پیشینه و روند شکل گیری جنبش دانشجویی کُردی

از زاگرس
پرش به: ناوبری، جستجو

صباح مفیدی

پیشینه‌ و روند شکل‌گیری جنبش دانشجویی کُردی (با تاکید بر نشریات دانشجویی)


چکیده

این نوشتار با نگاهی تاریخی به پیشینه‌ی فعالیت‌های دانشجویان کُرد و روند شکل‌گیری جنبش دانشجویی کُردی، بر آن است که فعالیت دانشجویان کُرد نقش عمده‌ای در مبارزات ملت کرد در تاریخ سیاسی معاصر کردستان داشته و جنبش دانشجویی کُردی در دو دهه اخیر همچون بخشی از کلیت جنبش ملی کرد بر جامعه کردستان تاثیرگذار بوده است. و در این میان نشریات دانشجویی با درنوردیدن مرز دانشگاه‌ها در آگاهی‌بخشی توده مردم کردستان نقش بزرگی ایفا نموده‌اند.

تاملی بر تاریخ معاصر کُرد نقش بارز دانشگاه و دانشجو را در مرحله نوین جنبش ملی کُرد به خوبی نمایان می‌سازد. هرچند تا این اواخر دانشگاه‌ها در کردستان از رشد و تاثیرگذاری آنچنانی برخوردار نبوده-اند، اما حاصل رشد این نهاد در کشورهایی که هرکدام بخش‌هایی از کردستان را شامل می‌شوند و به تبع آن دسترسی هرچند محدود مردم کُرد به دانشگاه در این کشورها، و نیز وجود دانشجویان و تحصیلکرده‌های کُرد در خارج از این کشورها بخصوص اروپا خود تاثیری بس عظیم بر جنبش کُرد به طور کلی داشته است. در مرحله نوین تاریخ سیاسی معاصر کردستان یعنی بعد از قیام‌هایی که از سوی برخی رهبران مذهبی و قبیله‌ای همچون نهری، شیخ محمود و سمکو و... انجام گرفت، حرکت سیاسی کردها در قالب احزاب و سازمانها بیشتر تحت نفوذ دانشگا‌هیان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها بوده است که اکثرا جنبش‌ها و احزاب مختلف را هدایت کرده و از کوچکترین فرصت‌ها برای آگاهی‌بخشی توده مردم استفاده کرده‌اند. با رسیدن به خودآگاهی و آگاهی ملی، فعالیت دانشجویان کُرد اکثرا در کوتاه مدت و با وجود تعداد اندک آنها منجر به نهادها و ارگان‌هایی دانشجویی می‌شد، به نحوی که بعد از مدتی اکثر حرکت‌ها از دانشگاه‌ها آغاز می‌گردید که خود نشان از بسته بودن فضاهای دیگر بوده است. سوای این فعالیت‌ها، از دیگر فعالیت‌های عمده‌‌ی دانشجویان کُرد که تاثیر مهمی در جامعه کُردستان داشته و اغلب مشوق و آگاهی‌بخش توده مردم بوده، باید به نشریات دانشجویی کُردی اشاره کرد که شاید در سطح دانشجویی نسبت به ملت‌های دیگر، تاکنون اگر بی‌‌نظیر نباشد بی‌شک کم نظیر بوده است. در ادامه ضمن مختصر بحثی نظری درباره‌ی جنبش دانشجویی کُردی و نگاهی اجمالی به پیشینه فعالیت دانشجویی کُردی، به این نشریات که اغلب بیانگر واقعیات و گاه تنها صدای یک ملت بوده‌اند، پرداخته خواهد شد.


جنبش دانشجویی کُردی

فعالیت دانشجویان کُرد در سالیان اخیر به حدی رسید که گاه در مورد آن از اصطلاح "جنبش" استفاده شده است. اگر جنبش را صرف حرکات توده‌ای مقطعی ندانیم و به پیروی از مارکوزه جنبش دانشجویی را بیشتر یک عامل شدت بخش برای جنبش و اعتراض عمومی بدانیم ، یکی از علل تاکید بر عبارت "جنبش دانشجویی کُردی" برای فعالیت‌های دانشجویان کُرد، برخلاف برخی نظرات، می‌تواند همان نظام اعتقادی واحد یعنی "ناسیونالیزم کُرد" و ارزش‌های ملی همچون آرمان کلی آن در مقطع کنونی باشد. این اعتقاد واحد، که بر مبنای آرمانی انسانی در جهت دموکراسی واقعی و برابری انسان‌ها است - نه شوونیستی و فاشیستی از نگاه برخی‌ها که اصولا ملل مظلوم و تحت ستم و غیرحاکم در آن موقعیت نیستند- در میان اغلب دانشجویان کُرد دیده می‌شود و اکثر دانشجویان کُرد براساس آن عمل کرده و کوشش جمعی در راستای هدف مشترک و خارج از نهادهای رسمی داشته‌اند. حرکتی هدفمند که به منظوری مشخص در میان دانشجویان کُرد ظهور کرده و در پیوند با افراد و توده‌های مردم، نخبگان و روشنفکران، کارکردهای سیاسی-اجتماعی بسیار و جنبه‌های متفاوتی از فعالیت در سطوح مختلف جامعه داشته است. هرچند این نظام اعتقادی تحت تاثیر و در پیوند با جنبش ملی در سطح وسیع آن است اما از یک سو شاخص‌ها و فاکتورهای دانشجو بودن و نحوه عمل متفاوت دانشجویان آنان را در میان جنبش ملی کُرد در حالت کلی آن و از سوی دیگر ملی‌گرایی متفاوت آنان را از دیگر دانشجویان متمایز نموده است. تمایز و خواسته‌های متفاوت دانشجویان کُرد با دانشجویان غیرکرد مشخص و برجسته است اما در مورد تمایز این جنبش در میان جامعه کُرد و دیگر بخش‌های جنبش کُردی، بحث مارکوزه درباره‌ی جنبش دانشجویی می‌تواند توجیه‌گر آن باشد که شاید بلحاظی نمود واقعی آن جنبش دانشجویی کُردی است. از نظر وی تنها گروه‌ها و روشنفکرانی که در متن جامعه و علایق آن در نغلطیده‌اند و در حاشیه به سر می برند ممکن است علایق راستین را دریابند و بکوشند جنبشی به سوی تحقق آن به راه اندازند. چنین گروه-هایی باید از بخش‌ها و طبقاتی از جامعه برای مقصود خود بهره بگیرند که مانند خودشان در متن روابط استثماری جامعه ادغام نشده‌اند و جنبش-های دانشجویی از این جمله اند. چنین جنبش‌هایی مظهر گسست کامل اقتصاد و سیاست و فرهنگ حاکم و نمونه‌ی اعلای حاشیه‌نشینی است. تبلور این گسست در جنبش دانشجویی کُردی با توجه به ویژگی‌های آن بیشتر قابل مشاهده است. ‌دانشجویان کُرد سالیان متمادی با شدت متفاوت و گاه به صورت فراگیر فعالیت داشته‌اند. هرچند به دلیل شرایط ویژه و متفاوت - و البته جدای از شرکت آنان در حرکت‌های وسیع‌تر در جامعه همچون بخشی از آن- به دلیل برخورد شدید با هرگونه حرکت آنان و نیز توام بودن این فعالیت‌ها با عقلانیت و پرهیز از واکنش‌های احساسی ضمن وجود احساسات قوی، منجر به حرکات رادیکال بیرون دانشگاه نشده و بنابراین نتوانسته حکومت را به صورت آنی و مستقیم با چالش مواجه سازد. اما با توجه به شرایط ویژه دانشجویان کرد می‌توان از فعالیت‌های گسترده آنان از برگزاری مراسمات مختلف تا تحصن و راهپیمایی‌های داخل دانشگاه‌ها به نحوی که گاه هزینه-های سنگینی از قبیل حبس و اخراج و تعلیق و... برای آنها داشته به عنوان جنبش یاد کرد که عامل آگاهی‌بخش و شدت بخش جنبش و اعتراض عمومی در جامعه کردستان بوده است و شاید جنبش دانشجویی در هر ملتی با چنین شرایطی راهی جز این را در پیش نمی‌گرفت. کوشش جمعی با نظام اعتقادی ویژه که ضمن همکاری با جنبش کلی دانشجویان ایران، آن را از دیگران جدا کرده و به صورت مستقیم یا غیرمستقیم بر جامعه کردستان تاثیر داشته است. نمود بارز این جنبش در راهپیمایی‌های یکی دو دهه‌ی اخیر دانشجویان ایرانی به مناسبت‌های مختلف بخصوص روز دانشجو بوده است که دانشجویان کُرد همچون طیف متمایزی که دیگر جریانات دانشجویی آن را به رسمیت شناخته، ظاهر گشتند و گاه بیش از طیف‌های دیگر متحمل هزینه شده‌اند. این همراهی و همکاری گاه پر خطر و غیر قابل اعتماد، همزمان با فعالیت‌های گسترده در زمینه‌های مختلف و برگزاری دیگر تجمعات و راهپیمایی و تحصن‌هایی بوده است که به صورت مجزا و به مناسبت‌های مختلف دانشجویان کُرد خود برگزار کرده‌اند. به هرحال فعالیت دانشجویان کُرد که اکنون بدین مرحله رسیده است، پیشینه‌ای نسبتا طولانی دارد.

