کنفرانس پراگ و مساله ملی در کوردستان

از زاگرس
پرش به: ناوبری، جستجو

کامران امین آوه


در چند سال اخیر ما شاهد چندین نشست و گردهمایی از سوی اپوزیسیون ناهمگون ایرانی جهت یافتن راهکارها و مکانیسمهای لازم برای اتحاد این نیروها، چگونگی دمکراسی و نظام آینده ایران بودهایم. نمایندگان بخشی از احزاب کوردستان با شرکت فعال در سازماندهی و برگزاریی این گردهمایی‌ها در پی گفتمانی برای حل مساله کورد در چارچوب ایران برآمده‌اند. هرچند انجام گفتمان سیاسی نفسا کاری است نیک، اما در گردهمایی‌هایی با چنین ترکیب ناهمگون و ناهمخوانی، یافتن زبان مشترک در میان نیروهایی که از نظر برنامه و نظام سیاسی مطلوب آنها، فرسنگها از هم فاصله داشته، برای اهدافی متمایز مبارزه می‌کنند، کاری است بغایت دشوار و به احتمال زیاد ناممکن. چرا که نظام مطلوب برای جریانهایی از قبیل سلطنت‌طلب‌ها، مشروطه‌‌خواهان، پان ایرانیستها، نیروهای وابسته به جبهه ملی، بخشی از شخصیت‌های چپ اصلاح‌‌طلب و ملی شده و دگر تمامیت‌خواهان خاک‌ پرست با تاکید مشخص بر مقوله یک ملت – یک کشور، رد تنوع ملی و قوم خواندن ملل ایران به دور از خواست احزابی است که خواهان جامعه‌ای فدرال یا حق تعیین سرنوشت ملل تا حد جدایی و ... هستند. اختلاف این نیروها و شخصیت‌ها در رابطه با اصولی بنیادی در واقع خط قرمزی است که گذشتن از آن به بهای پشت کردن به خواست و برنامه‌های اصلی آنها خواهد بود. اسناد منتشر شده کنفرانس پراگ در رابطه با مساله ملی در ایران نشان میدهد که گفتمان بسیاری از نیروها و شخصیتهای سیاسی شرکت کننده، هنوز در دایره مقولاتی چون قوم بودن کوردها، هراس از بکار بردن واژه ملت، ترس از تجزیه ایران و حقوق شهروندی محدود مانده است. شخصیت‌های کورد شرکت کننده در کنفرانس پراگ نیز که در واقع نمایندگان بخشی از جریانات امروزی کوردستان میباشند، علیرغم تلاشهای خود، در جلب شرکت کنندگان ناهمگون این مباحث برای رسیدن به نقطه‌ای مشترک در رابطه با حل مساله ملی موفقیت قابل توجهی بدست نیاورده‌اند. امری که با توجه به گونهگونی و تنوع شرکت کنندگان نمیتوان بیشتر از این هم از آن انتظار داشت. از دیگر نکات قابل تعمق این کنفرانس، ترکیب شرکت کنندگان است که آقای جواد طالعی نیز در مقاله "نبود شفافیت مالی، چشم اسفندیار کنفراس پراگ (1)" با نقد جوانب مختلف این کنفرانس، به درستی به روشن نبودن معیار گزینش گردانندگان و مهمانان آن اشاره کرده است. این مساله به شخصیت‌های کورد شرکت کننده در این مباحثات نیز برمیگردد. این افراد تنها نمایندگان بخشی از سازمانهای مطرح کوردستان هستند. تغییرات و انشعابات متعدد در حزب دمکرات و کومله موجب از بین رفتن نقش انحصاریی آنها درسالهای اول بعد از انقلاب بهمن ٥٧ در جنبش ملی کورد شده است. از یک سو این احزاب با توجه به انشعابات مکرری که در آنها صورت گرفته، به چندین حزب و جریان مختلف تبدیل شدهاند، از سوی دیگر احزاب کوچک و بزرگ دیگری نیز پا به عرصه مبارزه گذاشتهاند که اگر از نظر تاثیرات فکری - عملی و داشتن نیرو از آنها بیشتر و کاراتر نباشند، کمتر نیستند. بنابراین بهتر است روشن شود که معیار گزینش افراد و سازمانها برای رسیدن به "اتحاد برای پیشبرد دمکراسی در ایران" در حالی که از شرکت برخی از احزاب کوردی جلوگیری یا از دعوت آنها چشم پوشی شده است، چه چیزی بوده است؟؟!!

گردهمایهای تشکیل شده در سالهای اخیر نشان میدهد که چنین نشستهایی عملا در ایجاد بستری مناسب برای اتحاد نیروهای ناهمگون و یافتن راه حلی برای مساله ملی در ایران موفقیت چندانی نداشته، ناکارا بوده است. چه بسا بهتر میبود احزاب کوردستانی قبل از تلاش‌های این چنینی برای یافتن زبان مشترک با طیفهای گوناگون و گاها با پیشینه‌های ناروشن وچه بسا مخرب، دمکراسی را اول در خانه خود تجربه کرده، با یافتن زبان مشترک با همرزمان دیروز و احزاب متنوع کورد بدور از انحصارطلبی و خودمحوریی، زمینه لازم را برای اتحاد و ایجاد جبهه متحد اپوزیسیون کورد مهیا میکردند تا با انسجام سازمانی - فکری بیشتری وارد گفتمان و مذاکره برای یافتن راه حل مساله ملی با نیروهای شوند که پایبند به اصول دمکراسی و احترام به حقوق ملل ‌تحت ستم هستند. در شرایطی که جنبش ملی در کوردستان ایران از پراکندگی و تفرق بسیار رنج میبرد انجام گفتمان یا به پای میز مذاکره رفتن بخشی از نمایندگان سیاسی ملت کورد با هر نیرو یا دولتی، بدون پشتیبانی و همکاری دگر نیروهای سیاسی کورد راه به جایی نخواهد برد، در عمل با شکست مواجه شده، نخواهد توانست پشتیبانی و حمایت اکثریت مردم کورد را بدست آورد. دامنه تحولات سریعی که در منطقه صورت میگیرد دیر یا زود به ایران نیز خواهد رسید، در این راستا لازم است احزاب و شخصیت‌های سیاسی کوردستان آمادگی بایسته را برای انجام عکس‌العمل درست در مقابل حوادث پیش بینی نشده داشته باشند. این امر قبل از هر چیز در پیوند با تشکیل جبهه متحد کورد و تدوین برنامه‌ای الهام گرفته از خواست‌های اساسی و دیرینه ملت کورد است تا بتواند نقش تاریخی خود را برای کسب حقوق ملی آن ایفا نماید. برای رسیدن به این هدف مهم بهتر است رهبران احزاب مختلف کوردستان با کنار نهادن خصومت‌، خودمحوری‌ و انحصارطلبی با ارائه طرح‌های پیشنهادی برای همکاری مشترک، ایجاد کنفرانس و پانلهایی گفتمان ملی، راه رسیدن به این جبهه و برنامه‌ای مشترک را هموار سازند. تاخیر در این امر مهم تنها به ادامه پراکندگی در صف مبارزین کورد و در نتیجه تضعیف هر چه بیشتر جنبش ملی کورد خواهد انجامید.