کارناوال بت

از زاگرس
پرش به: ناوبری، جستجو

مسعود رستمی


سی و شش سال از جنگ کردستان میگذرد؛ جنگی کە یک طرف آن ملتی قرار داشت با نگاهی معطوف بە ارزش های انسانی، و در آن سو عقلانیت معطوف بە "جهاد". در همان آغاز، ما با یک اشتباه فاحش گام در واکاوی طرف مقابل گذاشتیم: نمایندەی فاشیسم دینی/فارسی حکومت است نە عقلانیت یک ملت! در ادامەی این خوانش، اشتباه دیگری مرتکب شدیم: تغییر دولت حلال مشکلات است! این خوانش غلط بە مدت سی وشش سال بر سیاست کردی در شرق کردستان حاکم بودە و هست. تقلیل ارزش های دموکراسی بە تغییر حکومت و دولت، علاوە بر آنکە جنبش کُردی را از معنا تهی کرد، همزمان موجب ایجاد همسویی با هر گفتمانی شد کە اندک اعتقادی بە ارزش های دموکراسی خواهی جنبش کُردی نداشت و ندارد. بلکە آنچە همەی آنها را حول یک میز جمع میکرد، همانا "تغییر حکومت" بود. در این مدت، هم آوایی جنبش کُردی با مجاهدین، کمونیست کارگری، سلطنت طلبان و اصلاح طلبان، جز "تغییر حکومت" اندک تشابهی در دموکراسی خواهی و ارزش های آنها، نە یک نظام سیاسی دموکراتیک، بلکە یک دموکراسی اجتماعی دیدە نمیشود. بدین سان، رویکرد اشتباه تغییر حکومت، چیزی جز "از جا کندگی" جنبش کُردی و "پرتاب" بە درون "تهی بودگی" معنا، بە همراە نیاوردە است. بلکە بدتر در مسیری گام نهادەایم کە همانا "بت سازی" دولت و حکومت بودە است؛ و این همان چیزی است کە فاشیسم دینی/فارسی میخواهد. آدرس غلط در واکاوی فاشیسم دینی/ فارسی و تجمیع دغدغەهای جنبش کُردی شرق کردستان با گفتمان های تغییر حکومت کە جدای از تغییر حکومت از بنیان در قطب متضاد خواست ها و ارزش های دموکراسی خواهی کُردها هستند، علاوە بر جلوگیری از حرکت رو بە رشد جنبش کُردی، در "ایدئال سازی" تغییر، آب در آسیاب نە تنها اپوزسیون فارسی، بلکە در همان حال اصولگرایان و اصلاح طلبان فارسی هم ریختە است. فارس ها با هر تنوعی، هیچگونە فهمی از فاشیسم دینی/ فارسی خویش ندارند و حکومت برای آنها امری "درون گفتاری" است. در حالیکە، برای کُردها حکومت نە امری "درون گفتاری" بلکە "برون گفتاری" بودە و حافظ منافع و ارزش های یک قوم است. پرتاب شدگی جنبش کُردی بە درون "ایدئال سازی" تغییر حکومت جهشی آنی نبود و نمیتوان بە "لحظەای" تاریخی ارجاع داد، بلکە این اتفاق در پروسەای تاریخی و در مدت سی و شش سال گذشتە گام بە گام اتفاق افتاد. اما میتوان بە مرحلەی تشدید این عصر تاریک اشارە کرد: ظهور اصلاح طلبان. برخلاف بسیاری کە معتقدند اصلاح طلبی آغازی برای رهایی ملت کُرد است، نگارندە معتقد است اصلاح طلبی نە تنها جنبش کُردی را دچار بی معنایی کرد، بلکە در همان حال در "ایدئال سازی" تغییر کاری را کرد کە اصولگرایان عاجز از آن بودند؛ و آن چیزی نبود جز "کارناوال بت".