پیشینه فعالیت دانشجویان کُرد

بلحاظ تاریخی فعالیت محصلین کُرد (اعم از دانش‌آموزان سطوح بالاتر و دانشجویان) به اوایل قرن بیستم بر می‌گردد. در دهه‌ی آغازین این قرن محصلین کُرد در خارپوت (ترکیه دوره عثمانی) سازمانی غیرقانونی به نام "یه‌کیه‌تی خویندکارانی کورد" (اتحادیه دانشجویان کرد) که شواهد نشان از آن دارد این افراد دانش‌آموز بوده باشند را، تاسیس نمودند. اما اولین سازمان قانونی دانشجویان کُرد "جمعیت دانشجویان امید کُرد" (کومه‌له‌ی خویندکارانی هیوای کرد یا جفاتا هیفی) بود که در 9/8/1912 میلادی در استانبول تاسیس شد که برخی از دانش‌آموزان نیز در تاسیس آن نقش داشتند و تا سال 1922 فعال بود. موسسان انجمن هیفی چهار نفر به نام‌های: قدری پاشا (زنار سلوپی)، عمر جمیل پاشا، فوئاد تموی، دیاربکرلی جراحزاده زکی بودند . در ایران نیز هرچند آغاز جنبش دانشجویان کُرد به صورت فراگیر به اواخر دهه 60 شمسی برمی‌گردد اما فعالیت دانشجویان کُرد تاریخی نسبتا طولانی دارد. دانشجوی کرد همیشه نزد ملت از پایگاه ویژه‌ای برخوردار بوده است که می‌توان بخشی از آن را به اهمیت دادن جمهوری کردستان به دانش و دانشجو نسبت داد. از همان اوایل شکل‌گیری جمهوری کردستان در سال 1324 ش. و اهمیتی که این حکومت مدرن برای علم قایل بود، نقش دانشجویان برجسته گردید. از اولین اقدامات این حکومت آن بود که تعدادی دانشجو جهت کسب علم و انتقال آن به کردستان به خارج (شوروی سابق) فرستاد و توجه شایانی به آنها داشت. این افراد چنان مورد توجه بودند که وقتی سه نفر از اولین دانشجویان کرد از باکو برای دیدن وطن برگشته بودند، قاضی محمد در مقام ریاست جمهوری کردستان سفر خود در ارومیه را نیمه تمام گذاشته و برای دیدن آنها به مهاباد برمی‌گردد. و طی سخنانی مردم را تشویق نمود که باید از چنین افرادی استقبال کنند: "... چون که اینها اولین محصلین‌اند که از کردها به خارج رفتند و ملت باید خیلی قدر آنان را بداند... امیدوارم که هر سال موفق شویم شمار زیادی از محصلین را به خارج بفرستیم که به حول و قوت الهی بتوانیم با علم و دانایی کشتی کردستان را به ساحل برسانیم و از آن دانشجوهای عزیز خواهشمندم که در زمان اقامت در مهاباد مشاهدات خویش را از آن بنویسند. و با نوشته و گفتار به مردم بگویند و بنویسند تا ملت آگاه شوند که ملت‌های دیگر چطور به کمک علم ارض، آسمان و زیر دریاها را مسخر کرده‌اند.» اینچنین توجهات ویژه‌ای اهمیت این قشر را نزد ملت کُرد نهادینه کرد و بتدریج توقع از آنها بیشتر شد و این قشر نیز در کنار تلاش دیگر اقشار، بخش بزرگی از فعالیت‌ها در راه کسب حقوق ملت‌اش را برعهده گرفت. بدین گونه بود که برخی دانشجویانی که خود شاهد ظهور و سقوط جمهوری کردستان بودند بعدا در خارج کردستان (اروپا و دیگر شهرهای ایران) همچون وظیفه‌ای ملی به فعالیت پرداختند و بتدریج دانشگاه کانون فعالیت روشنفکری کُرد و خاستگاه مبارزان و رهبران سیاسی گشت. 1- فعالیت در اروپا از زمانی که پای دانشجویان کُرد به دانشگاه‌های اروپا باز گردید با توجه به فضای آنجا، اغلب آنها فعالیت‌هایی را بصورت انفرادی و گاها جمعی به منظور معرفی مسئله کُرد به دیگران و یافتن دوستانی برای ملت کرد آغاز نمودند. این افراد که برخی از آنها به اساتید بزرگی بدل گشتند و ارتباطات وسیعی داشتند در زمینه‌های مختلف خدمات شایسته‌ای را انجام دادند. فعالیت این بخش از دانشجویان کُرد به صورت جمعی از اوایل نیمه دوم قرن بیستم آغاز و در قالب تشکیل انجمن‌ها، اتحادیه‌ها و کنفرانس‌های مختلف تاکنون ادامه داشته است. بعد از سقوط جمهوری کردستان برخی جوانان کُرد جهت ادامه تحصیل راهی اروپا شدند. در برخی منابع چنین آمده است که عبدالرحمن قاسملو با تنی چند از دانشجویان کرد در اروپا "انجمن دانشجویان کرد در اروپا" را در فرانسه تاسیس کردند و به فعالیت پرداختند. این دانشجویان نشست‌های مختلفی را در شهرهای اروپا برگزار می‌کردند. اما در کتاب "اسناد انجمن دانشجویان کرد در اروپا" بدین صورت از این انجمن گفته شده که با تشویق نورالدین زازا، در 10-16 آگوست 1956 در شهر ویزبادنی آلمان غربی جمعی از دانشجویان کُرد گرد هم آمده و تصمیم گرفتند که سازمانی برای خویش تاسیس نمایند. ابتدا سازمان را "انجمن علمی دانشجویان کرد در اروپا" نامیدند که در کنگره سوم اسم سازمان را به "انجمن دانشجویان کرد در اروپا" تغییر داده و کنگره‌های خود را تا سال 1975 برگزار می‌کرد. این انجمن در مدت 19 سال فعالیت خویش 16 کنگره و اغلب بصورت سالانه در شهرهای ویزبادن آلمان (1956)، لندن (1958)، مونیخ (1958)، وین (1959)، برلین (1960)، مونستر آلمان (1961)، مونستر (1962)، مونیخ (1963)، هانوور آلمان (1964)، برلین (1965)، برلین (1966)، بلگراد (1967)، برلین (1969)، استکهولم (1970)، بخارست (1972)، برلین (1973)، برلین (1975) برگزار و در این مدت: نورالدین زازا، عصمت شریف وانلی، کمال فوئاد، تحسین محمد، طارق آکریی ریاست انجمن را برعهده داشته‌اند. این انجمن دارای کمیته‌هایی در آلمان، یوگسلاوی، چکسلواکی، سوید، انگلستان و ... بوده است. بصورت خلاصه وظایف و اهداف این انجمن در 11 بند چنین تعریف شده بود: 1- تلاش برای حفظ و تقویت اتحاد صفوف جنبش دانشجویان کرد در اروپا جهت کمک به حل مشکلات آنها 2- شرکت و حمایت از مبارزه آزادی‌خواهانه و دموکراسی‌خواهی ملت کرد در تمام بخش-های کردستان جهت تحقق حق تعیین سرنوشت 3- تقویت ارتباط و همکاری با سازمان‌های مترقی جوانان و دانشجویان جهان و فعالیت در اتحادیه بین‌المللی دانشجویان 4- حفظ ادب و فرهنگ ملی و استفاده از فکر علمی و روشنفکری 5- تقویت ارتباط بین دانشجویان کرد و دیگر اقشار کرد در خارج از کردستان 6- اقدام به برگزاری مراسمات ویژه و عمومی، برای دانشجویان کرد و احیاء روزها و اعیاد تاریخی و ملی 7- فعالیت برای یافتن دوست و همکار برای ملت کرد و ملل استثمار شده جهان 