پیرامون مسئله‌ ملی در ایران

از زاگرس
پرش به: ناوبری، جستجو

هادی صوفی زاده

تجربه‌ سیستم فدرالی درروسیه‌ و مقایسه‌ آن با شرایط ایران موضوعی است که‌ بنا به‌ پاره‌ای اشتراکات تاریخی و فرهنگی حائز اهمیت است. چراکه‌ ساختار ملی و سیستم فدرالی در روسیه‌ همیشه‌ متغیر بوده‌ و بنا به‌ نیاز جامعه‌ همیشه‌ درحال رفورم و نوآوری بوده است .

دوشنبه ۲٨ مرداد ۱٣٨۷ - ۱٨ اوت ۲۰۰٨

موضوعی که‌ درصدسال اخیرودرعرصه‌سیاسی ایران کشاکش جدی بوده‌، بحث بر سرمسئله‌ ملی وحقوق ملیتها ست. مسئله‌ ملی درایران بغرنجترین موضوع پیش رو ویکی از بحث برانگیزترین مباحث میان احزاب وجریانات سیاسی ودربطن جامعه‌ نیزبوده‌ و می باشد. علیرغم مباحث ‌بی وقفه‌پیرامون مسئله‌ ملی،‌ طرحی که‌ مورد توافق اکثریت ویا زمینه‌ سازی لازم برای اداره‌ آینده‌ ایران باشد به‌چشم نمی خورد و مباحث مزبور به‌ دلیل تفرق و چنددستگی که‌ ریشه‌ درفرهنگ سیاسی ایرانیان و فرهنگ عدم مدارای آنان دارد تاکنون بی نتیجه‌ مانده‌ است. بحران مسئله‌ ملی درایران مرزبندی های گوناگونی درمیان جریانات سیاسی به‌ دنبا ل داشته‌ و شرایطی را بوجود آورده‌ که‌ معیار برای کار مشترک منوط به‌ دیدگاه‌ یک جریان در برخورد با مسئله‌ ملی است. دراین مقطع جویندگان کسب حقوق ملی ملیتها که‌ دردوطیف طرفدار تشکیل ایرانی دموکرات وفدرال و طیف دیگری با گرایشات استقلال طلبانه‌ صف آرایی نموده‌ و مخالفین طرح حقوق ذکرشده از منکرین حقوق ملی ملیتها تا طرفداران محتاط حل مسئله‌ ملی تقسیم نمود. بطور مختصر بسیاری از مخالفین حقوق ملیتها تحت بهانه‌ تمامیت ارضی ایران گونه‌ای برخورد می کنند که‌ تمام جویندگان کسب حقوق ملی ارتجاعی، غیرمتمدن و هرزه‌ تلقی می شوند و همچون نگاهی در دیدگاه‌ و مباحث روزانه‌ بسیاری بچشم می خورد. ناگفته‌ نماند که‌ نیروهای واقعبینی هم هستند که‌ درد تاریخی ملیتهای تحت ستم را درک کرده‌ و به‌ یافتن راه‌حلی منطقی می نگرند که‌ کوشندگان کسب حقوق ملی لازم است این طیف را شناسایی وتقویت نمایند. مناقشات مربوطه‌، میان این دوجهت با طرح مایکل لدین چهره‌ای سرشناس که‌ وضعیت ایران را دنبال ووابسته‌ به‌ دستگاه‌ سیاسی بوش است، وارد فاز جدیدی شد. مایکل لدین درطرح خود با الگوگیری انقلابات نارجی ومخملی که‌ دربرخی از کشورهای شوروی سابق صورت گرفته‌ بوده‌ و درارتباط با طرح ملی رفراندوم و دعوت از چند سازمان وحزب وابسته‌ به‌ ملیتهای ایرانی حساسیت بسیاری از سازمانهای مخالف حقوق ملیتها را برانگیخت. لدین طرحهایی همچون انقلاب نارنجی ومخملی دراکراین و انقلاب سرخ در گرجستان را به‌ پیش کشیده‌بود. اما مخالفین حقوق ملیتها درایران که‌ با شکاکیت به‌هرگونه‌ تغییر در ساختار حکومتی ایران می نگرند ، بدون توجه‌ به‌ پروسه‌ تاریخی جوامع مدرن درایجاد راه‌حل عادلانه‌ حقوق ملل، و از زاویه‌ تجزیه‌طلب خواندن احزاب متعلق به‌ ملیتها واکنشهای شدیدی به‌ طرح لدین نشان داده‌ و بدون توجه‌ به‌ دنیای پیرامون خود چنان قداستی به‌ ایران وایرانیگری بخشیده‌ اند که‌ گویی تنها تب ایرانیگری آنهاست که‌ حق است و بقیه‌ ناحق. درواقع امکان جمعبندی و ارائه‌ دیدگاههای اشخاص وجریانات موردنظر دراین خصوص، دراین مطلب مقدور نمی باشد، اما نوشته‌های فراوانی درسایتهای انترنتی، جلسات پالتالکی و سیمینارها پیرامون بحث بی انتهای ملی درایران است.