جنبش کُردی تمامی ارزش های سیاسی-اجتماعی خویش را واگذاشت و بە تغییر حکومت کە از همان ابتدا "جبر" فاشیسم دینی/فارسی از یک طرف و عدم اعتقاد بە تغییر مرزهای ساختگی در نتیجەی نظام متصلب دو قطبی از طرف دیگر، بر او تحمیل شدە بود، تقلیل یافت. اپوزسیون فارس و اصلاح طلبان نیز بە همین "جبر" چسبیدند. نتیجە آنکە جنبش کُردی همگام با این جریان های بە اصطلاح اصلاح طلب و خواهان تغییر در دام "بت سازی حکومت" گرفتار شد. نگاهی بە ادبیات موافقان شرکت در انتخابات و مخالفان شرکت، این نکتە را ثابت میکند کە هر دو حول گفتمان "بت سازی حکومت" در گردش هستند. هرچند مخالفان مشارکت یک گام از موافقان مشارکت جلوتر هستند، اما در نهایت هر دوی آنها راە حل را در "تغییر حکومت" میدانند. بدون تردید، یکی از موانع دموکراسی نە تنها در ایران، بلکە در هر حکومت غیر دموکراتیکی حکومت است. اما در جوامعی "چند قومی" کە دولت حافظ منافع و ارزش های "یک قوم" است، یا بە عبارتی با پدیدەی "دولت-قوم" مواجه هستیم، -و فارغ از اینکە دولت سکولار باشد یا دینی- رسیدن بە دموکراسی از نوع "خواست کُردی" از طریق "تغییر حکومت" فهمی سادە لوحانە از سیاست است. با این وجود، "ایدئالیزە کردن" گذار بە دموکراسی از طریق نوع اصلاح طلبی آن کە همانا تغییر سیاست های حکومت است و بخشی از جنبش کُردی با آن همراە، یا سرنگونی حکومت کە بخشی دیگر از جنبش کُردی با آن همداستان است، نهایتاً چیزی جز "بت سازی" قدرت و حکومت پیامدی نداشتە است: همەی راه ها بە تهران ختم میشود، یا دروازەهای آن را بە رویمان میگشایند، یا آن را خواهیم شکست؛ در این مسیر هم تنها نیستیم، فاشیسم دینی/ فارسی یاور ما است.

"ایدئال سازی" تغییر از دروازە سلطە اعم از نوع سرنگونی و مشارکت توسط احزاب و روشفکران آوانگارد، نە فقط موجب "از جا کندگی" جنبش کُردی و ترک هستی شناسی سیاسی خویش و خداحافظی با پهنەی "زیست جهان کُردی" و "پرتاب شدگی" بە درون گفتمان "قوم سلطە" شد، بلکە در همان حال "زیست جهان کُردی" را نیز بە حضور در گفتمان فاشیسم دینی/فارسی تشویق کرد. این "بد فهمی" سیاسی آوانگارد و آشفتگی زیست جهان، بهترین موقعیت را برای مهندسی جنبش کُردی و زیست جهان کردی توسط گفتمان فاشیسم دینی/فارسی مهیا کرد. بدین سان، جنبش کُردی هیچ نیازی برای ایجاد رابطەای درون گفتمانی میان احزاب و روشفکران خویش نمیبیند. احزاب کُردی کە تنها راه نجات را تغییر حکومت میدانند و با توجە بە اینکە حکومت در چنگ قوم سلطە است و برای تحقق آن نە مشروعیت لازم را دارند و نە توان کافی، بی نیاز از یکدیگر و حتی بی نیاز از سایر بخشهای کردستان، بە آغوش اصلاح طلبان و اوپوزسیون فارسی پناه بردە است. این احزاب بە جای طرح این سؤال کە آیا تغییر حکومت بە هر نحوی هدف واقعی کُردها است، و آیا راهکارهای دیگری برای رسیدن بە اهداف و خواست کُردها وجود دارد یا نە، دو دستی بە همان "جبری" چسبیدەاند کە نە رسالت ما کُردها اجرایی کردن آن برای سایر ملیتها است، نە توان آن را داریم؛ بدتر از همە حتی در صورت نە فتح تهران، بلکە آزاد سازی یک شهر در شرق کردستان، سیل فارس ها از کمونیست ها گرفتە، تا ناسیونالیست ها و دینیون با یک فرمان "جهاد" برای کشتار مردم کُرد سرازیر خواهند شد. اما دریغا، جنبش کُردی با "بت سازی" سلطە همچنان راه رهایی را در تغییر حکومت میجوید. اینجاست کە تنها راه رهایی انتخابات میشود و نویسندە آن را "کارناوال بت" مینامد.

