چه کسی اقتصاد ایران را نابود کرد؟

از زاگرس
پرش به: ناوبری، جستجو

پژواک کوکبیان


خلاصه

این مقاله سعی می کند انگیزه اقتصادی سیاست های انگلستان در ایران و سیاست موازی قاجار و پهلوی برای اسکان عشایر، اصلاحات ارضی و تمرکزگرایی را بررسی و ارتباط تاریخی استبداد با مالکیت، منافع بازارهای بیگانه، شکوفایی اقتصادی، یکسان سازی فرهنگی و تک محصولی شدن اقتصاد توضیح داده میشود .


کلمات کلیدی

انگلستان، استبداد، زاگرس، بازار ، آلمان، روسیه، ایران

مساله استبداد

کنت دو گوبینو در نابرابری نژادهای بشری ، جغرافیای ایران را بە شش ملت تقسیم کردە است، ایرانیان، کوردها، ترکها، اعراب، یهودیان و زرتشیان. مینورسکی تاریخ جغرافیای ایران را جنگ دائم بین ترکهای خانه بدوش و غیرمهاجران ساکن کە مانند آب و روغن باهم سازگاری ندارند توصیف میکند. برخی از مردم شناسان چون ادوارد براون بر این باورند کە جغرافیای کنونی ایران تاریخا بر جنگ و کشمکش استوار است و حیات این جغرافیا بر جنگ متکی است. قبایل بیابان نشین زمان خطر خارجی منسجم و متحد و هنگام اختلافات داخلی نقش کدخدا ، کلانتر و خان بزرگ ما بین شان پررنگ میشود،آیت اللە خمینی میگفت کە جنگ نعمت است. در حقیقت ظهور این کاراکتر؛ خان خانان، رئیس بزرگ و یا شاهنشاه (شاه شاهان) پاسخی بە این خوی جنگ طلبی دائمی قبایل بیابانی و تضاد دائمی بین دشت نشینان و کوه نشینان ارتفاعات بودە است. بە بیانی دیگر بالانشینان (highlanders) و پست نشینان (lowlanders) هموارە در تضاد بودەاند. روحیە بالانشینان/کوهنشینان بیشتر فردی (همانطور کە در ساکنان غرب زاگرس، بختیاری ها، کوردها، لرها دیده میشود) و روحیە بیابان نشینان بیشتر جمعی است .همانگونە کە میبینیم رفتارها و حرکتهای اجتماعی شان هم نشانگر همین واقعیت است. شاید بیرحمی طبیعت در بیابان بە ساکنان آن روحیە جمعی بیشتری دادە،در حالیکە کوه نشین بهترین پناهگا‌هش همان کوه است و نیازی بە حمایت دولت احساس نمیکرده است. یکی از نظریه های استبداد شرقی ، نظریه آب سالاری ویتفوگل است. نظریه ویتفوگل در خصوص جامعه آب سالار و استبداد شرقی در خصوص ایران رد میشود. با توجه به اینکه تقریبا سندی در کمک دولت و حکومت برای تقسیم آب، زهکشی و یا مدیریت آب مابین سالهای ١٧٠٠ تا ١٩٣٠ موجود نیست.

در تاریخ ایران هرگاه مستبدی به حکومت رسیدە، مردمان مرکزگرا و مرکزنشین (ایران مرکزی) با شوق بە کمک شاه و شیخ مستبد برای سرکوب دیگر ملل محروس در ایران شتافتەاند و هنگامی کە از کشتار فراغت یافتەاند بە خود مشغول میشدەاند. قیامهای سردار اسعد، قشقایی ها، کوردها، ترکمن ها همه و همه نشان از استبداد و خودکامگی قوم غالب بر دیگران دارد. در ایران پیش اسلام ، فره ایزدی و بعد از اسلام، قبله عالم، شاه شهید،نظرکردە مهر آریا و یا نماینده امام زمان و آیت خدا بر روی زمین بهانەای برای استبداد و مصادره خاک و اموال مردم بودە است. منتسکیو در روح القوانین درباره ی آسیا و حكومتهای استبدادی به لحاظ تاریخی ایران، چین، هند و ژاپن را جزء كشورهای شرقی استبدادی دانسته است. منتسکیو میگوید: در استبداد شرقی همگان(در بی حقوقی) برابرند، و تساوی شان در ترس و ناتوانی دربرابر قدرت حكومت است . در نظام استبدادی، هیچ قدرتی در مقابل حكومت وجود ندارد،احزاب یا وجود ندارند و یا بسیار ضعیف بوده اند. تنها قدرتی که گاه گاهی در مقابل حكومت قرار میگرفته مذهب و دین بوده است. منتسیكو سازمان سیاسی آسیا را براساس دو عامل طبیعی مشخص یعنی وجود دشت های وسیع و عدم اعتدال آب و هوایی میداند و مشخصه دولت خودکامه ی شرقی را وجود یك دین دولتی با پادشاه دارای مقام قدسی که به منصب دنیایی پیوند خورده ، برمیشمرد. سانسون در سالهای ١٦٨٣ تا ١٧٠٠ میلادی در ایران مامور بوده است و معتقد است که در هیچ جای دنیا حکومت به اندازه ایران استبدادی نیست(سیف ص٧٤). به نظر لمبتون، باور اینکه سلطنت مقدس و تقدس شاهنشه از صفویان به قاجاریه به ارث رسیده است. این سبب شده است که استبداد نهادینه و پذیرفته شده است.

ادامه دارد...