کامران امین آوه

از زاگرس
پرش به: ناوبری، جستجو

کامران امین آوه

دکتر کامران امین آوه، یکی از ناموران جنبش کوردستان ، نویسنده، مترجم و فعال مسائل کورد و کوردستان بودند. ایشان در سال ١٣٩٣ درگذشتند.



مقالات

چپ و جنبش ملی کرد در ایران بمناسبت پانصدمین سال تقسیم کردستان

نگاهی کوتاه به معانی و کاربرد سه واژه ناسيوناليسم, شونيسم و راسيسم

کنفرانس پراگ و مساله ملی در کوردستان

ملی گرایی یا دگر ملت ستیزی

تیر، ماه خونین

من کی‌ام؟!

بدرود 'نگار'، مبارز کُرد

نمیدانم از کجا آغاز کنم. بغض گلویم را فشار میدهد. دیدن نگار، مبارز جانباخته‌ی کرد در رزم علیه تروریسم و توحش‌ اسلامی (1) و شنیدن سرودی که‌ وی در دفاع از حقوق مردم کردستان می‌سراید و اعلام آمادگی‌اش برای هر گونه‌ جانفشانی در این راه هر انسان شریفی را متأثر می‌سازد.(٢) از یک سو به بودن چنین شیردختری میبالم و از سوی دیگر دلم درد میگیرد و به این سرنوشت غم‌انگیز ملتم که باید بهترین فرزندانش را هر روز برای دفاع از مام میهن و رسیدن به رهایی آن فدا کند لعنت میفرستم؛ لعنت به آنهایی میفرستم که سرزمینم را جولانگاه سپاهیان اسلام کردند و به کبیر و صغیر رحم نمیکنند؛ لعنت به داعشی‌های ایران میفرستم که جوانان و مبارزین کرد و مردم بیگناه را در سنندج و بوکان و مهاباد و قارنا و قالاتان و ایندرقاش بیرحمانه قتل عام کردند؛ لعنت به داعش‌های جنایتکار نوین در بخش دیگری از سرزمینم میفرستم که پیروان آیین یزدی، مسیحی‌ و عربهای دگراندیش و مردم شنگال و موصل و ... را بیرحمانه و در کمال خونسردی به نام الله و اسلام – آیین محمد گستاخانه به سلاخی میکشند و صدها هزار مردم بیگناه را آواره صحراهای گرم و سوزان شنگال میکنند، تا در آنجا قربانی بلاهای طبیعی شوند و از فرط گرسنگی، تشنگی و خستگی بتدریج جان خود را از دست دهند. اما با تمام دردی که میکشم باز به فرزندان سرزمینم، به مادرانی که در دامن خود فرزندانی چون نگارها را پروردهاند، به پیشمرگان و گریلاهایی که در زیر آتشهای سهمگین دشمنان انسانیت و پروردگان آیین محمد برای کمک به آوارگان شنگال و آزادی مام میهن از دست سپاهیان اسلام شتافتند، میبالم. هر یک از نگارها و پیشمرگان گمنام سرزمینم، خود رمانی نانوشته هستند که برای رسیدن نسلهای آینده کرد به آشتی و آزادی، تفنگ بدست از جان خود مایه میگذارند، تا فرزندان آینده سرزمینم رنگ جنگ بخود نبینند و در صلح و آرامش زندگی کنند. فرزندان این آب و خاک سالهاست جان در کف برای رسیدن به صلح و سعادت ملتمان و دوستی پایدار با ملتهای دیگر، بر علیه متجاوزین رنگارنگ آن میجنگند و این قافله را سر بازایستادن نیست. بدرود نگار، ای گل ناشکفته، ای کبوتر صلح و آزادی.

١.‌ نگار حسینی، از پیشمرگ‌های حزب آزادی کردستان، در بامداد روز شنبه ۱۵ شهریور، ٦سپتامبر در جریان گلوله‌باران مواضع پیشمرگ‌ها توسط گروه "دولت اسلامی" (داعش) در نزدیکی شهر کرکوک کشته شد


زنده باد کورد تجزیه طلب، بخوان استقلال طلب!