8- یافتن و توسعه ارتباط با سازمان و ادارات دولتی 9- نظارت بر وضعیت تحصیلی دانشجویان کرد و تشویق آنها برای پیشرفت و بازگشت برای شرکت در مبارزه آزادی‌خواهانه ملت کرد در تمام بخش‌های کردستان 10- انتشار ارگانی مرکزی به نام "کردستان" و همچنین مطبوعات دیگر به زبان کردی و زبان‌های خارجی 11- حمایت از تمام تلاش‌های علمی، برای بکارگیری زبان و نوشتن رسمی کردی و انتشار نوشته‌های مربوط به تاریخ و فرهنگ کردها. مهدی خانبابا تهرانی چنین از فعالیت دانشجویان کُرد در اروپا می-گوید: "... به هنگام تحصیل در اروپا، از سال 1960 در اکثر نشست‌های اتحادیه دانشجویان کُردهای مقیم اروپا شرکت داشتم. در سال 1962 کنگره اروپایی دانشجویان کرد در شهر مونیخ برگزار شد و من به نمایندگی از طرف دانشجویان ایرانی در آن شرکت کرده و طی یک سخنرانی همبستگی مبارزاتی دانشجویان ایرانی با جنبش مردم کردستان را اعلام کردم. در اوایل سال 1970 با دکتر عبدالرحمن قاسملو از چهره‌های برجسته جنبش کردستان در فرانکفورت دیداری داشتم و از همان زمان پیوندی عاطفی و مبارزاتی بین ما بوجود آمد که تاکنون دوام یافته است...." بعد از این انجمن نیز فعالیت‌ دانشجویان کُرد به اشکال مختلف تا کنون ادامه داشته و در سطح اکثر دانشگاه‌های کشورهای مختلف گسترش یافته است. 2- فعالیت در ایران و کردستان همانطور که اشاره گردید در دوره‌ی مدرن تاریخ سیاسی، سرمنشاء اغلب حرکت‌های سیاسی کُرد از دانشگاه‌ها بوده است. در شرق کردستان فعالیت‌های ابتدایی عبدالرحمن قاسملو، صادق شرفکندی و برخی دیگر از رهبران حزب دموکرات در دانشگاه‌ها، فعالیت موسسان سازمان کومله در دوران دانشجویی و سپس تشکیل این سازمان و یا در شمال کُردستان فعالیت عبدالله اوجالان و دوستانش در دانشگاه و سپس حرکت به سوی کُردستان و تشکیل پ.ک.ک و... نمونه‌هایی از این حرکت‌ها هستند. با ورود دانشجویان کُرد به دانشگاه‌های ایران از دهه سی شمسی فعالیت‌ها و تشکیل برخی نهادها آغاز گردید. بیژن جزنی چنین به فعالیت دانشجویان کُرد در تهران در این دوره اشاره می‌کند:"در سال 38 با بازداشت کمیته حزب دموکرات کردستان، عده‌ای از آنان مثل سلیمان معینی به عراق فرار کردند و بقایای آنها در کردستان فعالیت داشته‌اند که با عده‌ای از دانشجویان که خود را "کمیته تهران حزب دموکرات" می‌نامیدند و سراجی و شریف زاده از مسئولان آن بودند، در ارتباط بودند." صلاح مهتدی نیز اظهار می‌دارد که در آن دوران که در تهران دانشجو بوده است، عضو رهبری "کمیته تهران تشکیلات حزب دموکرات کردستان" بوده است که بعدا نیز برای مدتی کوتاه به این حزب می‌پیوندد. وی در مصاحبه‌ای هنگام سخن از آغاز فعالیت‌اش چنین به تشکیل "اتحادیه دانشجویان کرد" در دانشگاه تهران که گویا همان کمیته تهران حزب دموکرات یا در واقع کمیته دانشجویی این حزب بوده اشاره می‌کند: "... اولین بار در "اتحادیه دانشجویان کُرد" که خودم یکی از موسسان آن بودم زمانی که تازه دانشگاه رفته بودیم (در اواخر دهه 1950) سازمانی با اسم جامعه دانشجویان کرد تاسیس کردیم ..." از این زمان به بعد فعالیت‌ها به صورت پراکنده در دانشگاه‌ها وجود داشت و گاه گروه‌هایی از دانشگاه‌ها جذب احزاب و جریانات سیاسی کردی شده و گاه نیز به حرکات رادیکال و مسلحانه گرویده‌اند. همانطور که ذکر شد اسماعیل شریف زاده و سلیمان و عبدالله معینی از فعالان دانشجویی کُرد در دانشگاه‌های تهران و تبریز بودند که در اواخر دهه شصت میلادی (68-1967) پس از پیوستن و با تشکیل کمیته انقلابی حزب دموکرات، قیام مسلحانه کردستان را رهبری کردند. از دیگر فعالیت دانشجویان می‌توان به فعالیت‌های مخفی و محفلی جمعی از دانشجویان اشاره کرد که بعدا سازمان انقلابی زحمت کشان کردستان (کومله) را تاسیس نمودند. اینگونه فعالیت دانشجویان تا انقلاب 1357 ادامه داشت که در جریان انقلاب اکثر دانشجویان و تحصیلکرده‌های دانشگاه جذب گروه‌ها و احزاب سیاسی کردستان شدند که در آن زمان بصورت آزاد فعالیت داشتند. در دوران بعد از انقلاب تا اواخر دهه شصت به دلایل مختلف فعالیت‌های دانشجویی تقریبا به خفا رفت. از اواخر دهه‌ی مذکور بود که با رشد ورود دانشجویان کرد به دانشگاه‌ها کم کم فعالیت دانشجویان کرد همچنان که اشاره گردید، در قالب مراسمات گوناگون آغاز شد. برپایی مراسمات مختلف به بهانه شیمیایی باران حلبچه در اکثر دانشگاه‌ها را می‌توان سرآغاز این جنبش دانست که حرکتی مستمر، پیوسته و پیوند دهنده بوده است و هرساله و در اغلب دانشگاه‌ها برگزار ‌شده و به نحوی فراگیر بودن و احساس مشترک و همکاری در آن نمود ‌یافته است. در این دوره است که جنبش دانشجویی کُردی شکل می‌گیرد و در طی دو دهه‌ی اخیر بتدریج انجمن-های ادبی-فرهنگی، کانون‌ها، تشکل‌ها و اتحادیه‌ها تشکیل می‌شوند و کنفرانس‌ها، کنگره‌ها (مانند سمینار جنبش دانشجویی کُردی و کنگره هویت کرد در دانشگاه تهران و ...)، شب شعر، کنسرت و ... بصورت فراگیر برگزار ‌می‌گردند. ضمن اینها ارتباطات وسیع دانشجویان دانشگاه‌ها با هم از طریق شرکت در انجمن‌ها و کنفرانس‌های همدیگر و ارسال نشریات و تبادل افکار نیز به نحوی شکل گرفته بود. هرچند به دلیل ویژگی‌های جنبش از جمله وجود برخی پیش زمینه‌ها، کوشش‌های جمعی، خودجوش بودن و نداشتن سازمانی مشخص (همچون احزاب) نمی‌توان از اشخاص خاصی به عنوان موسس (نه لیدر که اغلب لیدرهایی بوده‌اند) بخصوص در جنبش‌های دانشجویی و از آن جمله جنبش دانشجویی کُردی نام برد اما در واقع آنان که اولین مراسمات حلبچه و انجمن‌های داخل دانشگاه‌ها را بصورت فراگیر (اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد) برگزار کردند، بصورت جمعی آغازگران این جنبش نوین کردی بودند. با آغاز جنبش و بتدریج گسترده شدن فعالیت‌ها در زمینه‌های مختلف، عمده‌ترین بخش این فعالیت‌ها هم یعنی نشریات دانشجویی کُردی بصورتی فراگیر آغاز گردید که بدان پرداخته خواهد شد.