" حکومت معبود" همان ایدئالی است کە هر دو گفتمان ناسیونالیسم فارسی و دینگرایی اعم از "ولایتی" آن یا اصلاح طلبان خواهان آن هستند. بە همین دلیل همەی آنها بە دنبال برگزاری "کارناوال بت" هستند. برای جناح اصولگرا، حکومت نهادی "مقدس" است، کە حفظ آن از اوجب واجبات است. اما همین جناح نیز تلاش میکند تا با دعوت بیشترین مردم بە "کارناوال بت" مشروعیت دینی آن را تضمین کند. از طرف دیگر، برای اصلاح طلبان و ناسیونالسیم فارسی، حکومت نهادی است کە در صورت فروپاشی تمامیت ارضی بە خطر خواهد افتاد؛ لذا همگان در حفظ آن همداستان هستند. هرچند هر دو جناح بە دنبال مهندسی زیست جهان جغرافیای ایران هستند، اما در این میان اصلاح طلبان نیاز بیشتری بە این مهندسی دارند. اگر آنها واقعاً بە دنبال تغییر هستند، پس باید بیشتر از جناح مقابل مواظب باشند کنترل بازی را از دست ندهند. نگاهی بە جنبش هشتاد و هشت خود دلیلی است بر این ادعا. رهبران اصلاح طلبان، آنجا کە میرفت قواعد بازی از کنترل خارج شود، حصر خانگی را بە جان خریدند، تا دولت سر پا بماند و تمامیت ارضی لطمە نخورد. برای آنها مدت زمان تغییر مهم نیست، بلکە چگونگی تغییر مهم است. بە همین دلیل نسبت بە جناح اصولگرا بسی حساستر و هوشمندانەتر عمل میکنند. بدین سان، وجە اشتراک اصولگرایان و اصلاح طلبان "کارناوال بت" میشود. هر دو جناح جدای از مهندسی زیست جهان برای هدایت و کانالیزە کردن بە سمت این کارناوال، از طریق "کارناوال بت" بە دنبال ارائەی چهرەای زیبا از حکومت هستند. پس مهمترین کارویژەی کارناوال بت مبحثی زیبایی شناسی بە خود میگیرد. کارناوال بت بر خلاف کارناوالی کە باختین از آن سخن میگوید، موضوع شادی و هیجان قدرت و حکومت است. باختین در نظریە کارناوال بە این موضوع اشارە میکند کە در کارناوال عصر فئودالی، رابطەای اینهمانی میان سوژە و ابژەی شادی و خندە وجود دارد و هدف از آن تمسخر نظام قدرت و جدیت زندگی است. اما هدف از "کارناوال بت" در ایران، جشن و سرور جهت تأیید قدرت است. زیبا جلوە دادن حکومت، کە هیجان آن جامعە را فرا میگرید، باعث میشود راه نیفتادگان بە آن و یا جا ماندگان از کارناوال دچار "تراژدی شکست" شوند. بە همین دلیل، همگان با عطشی سیری ناپذیر بە دنبال کسب تأیید، مشارکت و راه یابی بە آن هستند؛ "همە چیز با گذار از دروازەی حکومت میسر است". بدین سان، "تب کارناوال" موجب میشود، مرجع فاشیسم و بازوی اجرایی عقلانیت فاشیستی، مشروعیتی زیبایی شناسانە بە خود بگیرد، و بسیاری از روشنفکران و احزاب کردی برای گرفتار نشدن در "تراژدی شکست" بیشتر از خود فاشیسها تلاش میکنند در "کارناوال بت" حضور یابند. بدین ترتیب،" کارناوال بت" احزاب آوانگارد، روشنفکران، فعالان سیاسی-اجتماعی، خواهندگان قدرت برای دزدی و کسب اموال، ورشکستگان اجتماعی، وطن فروشان کرد، را یک کاسە میکند تا بە رقابت جهت حضور یا تأیید کارناوال بت بپیوندند.