بباور بنده‌ معقولترین روش سیستم حکومتی برای ایران یک ساختار فدرال است، تعاریف متفاوتی از فدارلیسم می شود که‌ ساده‌ترین تعریف آن عدم تمرکز است. ومتفکرینی چون مونتسکیو، امانوئل کانت و روزالوکزامبورگ و بسیاری دگر آنرا تعریف و ضرورت آنرا برای اداره‌ امور یک کشور کثیرالملله‌ گوشزد نموده‌اند . روزا لوکزامبورگ در توضیح «فدرالیزم» به عنوان یک راه حل مطلوب برای مسئله ملی معتقد بوده‌ که‌مفهوم «فدرالیزم» با مفهوم «برادری، برابری و استقلال» مترادف است . مونتسکیو از متفکران بزرگ در این مورد اعلام میدارد که‌ ساختار فدرال حکومتی عبارتست از قراردادی که به وسیله آن چند گروه سیاسی توافق می کنند تا به شهروندان دولت بزرگتری که می خواهند تشکیل دهند تبدیل شوند . امانوئل کانت ، فیلسوف آلمانی عقیده داشت که فدرالیسم برای برپائی صلح لازم است و متذکر می شود که منظور از صلح عدم امکان وقوع جنگ می باشد . مشکل ملی درایران تمرکزگرایی است چراکه‌ تمرکزگرایی تبعیض علیه‌ ملیتها راکه‌ درحاشیه‌ ایران قرارگرفته‌اند به‌همراه‌داشته‌ و ریشه‌تاریخی دارد که‌ به‌ دوره‌های صفویه‌ بازمی گردد . نباید فراموش نمود از دوره‌شاه‌اسماعیل صفوی ایران ممالک محروسه‌ اطلاق شده‌ و حاکمیتهای خودمختار وجودداشته‌اند. کشورایران در دوره‌های قبل از آنهم و تاقبل از انقلاب مشروطه‌ ساختاری غیرمتمرکز وتحت نام نظام شاهنشاهی به‌معنی شاههای متعدد وجود داشته‌ است و برای نمونه‌ هنگام سفرهای ناصرالدین شاه‌ قاجار به‌ فرنگ اعتمادالسلطنه‌ والی سنندج نیابت سلطنت را بعهده‌ داشته ‌است ودرضمن ایالت آذربایجان به‌ شیوه‌ای فدرال اداره‌شده ‌است. باانقلاب مشروطه‌ که‌ تاریخ ورود ایران به‌ دنیای مدرن محسوب می شود قانون اساسی که‌ اقتباسی از قانون اساسی کشورفدرال بلژیگ بوده‌ به‌تصویب رسید. با همه‌ نواقصی که‌ در قانون اساسی آن مقطع وجود داشته‌ و طبق مصوبه‌ مجلس اول شورای ملی ایران کشوری کثیرالملله‌ تعریف شده‌ است و پیروزی مشروطه‌ نیز به‌گواه‌ تاریخ درتصویب همچون ساختاری بوده‌است. یکی از اشکالات آن مصوبه‌ دراین بوده‌ که‌ برای این کشور کثیرالملله‌ هیچ زبانی به‌ عنوان زبان رسمی تعیین نگردیده‌ است، اما قانون تشکیل انجمنهای ایالتی و ولایتی از نخستین لوایحی بود که‌ مجلس آنرا تصویب نمود گرچه‌ درآن دوره‌ چهار ایالت خراسان، آذربایجان ، فارس و کرمان وبلوچستان به‌ عنوان ایالت شناخته‌ شدند اما 12 ولایت نیز درنظرگرفته‌ شده ‌بودند که‌ با جریان اشغال ایران وشکست پروسه‌مشروطه‌خواهی درایران و کودتای سیدضیاء و رضاخان قربانیان اصلی ملیتهای ایران بودند. رضاشاه‌ تمام پایه‌گذاریهای کشوری مدرن رادرابتدای کارخود به‌شکست کشاندد ودرعقبگردی به‌سوی تمرکزگرایی ایران به‌ ده‌استان تقسیم گردید. اگرساختار قدرت درایران براساس انجمنهای ایالتی وولایتی انجام می گرفت ممکن بود این همه‌ خواسته‌ها بی پاسخ نمی ماندند. در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و اصول 15 و 19 بر کثرت قومی و تعدد ملیتی در ایران تأکید شده‌است.