نشریات دانشجویی کُردی

هرچند که در برخی تشکل‌ها همچون انجمن دانشجویان کُرد در اروپا که بدان اشاره شد (بند 10 وظایف و اهداف) بر چنین نشریات دانشجویی کُردی و نیز ارگان مرکزی برای این تشکلات تاکید شده است اما در دوره‌های پیشین فعالیت دانشجویان کُرد (قبل از دهه 70 شمسی)، به دلیل عدم وجود امکانات، چنین نشریاتی وجود نداشته یا اگر بوده آثاری از آن نیست (البته براساس آگاهی نویسنده) و پیدایش آنها بصورت عمده به دهه 70 شمسی برمی‌گردد. این نشریات متعدد را می‌توان در حالتی کلی ارگان جنبش دانشجویی قلمداد کرد. البته ضمن همکاری دانشجویان دانشگاه‌های متفاوت در تهیه این نشریات گاه نیز تلاش‌هایی برای انتشار یک نشریه کلی و مشترک بین دانشجویان دانشگاه‌های مختلف وجود داشته که به سرانجام نرسیده‌اند. این نشریات که زبان حال دانشجوی کُرد و در واقع ملت کرد بوده‌اند از فضای تا حدی باز دانشگاه استفاده کرده و با کمترین امکانات و گاه در اوج سادگی توانستند تاثیر بسیار خوبی بر فرد کرد گذاشته و گاه مرزهای دانشگاه را درنوردیده و با توجه به خلاء مطبوعاتی موجود در کردستان به میان توده مردم نیز نفوذ کنند. گرایش به "خود بودن" در این نشریات که اغلب توسط دانشجویان جوان دوره‌های کارشناسی صورت می‌گیرد فریاد انسان کُرد و احساس درونی و فطری وی را می‌نمایانند. شاید بتوان چنین از نشریات دانشجویی کُردی تعریفی کلی ارائه کرد: نشریاتی اغلب مستقل که از سوی دانشجویان کُرد با مجوز دانشگاه و اغلب با هزینه خویش و به دو زبان؛ زبان رسمی کشور مربوطه (در ایران فارسی) و کُردی جهت پخش در داخل دانشگاه منتشر می‌گردند و در واقع کانال‌هایی برای ابراز احساسات، اندیشه‌ها و خواسته‌های مختلف سیاسی، فرهنگی و ... این دانشجویان و صدای خواسته‌های ملی آنان در خلاء فضای مطبوعاتی بیرون دانشگاه بوده‌اند که گاه با درنوردیدن مرز دانشگاه توده مردم کُرد خارج دانشگاه را تحت تاثیر قرار داده و گاه نیز همچون پلی ارتباطی جهت معرفی مسئله کُرد به نخبگان و روشنفکران غیرکُرد عمل کرده‌اند. ضمن نمود و تبلور ملی‌گرایی کُردی در اکثر این نشریات، برخی از آنها بیانگر همکاری و افکار برخی دانشجویان کرد با طیف فکری ویژه (لیبرال، چپ و ...) نیز بوده‌اند. همچنین به دلیل خلاء مذکور مطالب فارغ التحصیلان و گاه روشنفکران غیر دانشگاهی نیز در اغلب این نشریات چاپ گردیده‌اند. جدای از بروشور و برخی نشریات و ویژه‌نامه‌ها که به مناسبت‌های مختلف در طی مراسمات پخش می‌شده‌اند، بصورت عمده در میان نشریات کُردی: نشریات تک برگی، مجله‌ای، روزنامه‌ای، کتابی دیده می‌شود که در زیر به آنها اشاره می‌گردد:

نشریات تک برگی

این نشریات معمولا در قالب برگه‌های A3 و گاه A4 مطالب بیشتر خبری و برخی نوشتجات کوتاه و آثار ادبی دانشجویان (شعر و ...) را شامل می-شوند که گاه همچون ارگان چند دانشجوی همفکر کُرد عمل کرده و تاکنون در برخی دانشگاه‌ها بخصوص تهران از سوی دانشجویان منتشر شده‌اند. این گونه‌ نشریات ضمن اینکه تعدادی دانشجو را دور هم گرد می‌آورند، به دلیل هزینه کم تهیه آنها در دسترس دانشجویان بیشتری قرار می‌گیرند. حوزه گسترش اینگونه نشریات از درون دانشکده‌ها و گاها دانشگاه فراتر نرفته و بلحاظ زمانی معمولا شماره‌های خیلی کمی از آنها چاپ شده و تداوم آنچنانی نداشته‌اند. از اینگونه نشریات می‌توان به "وڵات"، "سنوور"، "ئاشتی"، "نه‌ورۆز" و... در دانشگاه تهران اشاره کرد که در دوره‌هایی چاپ می-شدند.

نشریات مجله‌ای

این نشریات در قالب مجله‌ای و در مواردی با تعداد صفحات زیاد که معمولا به صورت عمومی مطالب گوناگون از اخبار مربوط به مسائل کُردستان گرفته تا برخی مقالات ژورنالی و گاها علمی و شعر و داستان و مصاحبه و گزارش و... را شامل ‌می‌شوند، منتشر گردیده‌اند. بیشتر این نشریات تحت عناوین فرهنگی، ادبی و اجتماعی بوده‌اند و گاه نیز عنوان سیاسی و دیگر عناوین مرتبط با رشته‌های دانشگاهی نیز وجود داشته‌اند. تیراژ این نشریات محدود بوده و اغلب زیر 200 جلد بوده ولی گاه به 500 و بیشتر نیز رسیده است. عمده‌ی نشریات دانشجویی کُردی از این دسته‌اند به نحوی که از نیمه دوم دهه‌ی هفتاد شمسی به بعد تقریبا در اغلب دانشگاه‌ها از آنها یافت می‌شد. با گسترش فعالیت دانشجویان در زمینه نشریات، به مرور برخی از این نشریات توانستند مرز دانشگاه‌ها را درنوردیده و فرادانشگاهی عمل کنند و به طرق مختلف در بیرون دانشگاه نیز مخاطبانی داشته و تا حدودی موثر واقع گردند. خلاء مطبوعات کُردی در جامعه کردستان و نیز محدودیت آن اندک نشریاتی که به اسم نشریات محلی فعالیت داشتند جهت مطرح نمودن برخی مسائل سیاسی-فرهنگی که از سوی نشریات دانشجویی تا حدودی بیان می‌گشتند، سبب شد که این نشریات مورد توجه واقع شوند و حتی از سوی افراد غیر دانشجو، فارغ التحصیلان و روشنفکران به عنوان تنها کانال ابراز برخی مسائل واقعی جامعه مورد استفاده واقع گردند. بدین ترتیب اینگونه نشریات پلی ارتباطی میان مردم و دانشگاه و دانشجویان برقرار ساختند. از اینگونه نشریات می‌توان "روانگه" در تبریز، "رۆژانو" در ورمێ (ارومیه)، "برووسکه"، "گزینگ" در کرماشان (کرمانشاه)، "کرمانج" در مشهد، "ئاشتی" در زنجان، "سۆما"، "ژوان" و "ژیوار" در سنه (سنندج)، "هه‌ژان" در تهران، "چیا" (ابتدا چندین سال به صورت مجله‌ای و بعدا کتابی) در اصفهان، "ژینۆ" در زاهدان و... را نام برد که مهمترین ‌آنها روانگه در دانشگاه علوم پزشکی تبریز بود که در آن دوره بیشترین مخاطبان را داشت. بلحاظ زمانی این نشریات گاه چند سال بطور مداوم منتشر گشته‌اند. برای مثال روانگه در 19 شماره به مدت 4 سال منتشر شد.

نشریات روزنامه‌ای

این نشریات که تاکنون تعدادی خیلی کم از آنها و طی دوره‌های زمانی محدودی چاپ شده‌ است، در قالب و طرح روزنامه‌ای و در صورت امکان اغلب به صورت هفته‌ای منتشر شده‌اند. این در واقع هفته‌نامه‌های به نسبت پر محتوا نیز بصورت وسیعی اخبار و مسائل سیاسی_اجتماعی کردستان را بیان ‌کرده و بطرق مختلف در دسترس مردم هم قرار ‌گرفته و در فاصله زمانی کمی مخاطبانی یافته‌اند. اما معمولا اینگونه از نشریات دانشجویی کُردی عمر آنچنانی نداشته و به دلایل مختلف از جمله توقیف از سوی دانشگاه مربوطه تحت فشار نهادهای دیگر، کمبود منابع مالی و تعداد کم دانشجویانی که توانایی این کار را داشته باشند و زمانبر بودن آن که در توان دانشجو با مشغله درسی نمی‌باشد، متوقف شده‌اند. لذا معمولا مدت زمان انتشار آنها چندان طولی نکشیده است. همچنین به همان دلایل مذکور نیز حضور اینگونه نشریات در میان نشریات دانشجویی کردی خیلی کم بوده است هرچند هنگام حضور محسوس‌تر بوده‌اند و در میان جریانات دانشجویی دیگر نیز بی نظیر بوده‌اند. وجود این نشریات در دانشگاه تهران و کردستان سابقه داشته است؛ نشریه "هه‌ژان" که به صورت هفته نامه‌ شماره اول آن در دی ماه 1381 در دانشگاه کردستان منتشر شد و بعدا نیز "ده-نگ" در همین دانشگاه که هفته‌نامه‌ای خبری-تحلیلی بود و بعد از 42 شماره از انتشار آن توقیف شد و نشریه "رۆژامه" در دانشگاه تهران که چند شماره از آن انتشار یافت نمونه اینگونه نشریات بودند.