خدا پدر این تجزیه طلبان کورد را بیامرزد. اگر اینها نبودند ما هیچ وقت چنین یکدست، یکرنگ، همزمان و همرنگ نمیشدیم و تاریخ ایران هیچگاه چنین سفره گستردهای بخود نمیدید... فراموش نکنیم که جور و ستم شاه و خمینی موجب اتحاد ما و همتاهای ما نشد ولی توطئه این کوردهای تجزیه طلب ما را چنین بهم نزدیک کرد. پس زنده باد کورد تجزیه طلب! ...


آی مردم ایران زمین بخود آئید که فاجعه بزرگی در شرف وقوع است. دو حزب کوردی کومله و دمکرات در فلات تاریخی ایران سرشان بوی قورمه‌ سبزی میدهد. اینها مرتکب گناهی نابخشودنی شده، با امضای توافقنامه‌ای دارند مرزهای خاک پرگهر را به مخاطره می‌اندازند و آشکارا زمینه را برای تجزیه و تلاشی این سرزمین مهیا میسازند. یاایهالناس بخود آئید و دگر بار، تا هنگامی که سرزمین کفر کوردها را از شر این تجزیه طلبان پاک نکرده‌‌اید، پوتین‌هایتان را در نیارید و با شعار وای ایران در رکاب سرکوبگران دیروز و امروز و میهن پرستان خاک پرست آتشین و طبیعتا با سپاهیان اسلام آنها را به خاک و خون بکشید. کوردها را می‌گم!! مرتکب گناهی نابخشودنی شده‌اند، کار به آنجا کشیده که پا از گلیم خود درازتر کرده، خود را کسی پنداشته، دم از "ملت"، "جنبش رهایی ‌بخش" و "حق تعیین سرنوشت"، "داشتن حق و حقوق"، "حفظ محیط زیست کوردستان" و کلی حرفهای نامربوط و گنده‌‌تر از دهانشان میزنند!؟ چه فاجعهای بزرگتر از این! گویی خوابهای شاه فقید دارد به واقعیت تبدیل میشود و اینها دارند خاک سرزمین باستانی ما را پارچه پارچه می‌کنند. واقعا ما چقدر دیرهنگام به حرفهای شاه وامام خمینی رسیدم، الهی نور به قبرشان ببارد! طفلکی‌‌ها سالهای سال حنجره‌شان را پاره کردند که ای امت ایران این کوردها تجزیه طلب هستند و ما باور نکردیم، چقدر ما دیر بخود آمدیم! این واقعیت محرز را ندیدیم، خواب آلود ماندیم و تازه به حرف آنها رسیدیم. بی گمان ارواح سرگردان رهبران فقید از خوشحالی برقص آمده، دارند با هم تانگو میرقصند! باید هرچه زودتر از این کوردهای تجزیه‌ طلب زهر چشم بگیریم تا مبادا خوابهای رنگین و ارغوانی دیده، طلب حق کنند. اول با آنها مرزبندی می‌کنیم و بعدش اگر حرف خوش به گوششان نرفت و گوش شیطان کر دری به تخته خورد و کرسی نشین وزارت و دربار شدیم خاکشان را به توبره می‌کشیم! اینها فکر می کنند به همین سادگی میتوانند برایمان "جمهوری کوردستان" برپا کنند. ما از شاه و خمینی چه کم داریم؟ اگر شاه توانست هزاران کورد و آذری را قتل‌عام کرده، به خاک و خون بکشد، چرا ما نتوانیم؟ تازه شعارهای ما دمکراتیک‌‌تر و دهان پرکن‌تر هم هست. راستی راستی ما از چمران و ملا حسنی‌ها مگر کمتریم؟ اگر آنها توانستند در یک چشم بهم زدن خانه‌های قارنا، قلاتان و ایندرقاش این کوردهای تجزیه طلب را با خاک یکسان کرده، تمامی اهالی آنها را قتل‌عام کنند تا از جنایات آقا محمدخان قاجار کم نیارند، مطمئن باشید ما یک سر و گردن بالاتر خواهیم بوده، روی آنان را سفید خواهیم کرد، حالا بماند تا زمانی که نیازی به پناهگاهی داشتیم سرود "زنده‌باد خلق کورد، مرگش نباد" هم از سر ناچاری سر میدادیم. ولی باور کنید "کورد خوب همان کورد مرده است!" ولی از سوی دیگر خدا پدر این تجزیه طلبان کورد را بیامرزد. اگر اینها نبودند ما هیچ وقت چنین یکدست، یکرنگ، همزبان و همرنگ نمیشدیم و تاریخ ایران هیچگاه چنین سفره گسترده‌‌ای بخود نمیدید. اگر امروز آن مدعی به اصطلاح دمکرات، کهنه کمونیست که بیش از ٣ دهه شعار "حق تعیین سرنوشت ملل تا حد جدایی" را از دهن گشاد سورنا می‌دمید و امروز نادم از پیشینه‌‌ی خود به هر ندایی انگ تجزیه طلبی و ضد دمکراتیک زده، تاریخ ایران و جنبش چپ را باب طبع از خود بهتران مینویسد تا آن مجاهد فتوی دهنده جنگ علیه کوردها و آن کورد نادم از ملیت خود که سالهاست بی پروا گرد و خاک بر چشم این و آن میپاشد، در یک صف با استخاره کنندگان شاهی در بارگاه ولی نعمت اسلامی قرار میگیرند، همه اینها از برکت همین کوردهای تجزیه طلب است که امروز ما را چنین به هم نزدیک کرده‌اند. فراموش نکنیم که جور و ستم شاه و خمینی موجب اتحاد ما و همتاهای ما نشد ولی توطئه این کوردهای تجزیه طلب ما را چنین بهم نزدیک کرد. پس "زنده باد کورد تجزیه طلب"!