درطول این صدسال از منازعات و حق طلبی ملی گشایش وپیشرفتی در خواسته‌ملی به‌عمل نیامده‌، درحالیکه‌ تحولات وسیعی درجهان بوجود آمده‌ و دنیاشاهد تاسیس کشورهای دیگری در مراحل متعددی بوده‌است. درجهان کنونی حدود 200 کشور مستقل موجود می باشند که‌ عضو سازمان ملل متحد و نزدیک به‌ 150 کشورشان کثیرالملله‌ و چند فرهنگی محسوب می شوند. بنا به‌ تعریف جامعه‌ شناسی وبویژه‌ درحیطه‌ تبارشناسی واتنولوژی این نوع کشورها "هتروژنیک" (چند فرهنگی وکثیرالملله ) نامیده‌ می شوند. آمریکا، هندوستان و روسیه‌ چندفرهنگی ترین ومتکثرترین کشورهای هتروژنیک می باشند. کشورهای ژاپن، کره‌شمالی، سومالی، پرتغال، آلمان و لهستان کشورهای هوموژنیک (تک فرهنگی وتک ملیتی ) محسوب می شوند. دراین تقسیم بندی اجتماعی ایران کشوری هتروژنیک به‌ حساب می آید. فراموش ننماییم که‌ پیشرفت‌ ممالک اروپا ناشی ازبرخورد درست بامسئله ‌ملی است. پروسه‌ شکلگیری و تاسیس کشورهای اروپایی، تشکیل کشورهای کوچک و نهایتا تشکیل اتحادیه ‌اروپا نتیجه‌ روندی دهها ساله‌ است. در کشوری چون جمهوری فدرال روسیه‌ که ‌در گذشته‌ زندان ملل شناخته ‌می شد دگرگونیهای اساسی که ‌مبنای ملی دارند صورت پذیرفته‌ وتوجه‌ به‌ موضوعات ملی همچنان دراولویت بوده‌است که‌ بعدا" به‌ آن خواهم پرداخت. با روندی که‌ درگذشته‌ در اتحاد شوروی سابق وجود داشته‌، بی توجهی دولت گرجستان نسبت به‌ خواسته‌ اوستی ها بحرانهای اخیر را به‌ همراه‌ داشت که‌ آسیب های جدی به‌ بار آورد. ( 1 ) تجربه‌ سیستم فدرالی درروسیه‌ ومقایسه‌ آن با شرایط ایران موضوعی است که‌ بنا به‌ پاره‌ای اشتراکات تاریخی و فرهنگی حائز اهمیت است. چراکه‌ ساختار ملی و سیستم فدرالی در روسیه‌ همیشه‌ متغیر بوده‌ و بنا به‌ نیاز جامعه‌ همیشه‌ درحال رفورم و نوآوری بوده‌، همه‌پرسی برسر ساختار اداری آن کشور از حقوق آشکار مردم آن کشور بوده‌ است. پیش آمده‌ که‌ مردم ایالتی دریک انتخابات از یک منطقه‌ فدرال جدا و به‌ ساختار ملی واداری مستقلی تبدیل شده‌ و یا در جریان یک رفراندوم و بعداز چند سال بنا به‌ خواست مردم منحل گردیده‌ است. برای نمونه‌ ناحیه ی فدرال ولگا در تاریخ 14نوامبر2005 تشکیل شد. همچون ساختاری را می توان اراده‌ مردم برحاکمیت خودنامید. تقسیمات کشوری روسیه‌ تنها مبنای ملی ندارد بلکه‌ اساس اقتصادی، وجغرافیایی هم دارد. آقای سرگئی والنتی سرپرست مرکز بررسی مسائل اقتصادی ـ اجتماعی فدرالیسم درروسیه‌ ( 2 ) در مصاحبه‌ای که‌ انجام داده‌ اشکالات و نارساییهای ساختار کنونی روسیه‌ را خاطرنشان ساخته‌ و از سیستم توزیع ناعادلانه‌ ثروت توضیح داده‌است و تقسیم بودجه‌ را که‌ براساس مصوبات مجلس دومای روسیه‌ 50 به‌ 50 بوده‌ به‌ 70 به‌ 30 به‌ضرر نواحی فدرال کاهش داده‌ که‌ از نگاه‌ ایشان یکی از اشکالات ساختار فعلی روسیه‌ است اما موفقیت همچون ساختاری که‌ هویت ملی ملیتها را محترم می شمارد بر کسی پوشیده‌ نیست. رضایت اوستیهای روسیه‌ از اداره‌ فدرال خود در مقابل اوستیهای گرجی دلیل خوبی برای موفقیت ساختار فدرال روسیه‌ است. به‌ غیراز جمهوری فدراتیو روسیه‌ کشورهایی بسیاری بطور فدرال اداره‌ می شوند، که‌ هرکدام از آنها ویژگیهای خاص خودرا دارند و الگوی کشوری متناسب با دیگری نیست. برای نمونه‌ گرچه‌ ساختار روسیه‌ و سویس اساس اصول ملی و فرهنگی دارد اما بازهم الگوی سویس با روسیه‌ متفاوت است، امریکا با هند متفاوت است. جامعه‌ ایران به‌ جهات ملی تشابهات زیادی با جمهوری فدراتیو روسیه‌ دارد. درایران ملتهایی هستند که‌ به‌ لحاظ نژادی، فرهنگی وزبانی شباهت های زیادی باهم دارند که‌ از این دسته‌ می توان، فارسها، بلوچها وکردها را نام برد. و درضمن ملتهای دیگری چون عرب، آذری وترکمن هستند که‌ تفاوت نژادی، زبانی و فرهنگی با گروه‌ اول دارند. درجمهوری فدراتیو روسیه‌هم وضع اینگونه‌ است. ملیتهای متعددی هستند که‌ شباهتهای زیادی باهم دارند و یا ملیتهای دیگری که‌ تفاوت بسیاری با هم دارند. که‌ برای نمونه‌ کومیها اشتراکات ملی وزبانی زیادی با روسها دارند و تاتارها تفاوت زیادی با روسها داشته‌اند.