نشریات کتابی

این نشریات که در قطع کتابی منتشر شده‌اند، تلاش نوی از سوی دانشجویان کُرد برای عمیق‌تر و علمی‌تر اندیشیدن و بررسی مسائل گوناگون جامعه کردستان و نیز نقد درونی بوده‌اند. ظهور این نشریات نیز که در میان جریانات دانشجویی دیگر بی‌نظیر و بی‌سابقه است را می‌توان مرحله جدیدی از جنبش دانشجویی کردی دانست. مرحله‌ای که در آن از یک سو دانشجوی کُرد به سوی بررسی و تحقیق و مطالعه عمیق مسائل جامعه خویش گرایش پیدا می‌کند و از سوی دیگر، نظر روشنفکران و دانشگاهیان غیر کُرد را به سوی خویش جلب می‌ کند و واقعیات را منطقی‌تر و با درجات کمتر از احساس جهت درک بیشتر دیگران از وضع جامعه خویش ابراز می‌دارند. بدینگونه این نشریات مرز ملی را درنوردیده و جهت شناساندن مسئله کرد پلی ارتباطی با غیر کرد برقرار ساختند. ضمن اینها، دانشجویان کُرد با آگاهی از سیاست‌ها و نظرات برخی تئوریسین‌های مرکزگرا با تفکرات فاشیستی و شوونیستی که عزم خویش را برای معکوس و منحرف جلوه دادن مبارزات ملت کُرد و ادامه سیاست‌های همانندسازی و ژنوساید سفید جزم کرده بودند، در این نشریات به مقابله تئوریک پرداخته و در برابر آنها بصورت علمی و قابل قبول واکنش نشان داده و راهکارهای مناسب ایجاد دموکراسی واقعی و برابری در جامعه را بر مبنای اندیشه‌ی اولویت انسان و رعایت حقوق بشر بر هر مساله دیگری ارائه کرده‌اند. هرچند برخی از این نشریات گاه فقط قالب کتابی داشته و مطالب گوناگون با محتوایی در سطح برخی نشریات مجله‌ای داشته‌اند اما اغلب آنها تلاش-هایی ماندگار بوده‌اند که موثر واقع گشته‌اند. به مرور که از ظهور چنین نشریاتی می‌گذشت سطح علمی آنها ارتقاء می‌یافت. در اوایل اینگونه نشریات بیشتر بر ترجمه مقالات متکی بودند و مقالات تالیفی نیز بیشتر جنبه ژورنالی داشتند، اما بتدریج و با ارتقاء سطح علمی دانشجویان کُرد و تعداد بیشتر آنها در مقاطع تحصیلی بالاتر با تلاش بیشتر به تخصص گرایی روی آوردند و سعی کردند که در مسائل مربوط به رشته‌های تحصیلی خویش مقالاتی در سطح علمی‌-پژوهشی تالیف نمایند و نشریاتی قوی‌تر و جالب توجه تر منتشر و منابعی برای تحقیقات و پژوهش‌های آینده فراهم آورند. از اینگونه نشریات که اغلب مدت طولانی منتشر نگشته و پس از یک یا چند جلد توقیف شده یا متوقف شده‌اند می‌توان به نشریات: "راڤه‌"، "پرسیار"، "نویسا"، "رۆژه‌ڤ" در تهران، "په‌یژه" و "زایه‌ڵه" در تبریز و "چیا" در اصفهان اشاره کرد. از میان این نشریات، نشریه "رۆژه‌ڤ" در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران که مجریان آن دانشجویان و فارغ‌التحصیلان رشته علوم سیاسی بودند و در زمینه مسائل سیاسی و با نگاهی واقع بینانه به تحلیل مسائل کردستان می‌پرداخت، ضمن داشتن برخی محدودیت‌ها و نواقص به دلایل مختلف، در راستای علمی و تخصصی بودن تلاش داشت و به مدت 5 سال تداوم داشت و 13 شماره آن در 6 جلد (جدای از پیش شماره مجله‌ای آن) و 3 شماره آن به صورت الکترونیک، منتشر شد. این نشریه که بر تالیف تاکید داشت، بیشترین حجم مقالات تالیفی دانشجویان و فارغ‌التحصیلان مقاطع فوق لیسانس و دکترا و گاه اساتید و مدرسان دانشگاه را شامل شده است و ضمن ارتباط با روشنفکران و قشر تحصیلکرده دانشگاهی همچون مخاطبان اصلی خویش و از طریق آنها تاثیر بر جامعه و نهادهای کردی، توانست با اساتید دانشگاه و روشنفکران غیر کرد نیز ارتباط برقرار ساخته و نظر آنها را به سوی مسائل ملیت‌ها در ایران و اهمیت توجه به آن جلب نماید. در این راستا طی گفتگوهایی با خیلی از اساتید، روشنفکران و سیاستمداران برجسته ایرانی و غیر ایرانی به بررسی اینگونه مسائل پرداخته است. در سال‌های اخیر نیز تلاش‌هایی برای چاپ اینگونه نشریات در سطح دانشگاه‌ها وجود داشته است.


