتن کتاب قران در جریان سفرش بە کوردستان و کافر خواندن رقیبش آقای صلاح الدین دمیرتاش در صدد استفادە ابزاری از دین برآمد اما اینبار ـ برای اولین بار در تاریخ ترکیە ـ کوردها فریب دین را نخوردند و بە آقای اردوغان نە گفتند. این حرکت مهم را می توان بمنزلە سرآغاز پایان عصر طلایی اسلام سیاسی در ترکیە قلمداد نمود.

اینک دولت آتی ترکیە تشکیل مستلزم ائتلاف حزب حاکم با یکی از احزاب راە یافتە بە پارلمان است. هرکدام از احزاب خواستەها و پیش شرطهایی برای دولت ائتلافی خواهند داشت. حزب دموکراتیک خلق بطور مشخص با سیاست منطقەای حزب حاکم بویژە در مورد سوریە مشکل جدی دارد. حزب حرکت ملی با رویکرد شرقی حزب حاکم بویژە در ارتباط با کوردها مشکل دارد و در صورت ائتلاف این دو ممکن است حزب عدالت و توسعە دچار شکاف و انشعاب گردد. حزب تازە بە پارلمان راە یافتە دموکراتیک خلقها نیز خواستەهای مشخصی در خصوص حقوق ملی و زبانی کوردها و دیگر اقلیتهای دینی و ملی دارد کە در چارچوب تحمل حزب حاکم نمی گنجد. بنابراین هرکدام از آنها از جهاتی با حاکمیت فعلی زاویە دارند و همانطور کە نتیجە این انتخابات برای کسی قابل پیش بینی نبود، تشکیل دولت آتی نیز فعلا قابل پیش بینی نیست .

انتخابات ترکیە و در ضمن اندک فضای باز موجود نشان داد کە کوردها آنگونە کە در ٣٠ سال گذشتە، دولت و رسانەهای تبلیغی آن کشور هیولایی از کورده و پ.ک.ک ساختە بودند نیستند و عملکرد چند سالە نمایندگان کورد و مباحث انتخاباتی این دورە قبل از انتخابات تابوی کردهراسی را شکست. این مرحلە یک فرصت تاریخی برای تورکیە هست کە بە شکاف دهها سالە موجود پایان دادە شود. امروزە در سایە فضای نیمە باز شاهد هستیم کە طب استقلال خواهی کوردها فرونشستە است و در صورت حقوق مساوی ملتها و پایان انکار ملتهای غیر ترک دلیلی برای در پیش گرفتن راەهای دیگر نباشد. بنابراین دولتمردان هستند کە باید منافع ملی کشور را تشخیص دهند و طب جامعە را فرو نشانند.

در چند دهە اخیر در حالیکە اقلیتهای ملی مدرنتر از مرکز عمل نمودەاند، حاکمان ترکیە ـ ودر ایران نیز ـ اقلیتهای ملی را عقب افتادە و قبیلەای نشان دادە و با این بهانەها و موارد دیگری بە سرکوب شدید پرداختەاند. باید بخاطر آوردد کە ٧٠ سال پیش و با ظهور دو جمهوری آذربایجان و کوردستان با شعار دموکراسی برای ایران و خودمختاری برای دو ملت آذربایجان و کوردستان پروژە دموکراتیزە کردن ایران رقم خورد اما چون مرکز پذیرای آن نبود با انگ تجزیە طلبی بە مبارزە با آن پرداختند و هنوز هم بسیاری از مرکزاندیشان میخواهند آنگونە القا کنند کە تشکیل آن دو جمهوری برای تجزیە ایران بود. ترکیە نیز در چند دهە گذشتە برخورد مشابەای با خواستە کوردها داشت اما در چند سال گذشتە ترکها مسیر عقلانی در پیش گرفتە و کوردها نیز دموکراسی سراسری را در اولویت کار خود قرار دادەاند. اما در ایران کماکان بی خردی و انسداد سیاسی پابرجاست.

رمز پیروزی کوردها در این انتخابات چە بود؟

جامعە کوردستان همچون زمین بکر و دستنخوردەایست کە هرچە در آن بکارید بهرە خواهد داد. در زمینەهای دیگر هم همینگونە است. برای نمونە در عرصە فیلم و سینما وضع هم همینگونە است. هر سینماکاری در کوردستان فیلم میسازد حتما جایزەای دریافت می کند. در گذشتە هرکدام از احزاب ترکیە با ورود بە کوردستان رای آنان را بست می آوردند. دولتهای مسعود ایلماز، در مقاطعی حزب جمهوری خلق و اخیرا نیز حزب اسلامی عدالت و توسعە موفقیتشان ناشی از آرای ارزان کوردها بود، اما اینبار پایانی بر ارزانفروشی رای کوردها بود. هرکدام از سە حزب ترکیە کە با بودجە میلیاردی دولت فعالیت می کنند رای ثابت خود را دارند اما حزب دموکراتیک خلقها بدون حمایت مادی دولت می بایست برای عبور از پروسە ١٠%ی سیستم انتخاباتی آن کشور عبور کند و بە کسب آرا بپردازد، این کار آنهم در جامعە ترکیە کە منافع شخصی در اولویت مردمان آن کشور است نیازمند برنامەریزی دقیق بود.

سخنی از شادروان ملا مصطفی بارزانی هست کە میگوید اگر چنانچە تمام خوبان ملت ما را دشمن بکشد و بدها را هم خودمان بکشیم کسی باقی نخواهد ماند. در کشوریکە کورد علوی حاضر بە تحمل کورد سنی نبود، کورد سنی حاضر بە پذیرش کورد ایزیدی نبود، سوریانی و ارمنی هرکدام تاریخ تلخی با کوردها داشتند حزب دموکراتیک خلقها آنان را باهم آشتی داد. با عبرت از این سخن، حزب موجود نە اینکە با کلیە احزاب همسو و مخالف ـ بغیر از حزب اسلامی هوداپار ـ در کوردستان ائتلاف نمود بلکە هزاران نفر از افرادی کە بە شیوە ی عشیرەای علیە پ.ک.ک مسلح بودند بە حزب دموکراتیک خلقها پیوستند. در سطح سراسری ترکیە نیز با جریانات چپ و چهرەهای شاخص ائتلاف کردند. اگرچە نتایج انتخابات نشان میدهد کە بطور مطلق آرای بدست آمدە تنها از طرف خود کوردها بودە و تورکها بە این حزب رای ندادەاند اما بازهم از بعد جهانی و داخلی اعتباری برای حزب یادشدە میباشد.

کوتاە سخن اینکە در عصر رسانەای پروسە انتخابات ترکیە بر ایرانیان هم کە تاکنون از یک انتخابات واقعی محروم بودەاند تاثیر خواهد گذاشت و همچنانکە آقای روحانی در جریان تبیغات انتخاباتی ادعا میکرد کە شایستە کشور ما نیست کە از ترکیە عقب بیفتیم مردم ایران نیز حق دارند از آقای روحانی بپرسند در صورت شایستە بودن مردم ایران آیا احزاب غیر اسلامی حق شرکت در انتخابات مثل ترکیە را خواهند داشت؟