دراتحاد شوروی سابق نیز اکرانیها اشتراکات زیادی با روسها داشته‌ ودرمقابل ازبکها تفاوتهای زیادی با روسها داشته‌اند. به‌ لحاظ اقتصادی اکرائینیها بیشترین سهم را در اتحاد شوروی نسبت به‌ ملیتهای دیگر داشتند اما اکرانیها دومین ملت بودند که‌ استقلال خود را در سال 1991 اعلام نمودند . این خود نشاندهنده‌ این امر است که‌ برخورداری از سهم کلان درسیستم سیاسی ـ اقتصادی یک ملت دریک کشورکثیرالملله‌ مانع حذر آنها از کسب حقوق ملی نمی شود و دیدیم که‌ اوکرانیها از این حق صرفنظر ننمودند. در ایران آذریها شرایط اوکرائینیها در شوروی سابق را دارند وعربها شرایط ازبکها در اتحاد شوروی سابق را. تمامی جمهوری های فدرال در رژیم سوسیالیستی سابق هویت ملی و چهارچوب جغرافیایی و پرچم وزبان خود را دارا بودند و با استقلال و تجزیه‌ اتحاد شوروی پرچمهای دیگری را انتخاب نمودند. (3 ) روسیه‌ میراثدار اتحاد شوروی بود و طبق تقسیمات کشوری دارای پرچم فدرال بود. اما بعد از تجزیه‌ شوروی پرچم دیگری به‌ اهتزاز درآمد. کشور روسیه‌ به‌ عنوان بزرگترین قسمت شوروی سابق دربیشتر موارد حقوقی و سیاسی جایگزین شوروی گردید. قانون اساسی تشکیل حکومت فدرال در روسیه‌ در رفراندوم 12 سپتامبر 1993 تصویب شد. روسیه‌ فعلی کشوری چند ملیتی متشکل از 150 ملیت با سی زبان رسمی به‌ اضافه‌ زبان روسی از 21 جمهوری خودمختار، 52 استان، یک استان خودمختار (یهودی ) 6 کریس و 10 کروک تشکیل گردیده ‌است. نمودار ونقشه‌ زیرچهارچوب و پرچمهای سابق و جمهوریهای مستقل فعلی را نشان می دهد.