تلاش‌های بی‌سرانجام

در طول فعالیت دانشجویان کُرد، در واقع بخش عمده مشکلات موجود و انجام نگرفتن برخی اقداماتِ گاها بزرگ ضمن وجود ظرفیت و توانایی انجام چنین اقداماتی، ناشی از وجود فضایی بوده است که اجازه خیلی فعالیت‌ها را به آنها نداده است. از این موارد می‌توان به "همایش آسیب‌شناسی مطبوعات کردی در ایران" اشاره کرد که به عنوان اولین همایش از این نوع با همکاری دانشجویان کرد دانشگاه‌های تهران قرار بود در دانشگاه علامه طباطبایی تهران در آبان ماه 1381 برگزار شود و تلاش‌های بسیاری از سوی دانشجویان صورت گرفت و بعد از هماهنگی‌های لازم و توافق ریاست وقت دانشگاه و ... از سوی برخی نهادهای دیگر از برگزاری آن جلوگیری به عمل آمد. در سطوح پایین‌تر در سال‌های اخیر کم نبوده‌اند اقداماتی که پس از تلاش بسیار دانشجویان، از برگزاری آنها جلوگیری بعمل آمده است همچون جلوگیری از برگزاری مراسم حلبچه در برخی دانشگاه‌ها و ... . اما در سطوح دیگر فعالیت‌ها، گاه مشکل به عملکرد خود دانشجویان برمی‌گردد. در سطح فعالیت متمرکز جهت برخی اقدامات مشترک و هماهنگی و همکاری بیشتر دانشجویان در این دوره تلاش‌های جسته گریخته‌ای صورت گرفته است که اغلب بی سرانجام ماندند و گاه نیز به انفعال کشیده شدند. هرچند برای اغلب جنبش‌ها و از آن جمله جنبش دانشجویی با ویژگی پراکندگی چندان لزومی به برخی اقدامات متمرکز و ارگان مشترک نیست اما همانطور که اشاره گردید، در زمان‌هایی که اوج فعالیت دانشجویان کُرد بوده و بصورت فراگیر مجالی برای ارتباط با همدیگر داشته‌اند تلاش-هایی در راستای برخی اقدامات مشترک و متمرکز بین دانشجویان دانشگاه-های مختلف صورت گرفته است که بنا به دلایل مختلف از جمله کم تجربه بودن، عدم هماهنگی لازم و ناتوانی در کار گروهی، دوری کانون فعالیت‌ها (دانشگاه‌ها)، برخی اختلافات درونی و افکار مخالف، رادیکالی و احساسی عمل کردن و سیاه و سفید دیدن، کارکردی ننگریستن و گاه وجود توهم توطئه و... یا به مرحله اجرا نرسیده و سرانجامی نداشتند و یا توام با اندک دست‌آوردهای مقطعی بوده‌اند. در اینجا به برخی از این تلاش‌ها بصورت مختصر اشاره‌ می‌گردد. در سال‌های اواخر دهه 70 و اوایل دهه 80 شمسی گاه برای نشریات دانشجویی نمایشگاه‌ها و همایش‌هایی برگزار می‌شد که فرصتی ایجاد می-گردید تا دانشجویان کُرد دور هم گرد آمده و به بحث و تبادل نظر و بررسی نشریات بپردازند. در میان این نشست‌ها بود که بتدریج فکر اقدامات مشترک و مرکزیت بخشیدن به فعالیت‌ها به ذهن دانشجویان خطور کرد. در سال 1381 در میانه‌ی همایش مدیران مسئول نشریات دانشجویی که هر ساله در سطح کشوری و اغلب در تهران برگزار می‌شد (در این سال در هفته اول تیر ماه برگزار گردید)، دانشجویان کرد فرصتی را یافتند تا درباره‌ی برخی اقدامات مشترک تبادل نظر کنند. در این نشست‌ها تصمیم گرفتند که دفتری مشترک در یکی از دانشگاه‌ها و نیز نشریه‌ای مشترک داشته باشند و برخی افراد هم قول همکاری دادند. اما در واقع در حد حرف ماند و سرانجام بر سر مکان دفتر و کمک برخی افراد اختلافاتی بروز کرد و ضمن اینکه امکان آن در جاهای دیگر غیر از تهران بخصوص دانشگاه رازی کرماشان وجود داشت به دلایلی که به برخی از آنها اشاره شد، بدون هیچ طرح جایگزینی و با جدایی دانشجویان از هم این تلاش‌ها در آن مقطع بی‌سرانجام ماند. در سال‌های بعد نیز تلاش‌هایی از سوی دانشجویان کُرد در سنه و بعدا تهران آغاز گردید و در ابتدا دست‌آوردهایی نیز داشت هرچند به دلایلی حوزه فعالیت آن نتوانست گسترده گردد. از جمله این فعالیت‌ها می‌توان به تشکیل "اتحادیه دموکراتیک دانشجویان کُرد دانشگاه‌های ایران" اشاره کرد که از سال 1384 در سنه تاسیس شد و دارای کمیته‌های مختلفی بود که یکی از آنها کمیته مطبوعات بود و با برخی نشریات دانشجویی کُردی همکاری‌هایی داشت. از سوی این اتحادیه تلاش‌هایی برای راه‌اندازی شاخه‌ای از آن در تهران صورت گرفت که به نتیجه نرسید و بعدا نیز تلاش‌های دیگری از سوی خود دانشجویان تهران برای تاسیس چنین تشکل‌های کلی وجود داشته است که به دلایل مختلف و گاه پس از نشست‌های محفلی متعدد، بخاطر اختلاف بر سر مسائل ساده‌ای همچون تعیین نام تشکل و تقسیم مسئولیت‌ها و ... سرانجامی نداشته‌اند. شاید بتوان گفت که یکی از عوامل ریشه‌ای به سرانجام نرسیدن و یا به انفعال رسیدن اینگونه اقدامات دانشجویان کُرد وجود فضای امنیتی در کردستان و ترس برخی نهادها از همرنگی درون و برون دانشگاه بلحاظ بافت اجتماعی بوده که موجب کاهش فعالیت دانشجویان کرد در دانشگاه‌های کردستان نسبت به تهران شده است. این عامل از یک سو سبب تبدیل شدن تهران به مرکز فعالیت‌ها و در نتیجه دوری از خاستگاه این جنبش و از سوی دیگر پیدایش یک نوع خودمحوربینی در میان دانشجویان تهران گشته است که پیامدهایی در پی داشته است. در تهران هم هرچند نسبت به دانشگاه‌های دیگر فعالیت‌های بیشتری از دانشجویان دیده می‌شود اما به دلیل دوری از کردستان و ارتباط کمتر دانشجویان دانشگاه‌های کردستان (رازی، کردستان، ارومیه و ...) با تهران مجال اقدامات مشترک نبوده است. در صورتی که برعکس اغلب دانشجویان تهران و نقاط دیگر کشور به دلیل محل سکونت خانواده‌هایشان ارتباط بیشتری با کردستان داشته‌اند. در هر صورت چنین اقداماتی هرچند می‌توانند دست‌آوردها و تاثیرات مهمی داشته باشند البته اگر تداوم داشته و اجازه فعالیت گسترده داشته باشند که تاحدودی بعید به نظر می‌رسد، اما شرط لازم جنبش دانشجویی کُردی نبوده و دانشجویان کُرد در دانشگاه‌های مختلف همچنان به فعالیت خویش ادامه داده‌اند.