سرزمین من "کردستان" - به یاد احسان فتاحیان

سرزمین من "کردستان" کانون عشق، مهر، محبت، فداکاری و از خودگذشتگی مادرانی است که‌ با قطره‌های مروارید شان هزاران "احسان" را در دامن خود پرورش میدهند. کردستان من الهام بخش فرزندان آن و گورستان دشمنانش است ...

دوشنبه ۲۵ آبان ۱٣٨٨ - ۱۶ نوامبر ۲۰۰۹


                                                ما هزاران نفر بودیم. هزاران نفر از ما شهید شدند
                                                         یا در زندان ها پوسیدند. هزاران نفر از ما به میدان
     مبارزه پشت کردند. هزاران نفر در نیمه راه ماندند.
                           اما ما هنوز هزاران نفریم.
                                                                                                         عزیز یوسفی


سرزمین من "کردستان" زادگاه ‌آزادگانی است که‌ از اوان کودکی زیر سایه‌ سنگین مرگ وهجوم های مکرر متجاوزین بزرگ شده‌، در کوچه‌ پس کوچه‌های شهر و ده‌، در کوه های سر به‌ فلک کشیده‌ و جنگل های سرسبز این سرزمین اهورایی درد یوغ، شکنجه‌ و آزار را با تمام وجود حس می کنند. سرزمین من زادگاه‌ آزادگانی است که‌ در‌ سپیده‌ صبح، آنگاه‌ که‌ مادرانشان برای گرفتن وضو و نیایش پروردگارشان برمیخیزند، سینه‌ ستبرشان لانه‌ گلوله‌های سربازان اسلام می گردد. سرزمین من، زندان من، زادگاه‌ آزادگانی است که‌ با قلبی گرم و سرشار از عشق به‌ میهن و کینه‌یی بی پایان به‌ دشمنان آزادی، طلوع خورشید رهایی و گسستن بند و زنجیرهای در هم تنیده‌شان را انتظار می کشند.

سرزمین من "کردستان" کانون عشق، مهر، محبت، فداکاری و از خودگذشتگی مادرانی است که‌ با قطره‌های مروارید شان هزاران "احسان" را در دامن خود پرورش میدهند. کردستان من الهام بخش فرزندان آن و گورستان دشمنانش است.

قلب استاد حسن صلاح "سوران" از تپش باز ایستاد!

نوای سحرآمیز شمشاڵ