در دوره‌ کنونی خود روسیه‌ از 21 جمهوری فدرال تشکیل شده‌ است.. کشورروسیه‌ تمام ویژگیهای تقسیم قدرت را دارا می باشد. یعنی کشوری است که‌ اساس فدرالیزه بودن آن ملی، جغرافیایی، اقتصادی و تمرکززدایی است. کشور روسیه دارای دارای21جمهوری خودمختار،49 استان،6 خطه و 2 شهر فدرال مسکو و سن پترزبورگ است باید گفت که‌ فدرالیزه‌ بودن آن دو شهر اساس ملی ندارد بلکه‌ اساس عدم تمرکز و اقتصادی دارد. . استان مسکو پیچیدگی خاص خودرا دارد ودرآن استان 21 ملیت با جمعیتی بیش از دوهزار نفر زندگی می کنند. که‌ ترکیب جمعیتی آن براساس آمار رسمی سال 2002 آن کشور بشرح زیر است. روس: 84.83%، اکراینی: 2.44%، تاتار: 1.60%، روسیه‌سفیدی: 0.57%، ارمنی: 1.2%، آذری: 0.92%، گرجی: 0.55%، ازبکی: 0.23%، وبه‌ ترتیب ملیتهای دیگر چون قرقیزی، آلمانی، لهستانی، استونیایی، لزگینی، مولداویسکی، چکی اقلیتهای زبانی استان مسکو به‌ شمار می آیند. درماه‌ مای سال 2000 بنا به‌ پیشنهاد ولادیمیرپوتین کل کشور به‌ 7 منطقه‌ به‌ شرح و نقشه‌ زیر تقسیم گردید و تقسیم بندی مبنای اقتصادی دارد.