کلام آخر

همانطور که اشاره شد آغاز فعالیت دانشجویان کُرد به حدود یک قرن پیش برمی‌گردد و فراز و نشیب زیادی را طی نموده است. فعالیت این دانشجویان در مقاطع قبلی و جنبش دانشجویی کُردی در مقطع اخیر بخش قابل توجهی از کلیت جنبش ملی کرد در مرحله نوین خویش را به خود اختصاص داده است. این جنبش در مرحله کنونی با توجه به شرایط جامعه و خاستگاه‌اش به ناسیونالیزم کُردی معتقد بوده و خواسته‌های ملی یا در واقع دموکراسی در معنای واقعی‌اش نه تقلیل آن به حکومت گروه خاصی را در اولویت قرار داده و در این راه پیشگام بوده است و این نقطه اشتراکش با دیگر بخش‌های جنبش کرد و اقشار دیگر و، نقطه اختلافش با جنبش دانشجویی در جاهای دیگر بخصوص جنبش دانشجویی کلی در ایران است که شاید خواسته‌های دیگری را در اولویت داشته باشند. دانشجویانی که لازم دیدند و به ناچار کلاس درس را رها کرده و عظیم‌ترین حماسه‌ها را در اوج استبداد خلق کردند، آنان که به بالاترین مقاطع تحصیلی و درجات دانشگاهی و رهبری و سطح وسیعی از ارتباطات بین‌المللی جهت شناخت مسئله کرد رسیدند، آنان که بزرگترین سازمان‌های کردی را بنیاد نهادند و در پی خلق انسان نوین کرد برآمدند، آن هنوز اساتید و هنوز دانشجویانی که در خون غلطیدند و دربند پیر می‌شوند و در تاریکی شب‌ کوه‌ها را به امید فردایی روشن با کوله باری از تجربه طی کردند، آنان که در تلاش مداوم برای کسب بزرگترین درجات علمی، هنری، ورزشی و... هستند تا هنگام در اوج قرار گرفتن آنگاه که کمتر در تیر رس و بیشتر مسلط و بانفوذ هستند حقوق ملت‌شان را فریاد بزنند و... بی‌گمان تاثیر بس شگفتی در جنبش کُرد داشته و خواهند داشت. جنبش دانشجویی کُردی که در دو دهه اخیر در ایران شکل گرفته فعالیت‌های زیادی را از برگزاری مراسمات گوناگون گرفته تا راهپیمایی و تحصنات داخل دانشگاه که گاه همراه هزینه‌های بزرگی بوده را دربرمی-گیرد اما بخش عمده فعالیت دانشجویی کردی به نشریات دانشجویی اختصاص یافته است که ضمن محدودیت‌های گوناگون به خوبی رسالت آگاهی‌بخشی خویش را انجام داده‌اند. این نشریات ضمن تلاش برای آگاه نمودن توده مردم کُرد محل تمرین نوشتن دانشجوی کُرد بوده‌اند، محل پرورش افراد زبده‌ و توانایی که نوشتن از خویش را یاد بگیرند. ضمن در نظر گرفتن تلاش‌های بزرگ برخی افراد در گذشته، انتشار گسترده این نشریات بخصوص نشریات کتابی با ارائه مقالات علمی نشان می‌دهد که دیگر انسان کُرد نمی‌خواهد داستان خویش را گاه با اشتباهاتی از زبان دیگران و گاه از زبان تحریفگر برخی رسانه‌ها بشنود و خود که بیش از هر غیری از وضعیت خویش آگاه است بصورت گسترده به نوشتن از خود، جامعه و تاریخ خویش می-پردازد و بر آن است که جهت ترجمه‌ را در آنچه مربوط به خودش است تغییر دهد چنانچه دیگر رندل‌ها، کوچراها، گونترها و دیگر محققان و پژوهشگران علاقه‌مند به مسائل کردستان از آثار خود انسان کرد در پژوهش‌هایشان استفاده کنند. حجم عظیم مقالات علمی، پژوهش‌ها، پایان-نامه‌ها و کتب دانشجویان و فارغ التحصیلان کُرد نیز گواهی بر این مدعی است و بیش از پیش نقش دانشگاه و دانشجو را می‌نمایانند.


پی‌نوشت‌ها

حاتم قادری، اندیشه‌های سیاسی در قرن بیستم، (تهران، سمت، 1380)، ص 119.

بنگرید به تعاریف جنبش اجتماعی از نگاه گیدنز، آلن تورن، بشیریه در:

1- حسین بشیریه، جامعه‌شناسی سیاسی، (تهران، نشر نی، 1378)، ص 62.

2- گی روشه‌، تغیرات اجتماعی، ترجمه:منصور وثوقی، (تهران، نشر نی، 1383)، ص131.

3- گیدنز آنتونی، جامعه‌شناسی، ترجمه‌: منوچهر صبوری، (تهران، نشر نی، 1383)، ص679.

حسین بشیریه، تاریخ اندیشه‌های سیاسی در قرن بیستم، اندیشه‌های مارکسیستی، چاپ پنجم (تهران، نشر نی، 1383)، ص 202.

مالمیسانژ، جفاتا هیفی ته‌له‌به‌یی کوردان، یه‌که‌م ریکخراوی یاسایی ته‌له‌به‌ی کورد، وه‌رگیرانی له تورکییه‌وه: زریان روژهه‌لاتی، سلیمانی: بنکه‌ی ژین، 2008.

صباح مفیدی، "بررسی عوامل ظهور و تداوم کاریزما در تاریخ معاصر کرد"، رۆژه‌ڤ، شماره‌های 8، 9 و 10، 1387، صص 201-250، ص 220. http://kdpmedia.info/extend.php?id=145

بنگرید: نه‌وزاد عه‌لی ئه‌حمه‌د، له به‌لگه‌نامه‌کانی: کومه‌له‌ی خویندکارانی کورد له ئه‌وروپا 1963-1973، سلیمانی: بنکه‌ی ژین، 2009.

حمید شوکت، نگاهی از درون به جنبش چپ ایران (گفتگو با مهدی خانبابا تهرانی)، چاپ دوم (تهران: شرکت سهامی انتشار، 1380)، ص 420. البته در این کتاب تاریخ کنگره مونیخ متفاوت ذکر شده است که طبق کتاب اسناد انجمن، کنگره مونیخ سال 1963 بوده است.

بیژن جزنی، طرح جامعه‌شناسی و مبانی استراتژی جنبش انقلابی خلق ایران (بخش دوم: تاریخ سی ساله سیاسی)، چاپ دوم (تهران: انتشارات مازیار، 1357)، ص 171.

عه‌لی که‌ریمی، ژیان و به‌سه‌رهاتی عه‌بدولره‌حمان زه‌بیحی (ماموستا عوله‌ما)، چاپی دووهه‌م (سلیمانی، وه‌زاره‌تی روشنبیری، 2005)، ل: 348.

مصاحبه با صلاح مهتدی، اینترنت، آبان 1383 (اکتبر 2004).

نادر ئینتسار، ئیتنونه‌ته‌وایه‌تی کوردی، وه‌رگیر بو کوردی: عه‌تا قه‌ره‌داغی، (سلیمانی، چاپخانه‌ی قانع، 2003).

صباح مفیدی، جنبش چپ و مسئله ملی: از رمانتسیسم تا رئالیسم (با تاکید بر سازمان کومله)، رۆژه‌ڤ، شماره‌های 4 و 5، دانشگاه تهران، صص 176-135، ص 151.