ـ منطقه شمال غربی (مرکز- سنت‎پترزبورگ ) ـ منطقه مرکزی(مرکز- مسکو) ـ منطقه رود ولگا(مرکز- نیژنی‎نوگورود) ـ منطقه شمال قفقاز(مرکز- رستوف – دن) ـ منطقه خاوردور(مرکز- خاباروفسک) ـ منطقه اورال(مرکز- یکاترینبورگ) ـ منطقه سیبری(مرکز- نووسیبیرسک

نقشه‌ زیر تقسیمات کلی فدراسیون روسیه‌ براساس ملی وجغرافیایی است.

نقشه‌ فوق که‌ متعلق به‌ جمهوری فدراتیو روسیه‌ می باشد نشان میدهد که‌ از 48 استان تشکیل گردیده‌، که‌ بر 21 جمهوری فدرال بانامهای زیر تقسیم گردیده‌، آدیغیه، آلتایی، باشقیرستان، بوریاتیا، چچن، چواش، داغستان، اینگوشتیا، کاباردینو-بالکاریا، کارلیا، خاکاسیا ، کومی، کالمیکیا، کاراچای-چرکسیا، ماری ال، موردوویا، اوستیای شمالی-آلانیا، یاقوتستان، تاتارستان، تووا، اودمورتیا و از 9 ناحیه‌ خودمختار بانامهای زیر تقسیم گردیده‌است آگا بوریاتیا، چوکوتکا، اونکیا، خانتیا-مانسیا، کوریاکیا، ننتسیا، تایمیریا، بوریاتیای اوست-اوردا، یامالیا. موضوعی که‌ شفاف و مهم است طبق قانون زبان رسمی کشور روسی به‌ اضافه‌ سی زبان مختلف که‌ هرکدام در مناطق خود زبان اصلی زبان محلی و بعد روسی است. برای نمونه‌ تاتارها که‌ نزدیک به‌ چهاردرصد جمعیت روسیه‌ی فدرال راتشکیل می دهند، زبان اولیه‌شان تاتاری و بعدازآن روسی است. درجمهوری تاتارستان که‌ به‌ لحاظ بافت قومی بعداز مسکو یکی از ایالتهایی است که‌ بیشترین اقوام مختلف درآن زندگی می کنند دوزبانه‌ است. این کشور 9 ناحیه‌ خودمختار دارد و یک استان خودمختاررانیز که‌ استان یهودی نام دارد ودر شرق دور قرار دارد دارد. که‌ درهمه‌ امور خود مستقل هستند.

آنچه‌ در زیر می آید تقسیمات استانی آن کشور است:

1آمور 11.کالوگا 21. مورمانسک 31. ریازان 41. تیومن 2.آرخانگلسک 12. کیمروو 22. نیژنی نوڤگرود 32. ساخالین 42. اولیانوسک 3. آستراخان 13. کیروو 23. نوڤگرود 33. سامارا 43. ولادیمیر 4.بلگرود 14. کوستروما 24. نوڤوسیبریسک 34. ساراتو 44. ولگاگراد 5. بریانسک 15. کورگان 25. اومسک 35. سمولنسک 45. ولوگدا 6. چلیبانسک 16. کورسک 26. اورنبرگ 36. سڤردلوفسک 46. ورونیژ 7. چیتا 17.لنینگراد 27. اوریول 37. تامبوڤ 47. یاروسلاڤل 8. ایرکوتسک 18.لیپتسک 28. پنزا 38. تومسک 9. ایفانوو 19. ماگادان 29. پسکوا 39. توڤر 10. کالینگراد 20. مسکو 30. روستوا 40. تولا


1.آدیگیا 8. کالمیکیا 15. اوستیای شمالی 2.آلتای 9. کاراچای ـ چیرکاسیا 16. تاتارستان 3.باشکورتستان 10.کاریلیا 17. توڤا 4.بوریاتیا 11. کومی 18. اودمورتیا 5. داغستان 12. ماری ال 19. خاکاسیا 6.اینگوشتیا 13. موردوڤیا 20. چچنیا 7.کاباردینو ـ بالکاریا 14. ساخا 21. چواشیا

در روسیه‌ بنامهای زیر وجود دارند.خودمختار9 ناحیه‌

1.آلتا کرای 2. کامچاتاکا کرای 3. خاباروڤسکا کرای 4. کراسنودار کرای 5. کراسنویارسک کرای 6. پریم کرای 7. پریم وسکی کرای 8. ستاڤروپول کرای 9. زابایکالسی کرای. استان مستقل یهودیها: در جمهوری فدراتیو روسیه‌ در نقطه‌ جنوب شرقی یک استان کوچک به‌ نام یهودی که‌ مستقل عمل می نماید وجود دارد که‌ در نقشه‌ با رنگ آبی مشخص گردیده‌ است.

حل مسئله‌ ملی تنها مربوط به‌ روسیه‌ نمی باشد بلکه‌ در کشور ازبکستان نیز که‌ کارنامه‌ درستی درزمینه‌ حقوق بشر ندارد، راجع به‌ مسئله‌ ملی توانسته‌ حق خودمختاری قره‌قالپاقستان را تحت عنوان جمهوری خودمختار قره‌قالپاقستان با پرچم و عنوان خود ادا نماید. استانی که‌ تنها 1،200،00 جمعیت دارد. موقعیت وجایگاه‌ ازبکستان در اتحاد شوروی سابق خود بحث زیادی می طلبد. ملتی که‌ علیرغم اینکه‌ همچون تمام ملیتهای دیگردر آن اتحاد از هویت ملی وجغرافیایی بهره‌مند بود اما منزجرترین ملت داخل آن اتحاد بود. برای نمونه‌ کارخانه‌ هواپیما سازی توپولوف در ازبکستان بود و با استقلال آن کسور 16 هزار تکنسین و مهندس آن به‌ روسیه‌ بازگشته‌ و کارخانه‌ تعطیل گردید اما احساس استقلال کشور برای مردم آن کشور از همه‌ چیز مهمتر بود و باید گفت که‌ با وقایع بعداز فروپاشی شوروی کارخانه‌های خرده‌ همچون تولید لامپ به‌ حالت تعطیل درآمدند اما بعداز یک دهه‌ کشور از اقتصاد زیر صفر به‌ رونق اقتصادی نائل گشته‌ است. رنگ قرمز درنقشه‌ودرجنوب دریاچه‌ اورال استان خودمختار قره‌قالپاقستان وپرچم آن جمهوری را را نشان می دهد.


نکته‌ دیگری که‌ مهم است بخشی از ملیتهایی که‌ استقلال خودرااز شوروی سابق به‌ دست آروده‌اند در جمهوری فدراتیو روسیه‌ به‌ عنوان اقلیت ملی پذیرفته‌ شده‌اند و روسهایی که‌ هم مرز با کشورهای استقلال یافته‌ بوده‌اند در آن کشورها به‌ عنوان اقلیت ملی پذیرفته‌ شده‌اند. مثلا" از جمعیت 46 میلیونی کشوراکراین 75% اکراینی، 17.5% روس و ملیتهای دیگر بقیه‌را تشکیل می دهند. جمهوری فدرال قریم نیز 11.4% کل جمعیت اکراین را تشکیل میدهد. قسمت قرمز درنقشه‌ جمهوری فدرال قریم یا قریمه‌ ودرکنار آن پرچم آن جمهوری رانشان می دهد.


کشور گرجستان با 83% گرجی، 6.5% آذری، 5.7% ارمنی، 1.5% روس و ملیتهای دیگر ساختاری کثیرالملله‌ را داراست. بی توجهی کشور گرجستان نسبت به‌ خواسته‌ اوستیها و آبخازها آن کشور را به‌ جنگی وحشتناک کشاند. کشور آذڕبایجان نیز که‌ یکدست ترین کشور استقلال یافته‌ است 96% آذری و 3.2% روس و دیگران هم هستند.

17.08.2008